تبليغاتX
دانستنیها
مختلف از همه جا

 

شرح حال از زبان خودشان

 

 

 

ملكوتى ـ مسلم

 

ملكوتى ـ مسلم

نام: مسلم

شهرت: ملكوتى

زادگاه: سراب

نام پدر: يوسف

سال تولد: 1303شمسى

مسئوليّت: نمايندگى امام خمينى قدّس سرّه در استان آذربايجان شرقى و امامت جمعه تبريز،

نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره اوّل و دوم از استان آذربايجان شرقى.

 

 

 

 

تاريخ و محلّ ولادت

اين جانب به سال 1303 شمسى در حومه شهر سراب از شهرهاى آذربايجان شرقى واقع در 013 كيلومترى تبريز در ميان خانواده اى بسيار متديّن به باورهاى دينى و پاى بند به احكام الهى ديده به جهان گشود. پدرم مردى متديّن، خيّر و خوش نام و مادرم نيز از زنان پرهيزگار و آگاه بودند.

از پنج يا شش سالگى نزد عالم محلّ ـ كه از منسوبين بود ـ مشغول تحصيل شدم و به سبب داشتن علاقه شديد و مشوّقانى دل سوز، توانستم در مدتى كوتاه، سواد خواندن و نوشتن و قرآن مجيد را فرا گيرم.

 

دوران تحصيل

براى ادامه تحصيلات به شهر سراب ـ كه تقريباً در چهار كيلومترى زادگاهم واقع است ـ عزيمت كردم و در آن جا به فراگيرى كتاب هاى متداول ادبى حوزه از قبيل: جامع المقدّمات، سيوطى، شرح جامى، مغنى، مطوّل ومقدارى از منطق و اصول فقه پرداختم.

در هفده سالگى براى ادامه تحصيل به تبريز هجرت كردم و در آن جا به مدت چهار سال از محضر عالمان وارسته و نام دارى چون: آية اللّه مهدى انگجى، آية اللّه ميرزا فتّاح شهيدى و آية اللّه ميرزا محمود دوزدوزانى ـ رضوان اللّه عليهم ـ، براى فراگيرى كتاب هاى شرح لمعه، رسائل و كفايه استفاده كردم.

زمانى كه در تبريز به تحصيل علوم اشتغال داشتم، درس هايى كه پيش تر خوانده بودم، براى طلّاب ديگر تدريس مى نمودم.

 

مهاجرت به شهر قم

در سال 1321 شمسى پس از اتمام دوره سطح در حوزه علميّه تبريز براى ادامه تحصيل و بهره گيرى از محضر عالمان و دانشمندان بزرگوار، عازم شهر مقدّس قم شدم. پس از ورود به شهر مقدّس قم، بدون از دست دادن كم ترين فرصت، از محضر حضرات آيات: سيّد صدر الدّين صدر، سيّد محمد تقى خوانسارى، فيض و سيّد محمد حجّت ـ رضوان اللّه عليهم ـ كسب فيض كردم.

هم چنين در درس فقه و اصول حضرت آية اللّه حجّت كه در آن زمان از جايگاه ويژه اى برخوردار بود، شركت مى كردم.

در كنار درس هاى مراجع بزرگوار ياد شده، در درس هاى علوم عقلى حضرت امام خمينى قدّس سرّه حضورى مداوم داشتم به گونه اى كه تا آخرين سال هايى كه حضرت امام قدّس سرّه به تدريس فلسفه اشتغال داشتند، جزو ملازمان دروس حضرتشان بودم.

پس از گذشت مدتى از مهاجرتم به قم، در درس هاى حضرت آية اللّه العظمى بروجردى قدّس سرّه شركت كردم كه اين فيض تا زمان سفرم به نجف اشرف ادامه داشت.

از جمله اساتيدم در علوم معقول حضرات آيات: ميرزا مهدى مازندرانى، شيخ ابوالقاسم اصفهانى، ميرزا مهدى آشتيانى و علّامه طباطبائى بودند. براى فراگيرى قسمت الهيّات شرح منظومه از حضور علّامه طباطبائى به صورت خصوصى استفاده كردم.

براى مدتى به مشهد مقدّس سفر كردم و از محضر عالمان بزرگوار آن سامان مانند: حضرت آية اللّه العظمى سيّد يونس اردبيلى قدّس سرّه و آية اللّه ميرزا مهدى اصفهانى بهره مند شدم. رياضيات و هيئت را از آيات عظام: شيخ محمدرضا كلباسى و شيخ سيف اللّه عيسى فرا گرفتم.

 

مسافرت به نجف اشرف

در سال 1334 شمسى در سايه عنايات خداوند متعال و توجّهات حضرت ولى عصر ـ ارواحنا فداه ـ مقدّمات سفرم به نجف اشرف فراهم آمد. پس از ورود به نجف اشرف به تدريس فقه، اصول، فلسفه، كلام، هيئت، رياضى و ديگر علوم پرداختم.

در كنار اشتغال به تدريس، از حضور در درس هاى علماى مبرّز آن روز نجف اشرف غفلت نورزيدم و در درس هاى فقه حضرات آيات: ميرزا عبدالهادى شيرازى، سيّد محسن حكيم، سيّد محمود شاهرودى، شيخ حسين حلّى و نيز در درس فقه و اصول سيّد ابوالقاسم خوئى شركت مى كردم.

 

مراجعت از نجف اشرف

پس از دوازده سال اقامت درنجف اشرف و فعّاليّت مداوم علمى وتدريس علوم گوناگون، سرانجام به سال 1346شمسى به منظور سپرى كردن تعطيلات تابستان عازم ايران شدم و قصد داشتم بار ديگر به نجف اشرف بازگردم، ولى به دليل بروز برخى مشكلات و موانع به ويژه مسائل مرزى و سياسى بين رژيم هاى وقت ايران و عراق از مراجعت به نجف اشرف منصرف شدم و درپى آن، عازم شهر مقدّس قم شدم و در اين شهر سكونت گزيدم.

پس از ورود به شهر مقدّس قم به تدريس فقه و اصول پرداختم كه با استقبال جمعى از طلّاب درس خوان و فاضل روبه رو شد و در كنار درس هاى مزبور براى گروهى از طلّاب و فضلاى علاقه مند به طور خصوصى درس هاى فلسفه مى گفتم.

 

فعّاليّت هاى اجتماعى و سياسى

در كنار تدريس و تأليف، فعّاليّت هاى زيادى در صحنه هاى اجتماعى و سياسى داشتم كه مهم ترين آن ها تأسيس «كتابخانه المهدى» در شهرستان سراب بود كه موجب شد گروهى از جوانانِ فعّال متشكّل شوند و فعّاليّت هاى علمى و سياسى گسترده اى را عليه رژيم فاسد پهلوى آغاز كنند. هم چنين تأسيس صندوق هاى قرض الحسنه المهدى (عج) و مستمندان در شهر مزبور ـ كه منشأ آثار مثبت و پربارى در آن زمان بود ـ از جمله اين فعّاليّت ها مى باشند.

در مبارزه با رژيم خود كامه پهلوى، فعّاليّت هاى چشمگير و روشن گرانه اى در آذربايجان و قم انجام دادم و بارها تحت تعقيب ساواك قرار گرفتم و از سوى آنان اذيّت و آزار فراوان ديدم كه پرونده هاى باقى مانده در ساواك گوياى اين مطلب است. زمانى كه در جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم مشغول فعّاليّت شدم، جزو اعضاى فعّال آن جامعه به حساب مى آمدم و در حركت هاى دسته جمعى آن جمع حضورى فعّال داشتم تا اين كه ـ بحمداللّه ـ انقلاب اسلامى به رهبرى حضرت آية اللّه العظمى امام خمينى قدّس سرّه به پيروزى رسيد. در دوران پيروزى وپس از آن، مسئوليّت هاى حسّاس از سوى حضرت امام قدّس سرّه به عهده اين جانب گذاشته شد؛ از جمله اين كه، به نمايندگى از سوى حضرت امام قدّس سرّه براى رسيدگى به مشكلات زنجان به آن استان رفتم و بررسى هاى لازم را به عمل آوردم. هم چنين به امر حضرت امام قدّس سرّه براى رسيدگى به معضلات و مشكلات آذربايجان و بررسى اوضاع واحوال منطقه، سفرى به آن جا داشتم كه الحمداللّه مشكلات و اختلافات موجود را حلّ و فصل كردم. از فعّاليّت هاى اساسى ام حضور مستمر در دفتر استفتائات حضرت امام قدّس سرّه بود كه تا پيش از هجرتم به آذربايجان در آن دفتر فعّاليّت داشتم.

 

نمايندگى حضرت امام قدّس سرّه در آذربايجان و امامت جمعه تبريز

در سال 1360شمسى زمانى كه حضرت آية اللّه مدنى نماينده حضرت امام در آذربايجان شرقى و امام جمعه تبريز به دست منافقان كوردل به فيض شهادت نايل آمد و اوضاع آن روز آذربايجان به ويژه تبريز به دليل حسّاسيّت ويژه اى كه داشت ناهمگون شد، حضرت امام قدّس سرّه با فوريت هرچه تمام طى حكمى اين جانب را به نمايندگى خود در آذربايجان و امامت جمعه تبريز برگزيد. اين جانب على رغم ميل شخصى ام كه هيچ علاقه اى به ترك تدريس و تحقيق در حوزه علميّه را نداشتم، به لحاظ اعتقاد و اخلاصى كه به استاد و مراد خود حضرت امام قدّس سرّه داشتم و نيز مسئوليّتى را كه در قبال انقلاب اسلامى و خون هاى پاك شهيدان احساس مى كردم، به فرمان امام براى انجام تكليف شرعى در سنگرى ديگر، عازم آذربايجان شدم. معضلات و مشكلات آن روز آذربايجان به ويژه تبريز بسيار گسترده و پيچيده بود. فعّاليّت مداوم گروه هاى مخالف اسلام و نظام و پيدايش تفرقه در صفوف متحد مردم و بالاخره حسّاسيّت هاى ديگر، همه و همه خطير بودن اين مسئوليّت را اقتضا مى كرد.

اين جانب با اتكا به نيروى لايزال الهى و عنايات حضرت ولى عصر (عج) به حلّ و فصل امور و برطرف ساختن مشكلات موجود پرداختم و در كوتاه ترين زمان ممكن باصبر و حوصله بر معضلات موجود در منطقه فايق آمدم. روحانيّت معزّز منطقه با وحدت ويگانگى و تفاهم كامل و با همكارى شان در سنگر دفاع از اسلام عزيز و نظام مقدّس اسلامى همانند بنيانى مرصوص متحد شدند.

دورانى كه در آذربايجان به سر مى بردم ـ به ويژه در سال هاى اوّل ـ از حسّاس ترين دوران هاى تاريخ آذربايجان به شمار مى آيد.

حركت هاى افراد و گروه هاى تنگ نظر، بى تقوا و فرصت طلب با خواسته هاى شخصى يا باندى متأثر از هواى نفس به يارى خداوند متعال هميشه دچار شكست و عدم موفقيّت مى شد. تنها امرى كه موجب شد در تبريز بماندم و در اين راه متحمّل مصايب و شدايد فراوان شوم، چيزى جز عمل به تكليف شرعى نبود و ملاحظه تكليفى بود كه در قبال خون هاى پاك شهيدان احساس مى كردم.

در دوران دفاع مقدّس از هيچ كوششى دريغ نكردم. مردم مسلمان را به شركت همه جانبه در اين امر دينى ملّى بسيج مى كردم. جذب و هدايت كمك هاى مردمى به جبهه، حضور مداوم در سنگرها به ويژه در هنگام عمليّات ها و تبيين مواضعِ به حق نظام جمهورى اسلامى با سخن رانى هايم در نماز جمعه و... از ديگر فعّاليّت هاى اجتماعى و سياسى اين جانب مى باشند.

قابل توجّه است كه در كنار اين همه مشاغل، از رسيدگى به امور ومعضلات ستمديدگان و محرومان و يارى رساندن به آنان و نيز اداره حوزه هاى علميّه آذربايجان با همكارى گروهى از علماى تبريز غافل نبودم.

در مدت چهارده سالى كه در تبريز بودم هرگز از فعّاليّت هاى علمى و تحقيقى غفلت نورزيدم. تدريس ابواب مختلف فقه، اصول، فلسفه وكلام از فعّاليّت هاى جدّى و منظّم اين جانب به شمار مى آيد. در كنار اين قبيل اشتغالات نيز با حضور در سمينارهاى مختلف علمى، سياسى و اجتماعى كه در مراكز گوناگون نظير دانشگاه ها و غيره تشكيل مى شد، فعّاليّت داشتم.

 

مراجعت به حوزه علميّه قم

آن گونه كه پيش تر گذشت جدايى از قم و سكونت در تبريز، امرى بر خلاف ميل درونى ام بود، و تنها عامل پذيرفتن اين مسئوليّت خطير، عمل به وظيفه شرعى بود و بس. و چه بسيار كه در پيش دوستان و خويشان آرزوى مراجعت به قم را بر زبان مى آوردم واز اين كه از آن شهر مقدّس دور شده بودم، اظهار تأسف و تألّم مى كردم.

همواره در فكر مراجعت به قم بودم. پس از رحلت حضرت امام قدّس سرّه به دليل مسائل و رويدادهايى كه در ارتباط با رهبرى بعد از امام خمينى قدّس سرّه پيش آمد، خروج خود را از آذربايجان در بدو امر رهبرىِ مقام معظّم رهبرى آية اللّه العظمى خامنه اى ـ مدّظلّه ـ هرگز به صلاح اسلام و انقلاب اسلامى نديدم. از اين رو، براى پيش گيرى از بروز حوادث و تحكيم موقعيّت وجايگاه ويژه رهبرى براى مدتى ديگر در تبريز ماندم و سرانجام زمانى كه به حول و قوّه الهى كارها در بستر مناسب خود قرار گرفت و مقدّمات مراجعتم به قم ـ كه هميشه مورد عشق و علاقه ام بود ـ فراهم آمد، با دعوت برخى از اعاظم حوزه و موافقت مقام معظّم رهبرى در خرداد 1373 به شهر قم، عش آل محمدصلّى الله عليه و آله وارد شدم و پس از سپرى كردن تابستان آن سال، شروع به تدريس فقه و اصول كردم.

 

تأليفات

1. الربافى تشريع الاسلامى (اين اثر، سه جلدى است كه تنها يك جلد آن ها به چاپ رسيده است)؛ 2. مسجد مسجد شد (دو جلد شامل يك دوره تاريخ كامل آذربايجان)؛ 3. المحاكمات؛ 4. شرح كفاية الاصول؛ 5. يك دوره اصول؛ 6. حاشيه بر اسفار؛ 7. حاشيه بر شفا؛ 8. الامن العالم فى الاسلام اوالامر بالمعروف والنهى عن المنكر؛ 9. تفسير سوره فاتحه؛ 10. المنافقون فى القرآن و السنة والتاريخ؛ 11. الفرق بين الدّين والعلم و الفلسفه؛ 12. توضيح المسائل؛ 13. مقتل الامام الحسين عليه السّلام ؛ 14.الحاشيه على العروة الوثقى؛ 15. مناسك حج؛ 16. الصلاة؛ 17.الحدود و الديات؛ 18.رقبات موقوفه طبق وقف نامه.

19/7/1379

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 15:15  توسط کیانوش ولی نژاد | 

محمدامین رسولزاده

Mehmed Emin Resulzade  1884 - 06 Mart 1955

1884-1955 yılları arasında yaşayan Resulzade, Azerbaycan Türklerinin yetiştirdiği en büyük devlet ve hükûmet adamlarının başında gelir. Onun sağlığında iken anlatanlar “kalem, kelâm ve mefkûre üstadımız” sözleri ile ifade etmişlerdir. Resulzâde’nin, mütefekkir ve inkılâpçı, siyaset ve devlet adamı, muharrir, edib ve hatip cephelerinden çeşitli portreleri yapılabilir. Resulzâde ise bu cephelerin hemen hepsinde de büyük bir üstad durumundadır. Azerbaycan Cumhuriyeti’nin kurulmasında, işlemesinde ve gelişmesinde bizzat katıldığı liberal-demokratik bir mefkûreyi, mücâdeleci bir taktik ile birleştirmesini bilen Resulzâde, inkılâpçı bir hürriyet ordusunun yetişmesine, daha genç yaşlarda başlamıştı. Çarlık Rusyasının genç Resulzâde’si, 1903 ve 1904 yıllarında, kendisinin kurduğu “Azerbaycanlı Genç İnkılâpçılar Komitesi”nin başında bulunmuştur. Çarlık Rusyasının istibdadına karşı direnen ilk makalelerini de bu dönemde 1903 yılında yayınlamıştır. Kısa bir süre sonra 1905’de patlak veren Rus-Japon savaşında Çarlığın yenilmesi Rusyadaki mutlakıyet ve koyu istibdadın temellerini de sarsmıştır. Bakû gibi Türk kültürünün merkezlerinden birisi olan Azerbaycan’da uyanış hareketine dayanamayan jandarma-polis devleti yarım yamalak bir meşrutî yönetime rıza göstermek zorunda kalmıştı. 1905’de temin olunan bu sınırlı hürriyet sayesinde Azerbaycan’ın bu en büyük aydınlar merkezi Bakü’de günlük, aylık ve haftalık gazete ve dergiler yayınlanmaya başlamıştır.Basında Ali Merdan Topçubaşı, Ahmed Ağaoğlu, Hüseyinzade Ali ve Azerbaycan basının kurucusu durumundaki Zerdablı Hasan Beyler’in başını çektikleri aydınlar topluluğu Batı Avrupa kültürünün verdiği büyük birikimle ülkelerinin istiklâline ve yükselmesine gönül vermiş büyük bir topluluk vardı. Bu yazarlar ve aydınlar kafilesine Resulzâde de katılmıştı. Azerbaycan millî çevrelerini dolduran garbçılık-Avrupacılık, şarkçılık-İslâmcılık ve Çağdaşlaşmak şeklinde yorumlayan ve formüle eden Ali Bey (Hüseyinzâde) daha sonraları Ziya Gökalp tarafından da benimsenerek işlenen bu temel prensipler, genç Resulzâde üzerinde kuvvetle etkili oluyordu. Çok geçmeden onu, 1906’da neşriyatına başlayan “Tekâmül”ün başında görürüz. İnkılâpçı milletsever gençliğin fikirlerine tercüman olan bu gazetenin program makalesinde, kendi deyimi ile “milletlerin, kavimlerin, toplulukların, sınıfların ve şahısların hukukda ve seçtikleri yolda hür ve eşit olmalarını ve her türlü saldırıdan korunmalarını” savunan genç ve inkılapçı düşünür Resulzâde, bu tezini hayatı boyunca işleyecek ve “insanlara hürriyet, milletlere istiklâl” şeklinde formüle ettiği millî bir mefkûre haline getirecektir.

AZERBAYCAN DIŞINDAKİ ÇALIŞMALARI

Onu 1908’den 1911 yılına kadar Tahran’da ve 1911 ve 1913 yıllarında İstanbul’da çalışırken buluruz. Merkezi Azerbaycan ve onun başşehri Tebriz ‘in teşkil ettiği İran inkılâbı, hürriyet ve demokrasi aşığı Mehmet Emin’i de cezbetmişti. Hürriyet ordusunun zaferle Tahran’a girişi ve meşrutiyetin ilanı üzerine Tahran’da yayınına başlayan Batı usulünde ilk günlük (Yeni İran)gazetesinin müdürü ve başyazarı Mehmed Emin olmuştur. Türkiye ile İran’da Hürriyet’in başarılı olmasına ve meşrutiyet idaresinin kurulmasına karşı, Rusya’da irtica ve baskı rejimi yeniden hortlamıştı. Çarlık ülkesindeki büyük Türk ve İslâm kitlelerinin ayaklanmasından ve istiklâl istemelerinden tedirgin olan ve büyük bir korku içinde bulunan rejim, baskısını bu zümreler üstünde yoğunlaştırıyordu. Ayrıca Kafkasya’nın yanı başında bir hürriyet üssünün kurulmasına ve gelişmesine tahammül edemeyen Rusya bu hürriyet ve istiklâl hareketini her vesile ile bastırmak ve yok etmek için girişimlerini sürdürüyordu. Sonunda ordusu ile müdahale ederek Millet Meclisi’ni bombardıman ediyor, hürriyet ve istiklal arzularını boğuyordu. Kendilerine teslimini talep ettikleri Resulzâde Mehmed Emin, Seyyid Hasan Takizade ile birlikte Türkiyeye iltica etmek zorunda kalıyorlardı. İslâm Birliği fikirleri ile Osmanlılık akımlarının sönmeye ve onların yerinde Türk milliyetçiliği fikirlerinin gelişmeye başladığı günler yaşanıyordu. Rusyadaki Türklerin temsilcileri, bunlar arasındaki Ahmed Ağaoğlu ve Hüseyinzade Ali Beylerin de katılması ile Türkçülük akımı büyük bir güç haline geliyordu. Resulzâde Mehmed Emin, İstanbul’da yeni kurulup gelişmekte olan Türk Ocakları katılıyordu. Yeni yayınına başlayan Türk Yurdu dergisinde İran Türklerine, Rusyadaki Türkçülük ve milliyetçilik akımlarına dair çok sağlam makaleler yazıyor, yorumlar yapıyor ve bu bölgelerdeki Türklerin tarihine, folklor ve etnoğrafyasına, tarihi emellerine yer veren büyük akisler gören yazılar yazıyordu. Aynı zamanda Azerbaycandaki Çarlık aleyhine sürdürülen istiklal hareketlerinin temsilcileriyle de temas halinde idi. Orada gizlice yürütülen hareketin içinde bulunanlara stratejiler üretiyordu. Bu çalışmaları sonucunda Bakü’de millî-demokrat “Müsavat Partisi”nin kurulmasını teşvik ediyordu. Burada milliyetçilik şuurunun uyanmasını da bu vesile ile başlatmıştı. Aynı zamanda Reşulzâde Türkiyedeki milliyetçilik ve Türkçülük akımlarını da geniş çapta etkiliyordu. Önceleri Türk imparatorluğu coğrafyasını hedef alan Türk Ocağı çalışmaları, bu defa Türk dünyasını ilgi alanı haline getiriyodu. Daha sonra kendilerine katılan Kırım ve Tataristan âlimlerinden Yusuf Akçura ve Sadri Maksudî Arsal gibi büyük Türk mütefekkirleri aracılığı ile kuvvetli bir ekip halinde gece gündüz büyük Türk milletinin geleceğini hazırlıyorlardı.
1917’de Çarlığın yıkılması üzerine derhal büyük bir hareketlilik kazanan Türk ülkeleri arasında Azerbaycan ilk istiklâlini ilân eden ülke oluyordu. Resulzâde ülkesinde idi ve var gücü ile Ruslardan kurtulmak için teşkilatlanıyordu. Sonuçda kendisinin kurup geliştirdiği “Musavat Partisi” ekibi ile kendi millî devletlerini kurmuş ve başına geçmişti. Kızılordunun ülkesini işgal ile istiklaline son verdikten sonra Türkiyeye sığındığı arkadaşları ile beraber Avrupa’ya geçmiş ve büyük lider Atatürk’ten gördükleri büyük destek ile orada yaptıkları yayınlarla büyük hizmetler vermişlerdir. Onun kurduğu ve yetiştirdiği Azerbaycan aydınları “Bir kere yükselen bayrak, bir daha inmez” prensibini onun bıraktığı dönemden devir alarak sürdürmüşler ve bugünkü durumu meydana getirmişlerdir.

Eserleri:
Azerbaycan Cumhuriyeti (1922)
Istiklâl Mefkûresi ve Gençlik (1925)
Azerbaycan Misak-ı Millisi (1927)
Milliyetçilik ve Bolşevizm (1928)
Azerbaycan Şâiri Nizâmî (1951

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 16:24  توسط کیانوش ولی نژاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
آرشیو موضوعی
مقالات علمی , پزشکی , پژوهشی
مقالات ورزشی
مقالات فرهنگی و اجتماعی
مقالات اقتصادی
گالری عکس
مقالات مختلف
مقالات تاریخی
بیوگرافی افراد مشهور دنیا
بخش ترکی (( TURK YAZILARY ))
طنز
تسلیحات نظامی
مشخصات معماری ابنیه های دنیا
خبرهای داغ
مشخصات اسلحه های انفرادی
آموزش کامپیوتر
تحلیلات نظامی
بخش ادبی
شناخت انواع مواد مخدر
آموزشی
مجموعه قوانین و آیین نامه های کشوری
سیاسی و جناحی ...!
پیوندها
سایت شخصی دکتر اکبر اعلمی
گذری بر ترکان ایران
سوته دلان
یادگاری تاریک
ِهشت
سایتی مفید
سایت خبرنگار شجاعی
سایتی جالب و دیدنی
عروسی در جاهای مختلف دنیا
متن کامل انجیل به زبان فارسی
قیمت وبلاگ شمادر بازار جهانی
مشخصات رده بندی سایت شما در اینترت
محاسبه قد و وزن ایده آل
رها
خبرگزاری پژواک ایران
سکوت من
روزنامه نگار زرد
كاغذ پاره هاي يك خبرنگار
انجمن روزنامه نگاران ایران
روزنامه نگار نو
خبرنگار آزاد
برگزيده هاي يك روزنامه‌نگار
نوشته هاي يك خبرنگار آزاد
جمعیت مبارزه با اعتیاد خراسان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


آمار وبلاگ

افراد آنلاين:
PageRank