![]() |
![]() |
|
| مختلف از همه جا |
|
میرحسین موسوی خامنه (زاده ۷ مهر ۱۳۲۰ در خامنه) سیاستمدار، نقاش و معمار ایرانی است. او پنجمین نخست وزیر جمهوری اسلامی و آخرین نخست وزیر ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ بود. او پس از فوت روحالله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخستوزیری، از فعالیتهای اجرایی کناره گرفت و در سال ۱۳۷۷ با تأسیس فرهنگستان هنر به ریاست آن انتخاب شد و عمده فعالیت خود را در این نهاد متمرکز کرد.[۱] موسوی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) در رشته معماری، کارشناسی ارشد دریافت نموده و از سال ۱۳۶۳ تاکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. از سال ۱۳۶۸، به تدریس در دانشگاه تربیت مدرس پرداخته و همزمان به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.[۲] دیگر پستهای او در گذشته وزیر امور خارجه در دولت محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی (سال ۱۳۶۰)، عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی، ریاست ستاد انقلاب فرهنگی بودهاند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 19:27 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
آيت الله العظمي محمد بهجت فومني در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده اي ديندار و تقوا پيشه، در شهر مذهبي فومن واقع دراستان گيلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکي طعم تلخ يتيمي را چشيد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:45 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
«تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد ميگذرد ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد... ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روحالله.» ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:20 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
تذکر مدیر سایت : ۱- کلیه مطالب مندرج در سایت از سایتهای مختلف جمع آوری گردیده و منابع موضوعات ثبت گردیده است .۲- مطالب مندرج در سایت به هیچ عنوان مورد تایید یا رد مدیر سایت نبوده و قضاوت انتخاب با محققان و خوانندگان آن مطلب می باشد .
آیت الله حسینعلی منتظری متولد سال 1301 ه.ش.(1922م.) در شهر نجف آباد استان اصفهان در خانواده اى کشاورز به دنيا آمد. پدرش مرحوم حاج على كشاورز ساده اى بود كه در كنار كار روزانه اش با كتاب و كتابخانه دمساز، و معلم اخلاق و مدرس قرآن بود. آيت الله منتظرى از هفت سالگى آموختن را با ادبيات فارسى و سپس صرف و نحو عربى آغاز كرد، و در سن 12 سالگى به حوزه علميه اصفهان وارد شده و در سن 19 سالگى اصفهان را به قصد ادامه تحصيل در قم ترك نمود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 4:35 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
![]() بی نظیر بوتو در سال 1953 در شهر کراچی به دنيا آمد. پدرش ذوالفقار علی بوتو از سیاستمداران مهم پاکستان پس از استقلال بود که مقامهایی چون وزارت خارجه، نخست وزیری و ریاست جمهوری اين کشور را بر عهده داشت. اين عکس پس از بازگشت او از آکسفورد در سال 1977 برداشته شده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 0:3 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
. سخنان مقام معظم رهبر انقلاب در مورد دكتر لاريجاني
سخنان مقام معظم رهبر انقلاب در مورد دكتر لاريجاني رهبر معظم انقلاب در ادامه بازديد خود از صدا و سميا در جمع معاونان، مديران و مسوولان بخشهاي مختلف اين سازمان با قدرداني صميمانه از آقاي لاريجاني رييس صدا و سيما افزودند: در دوران ده سال مسووليت آقاي لاريجاني تحولات عميقي در صدا و سيما صورت گرفته و اين سازمان حقيقتا تغيير هويت داده است كه روند اين پيشرفتها بايد با انجام و كارآمدي بيشتر ادامه يابد. حضرت آيت الله خامنه اي، دلسوزي، ايمان قوت فرهنگي، برخوداري از ويژگي هاي انقلابي و آشنايي با مسائل كشور را از خصوصيات آقاي لاريجاني برشمردند و افزودند: صدا و سيما در دهه اخير تحت فشارهاي مستمري قرار داشته است اما براستي كارهاي بزرگ و ارزشمندي انجام داده كه جاي تشكر قلبي و صميمانه دارد.
دكتر علي لاريجاني متولد سـال 1336 , فرزند مرجع بزرگوار تقليد مرحوم آيت الله العظمي حاج ميرزا هاشم آملي از علماء برجسته حوزه هاي علميه نجف و قم مي باشد . ايشان همچنين داماد استاد شهيد آيت الله مرتضي مطهري است . دكتر لاريجاني در سال 1358 در رشته رياضيات و علوم كامپيوتر در مقطع ليسانس از دانشگاه صنعتي شريف با رتبه اول فارغ التحصيل شد . سپس به پيشنهاد و توصيه استاد شهيد مرتضي مطهري تغيير رشته داد و فوق ليسانس و دكتراي خود را در رشته فلسفه غرب از دانشگاه تهران اخذ نمود . وي هم اكنون استاد و عضو هيئت امناء چندين دانشگاه و مركز پژوهشي است. دكتر علي لاريجاني در زمينه هاي مختلف داراي تاليفات علمي است كه از جمله آن 3 كتاب در زمينه فلسفه كانت و 15 مقاله پژوهشي در موضوعات مختلف علمي است . دكتر علي لاريجاني قبل از انقلاب در مبارزات اسلامي ملت ايران حضور فعال و موثر داشت و پس از پيروزي انقلاب سلامي نيز داراي مسئوليت هاي مهم و كليدي بوده است .وي بعد از پيروزي انقلاب به و توصيه استاد شهيد مرتضي مطهري و با توجه به اهميت و حساسيت رسانه صدا وسيما به اين سازمان رفت و بعنوان مدير كل برون مرزي و دفتر مركزي خبر سازمان صدا وسيما انجام وظيفه نمود. دكتر علي لاريجاني سپًس مسئوليت خطير رياست سازمان صدا وسيما را طي سالهاي 60 و 61 عهده دار شد . دكتر علي لاريجاني در اين مقطع كه همزمان با دوران دفاع مقدس و درگيريهاي سياسي داخلي نيروهاي انقلاب با جريانات انحرافي مانند بني صدر , منافقين و .... بود , به خوبي از عهده اداره اين رسانه مهم بر آمد بطوري كه صدا وسيما درآن مقطع نقش بسيار محوري و تعيين كننده در توفيق نيروهاي انقلاب داشت . لاريجاني طي سالهاي 61 تا 70 در سمت هاي : معاونت وزارت كارو امور اجتماعي, معاون وزارت پست و تلگراف و تلفن , معاونت وزارت سپاه و جانشين ستاد كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي انجام وظيفه نمود وخدمات شاياني را بويژه در عرصه دفاع مقدس انجام داد. دكتر علي لاريجاني در سال 1370 بعنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به مجلس شوراي اسلامي معرفي و با راي بالا به اين سمت انتخاب گرديد و تا سال 1372 در اين وزارتخانه خدمت كرد. وي سپس در سال 1373 بنا به حكم مقام معظم رهبري ( مدظله العالي ) بعنوان ريئس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران منصوب شد و تا سال 1383 به مدت ده سال مديريت اين سازمان را به عهده داشت . دكتر علي لاريجاني در دوره ده ساله رياست سازمان صدا و سيما تحولات شگرفي را در اين سازمان ايجاد كرد . در دوره مديريت دكتر علي لاريجاني سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران كه در سال 1373 تنها دو شبكه تلويزيوني و7 ساعته و 2 شبكه راديويي داشت , داراي 7 شبكه تلويزيوني و 8 شيكه راديويي ملي و سراسري , 30 شبكه راديويي استاني و 24 شبكه تلويزيوني استاني شد . دكتر علي لاريجاني همچنين چندين شبكه بين المللي از جمله شبكه هاي جام جم 1 و 2 و 3 را براي ايرانيان خارج از كشور و شبكه هاي متعدد برون مرزي از جمله شبمه سحرو نيز شبكه بين المللي العالم را براي جهان اسلام بنيان گذاشت . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 15:26 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
استخراج شده از:نخبگان سياسی ايران جلد چهارم چاپ اول سال 1372 ص:483 تاليف زهرا شجيعی اسامی طالبوف (دوره اول) و ابراهيم زنجانی(دوره دوم) در کتاب فوق وجود نداشتند.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 15:6 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
نام و نام خانوادگي : نانسي عجرم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 15:53 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
نوشته: وفيق غريزي
ترجمه: محمد جواهركلام نقش مادر در زندگی جبران خلیل جبران (1883 ـ 1931)
ميديد بشدت خشمناك ميشد. مادرش در زندگي، پناهگاهش بود. جبرانهميشه به سوي او ميآمد تا پذيرايش گردد و روان دردكشيدهاش را درمان كند.
سخن ميگفت، زيرا در اين گونه موارد، عشق فروخورده كار خود را ميكرد. در بخش بزرگي از نامههايش به ماري هاسكل، او را چنين خطاب ميكرد: «مادر عزيز قلب من، با مژههايم بر دستانت بوسه ميزنم.» و: «دستان الهي تو زندگي بهتري ارزانيام داشتند.»
و در وجود تو مردي را پيدا كنم كه دوستش دارم. از الهه مادران و عشاق ميخواهم كه مرا در انجام اين وظيفه دشوار ياري دهد.» چمع آوري از كيانوش ولي نژاد |
|||
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آذر 1385ساعت 18:12 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
نام : آریل نام خانوادگي: شاينزمن شاينزمن، ملقب به آريل شارون، در سال 1928 در روستاي كفر ملال به دنيا آمد. پدر وي ساموئل مردخاي شرابير، لهستاني تبار است و از لهستان به قفقاز رفت و در آنجا به كشاورزي پرداخت. بعد از قفقاز به فلسطين رفت و در روستاي كفر ملال سكونت گزيد. حس عربستيزي از همان كودكي در آريل شارون تقويت شد. در سال 1933 از پدر تفنگي را به عنوان هديه تولد دريافت كرد و شكار فلسطينيها را از او آموخت. پدرش دوست داشت شارون در رشته كشاورزي درس بخواند. به همين منظور او را از كودكي به مزارع موشاو (نوعي مزارع اشتراكي) براي كار كردن مي برد. اما خلاف رأي پدر رشته كشاورزي را دوست نداشت. مدرك كارشناسي حقوق را از دانشگاه عبري قدس و كارشناسي ارشد همان رشته را از دانشگاه تلآويو دريافت كرد. شارون 14 ساله بود كه به گروه تروريستي هاگانا پيوست. در سال 1947 عضو پليس شهركهاي يهودي بود. در بيست سالگي وي، جنگ 1948 كه به اشغال بسياري از سرزمينهاي فلسطيني منجر شد، شروع و او در جنگ شركت كرد. در اين جنگ او سمت فرماندهي پيادهنظام را در بخش اسكندريه بر عهده داشت. در آغاز سال 1949 فرمانده يك گروهان بود. اما در سال 1951 افسر فرماندهي گردان اطلاعات مركزي بود. از سال 1953-1952 در دو موضوع تاريخ و خاورميانه در دانشگاه عبري قدس تدريس كرد و در همان زمان فرمانده يگان ويژه 101 بود. يگاني كه به خواست او از زندانيان محكوم به مرگ تشكيل شد تا كشتار فلسطينيان را آنگونه كه دلخواه او بود انجام دهند. نخستين قتل و عام اين گردان به فرماندهي او در يورش به روستاي مرزي "القبيه" بود كه كشتار وسيعي به راه انداخت و 69 فلسطيني را كه اكثراً زن و بچه بودند، به طرز بسيار فجيعي كشت و 41 منزل را ويران كرد. در سال 1954 اين گردان با گردان چتربازها ادغام شد و او در سمت فرماندهي گردان جديد فعاليتهاي تروريستي خود را هم عليه فلسطينيان و هم عليه كشورهاي عربي ادامه داد شارون در سال 1956 با سمت فرماندهي تيپ زرهي و به همراه گروه تروريستي خود ، گذرگاه "المتيله" را اشغال كرد . وي تا سال 1964 در اين سمت بود . اما دراين مدت اختلافات زيادي با روساي خود در آن موقع از آن جمله موشه دايان كه رياست ستاد ارتش را به عهده داشت ، پيدا كرد . تمام اين اختلافات بخاطر اشغال المتيله بود كه ظاهراً هيچ سودي براي رژيم صهيونيستي نداشته وموجب شده بود كه ضررهاي زيادي را هم از بابت اين اشغال متحمل گردد . سرانجام در سال 1964 براي ادامه تحصيل به فرانسه رفت تا در رشته علوم سياسي تحصيل كند . پس از بازگشت از فرانسه تا سال 1969 فرماندهي ارتش شمال را بر عهده داشت . از سال 1973 - 1969 فرماندهي ارتش جنوب به او واگذار شد . او كه سنگدلي و آدم كشي را در تمام عمليات از خود نشان داده بود با آنكه در جنگ 1973 رژيم صهيونيستي از اعراب شكست سختي خورده بود اما بدليل اقدامات جنايتكارانه اش عليه اعراب در صحراي سينا سربازانش به وي لقب پادشاه دادند . از همين جنگ بود كه وي از ارتش استعفاء داد و گام به عرصه سياست نهاد . شارون كه در سال 1970 قتل عام خونين و گسترده اي را براي جلوگيري قيام مردم غزه انجام داده بود به سال 1974 در اولين انتخابات پارلماني خود ، از سوي حزب تندروي ليكود توانست به كنست راه پيدا كند . در سال 1975 اسحاق رابين او را به عنوان مشاور نظامي خود انتخاب كرد . در انتخابات سال 1977 شارون بدليل محبوبيت زيادي كه در اثر كشتار فسطينيان نزد صهيونيستها داشت ، در راس فهرست نامزدهاي مستقل ، به كنست راه پيدا كرد . مناخيم بگين در اين دوره او را به سمت وزير كشاورزي وشهرك سازي منصوب كرد . زمان تصدي وزارت كشاورزي او با اشغال بيشتر زمين هاي فلسطينيان و صرقت آبهاي آنان هم زمان شد و وي توانست كشاورزي رژيم صهيونيستي را با پشتيباني آمريكا متحول سازد و شهرك سازي در اين زمين هاي اشغالي شتاب بيشتري گرفت . پس از آنكه در اردن ، ارتش اين كشور به اردوگاه هاي فلسطيني يورش برد و سپتامبر سياه را در تاريخ فلسطين رقم زد . نيروهاي مقاوت فلسطين به لبنان رفتند و در جنوب لبنان مستقر شدند . پس از تصويب يك حمله همه جانبه به جنوب لبنان توسط دولت رژيم صهونيستي ، آريل شارون در سال 1981 به وزارت جنگ برگزيده شد . در سال 1982 ارتش تروريستي اين رژيم با تجهيزات و سلاحهاي اهدايي آمريكا ، انگليس و فرانسه و پشتيباني سياسي ، تبليغي و اطلاعاتي رژيم هاي استكباري به ويژه آمريكا، بيروت پايتخت يك كشور عربي را پس از بيت المقدس به اشغال خود در آورد . شارون در همين سال كشتار وحشيانه ي صبرا و شتيلا را در پرونده سراسر جنايات خود وارد كرد . قتل عام وسيعي از زنان و كودكان و مردان در اين دو روستا به راه انداخت و در نزد جهانيان به قصاب صبرا وشتيلا معروف شد . عمق فجايع آنچنان بود كه دولت رژيم صهيونيستي براي آرام كردن اوضاع و تنشهاي ايجاد شده او را از وزارت جنگ بركنار نمود . شارون از سال 1988ـ 1984 وزير صنايع بازرگاني بود . پس از انتخابات 1966 به وزارت شهرك سازي و اسكان برگزيده شد . در زمان وزارت او، علي رغم تمام مخالفتهاي داخلي و خارجي (كه اكثراً بازي سياسي بود ) به ساختن شهركها در سرزمينهاي اشغالي و اسكان صهيونيستهاي تازه وارد در آن ادامه داد . در اصلاح اين كابينه به وزارت امور خارجه منصوب گرديد. شارون در ششم فوريه 2001 به بالاترين منصب رژيم صهيونيستي يعني سمت نخست وزيري دست يافت . اين مسئله براي او مجالي بوجود آورد تا به كشتار وقلع وقمع فلسطينيان ادامه دهد . او كه با حضور خود در مسجد الا قصي موجب خشم مسلمانان و شرع انتفاضه الا قصي شده بود پيش از نخست وزيري قول داد كه كار فلسطينيان را در 100 روز تمام كند و رژيم اسرائيل را در منطقه تثبيت كند . اما او تنها به هر چه بيشتر كشتن فلسطينيان پرداخت و روزي نشد كه فسطينيان شهيد نشوند و وي مجدداً در سال 2002 به نخست وزيري رسيد . عملکرد: شارون 14 ساله بود كه به گروه تروريستي هاگانا پيوست.فرمانده يگان ويژه 101 بود. يگاني كه به خواست او از زندانيان محكوم به مرگ تشكيل شد تا كشتار فلسطينيان را آنگونه كه دلخواه او بود انجام دهند. نخستين قتل و عام اين گردان به فرماندهي او در يورش به روستاي مرزي "القبيه" بود كه كشتار وسيعي به راه انداخت و 69 فلسطيني را كه اكثراً زن و بچه بودند، به طرز بسيار فجيعي كشت و 41 منزل را ويران كرد. در سال 1954 اين گردان با گردان چتربازها ادغام شد و او در سمت فرماندهي گردان جديد فعاليتهاي تروريستي خود را هم عليه فلسطينيان و هم عليه كشورهاي عربي ادامه داد شارون در سال 1956 با سمت فرماندهي تيپ زرهي و به همراه گروه تروريستي خود ، گذرگاه "المتيله" را اشغال كرد . وي تا سال 1964 در اين سمت بود. او كه سنگدلي و آدم كشي را در تمام عمليات از خود نشان داده بود با آنكه در جنگ 1973 رژيم صهيونيستي از اعراب شكست سختي خورده بود اما بدليل اقدامات جنايتكارانه اش عليه اعراب در صحراي سينا سربازانش به وي لقب پادشاه دادند . زمان تصدي وزارت كشاورزي او با اشغال بيشتر زمين هاي فلسطينيان و صرقت آبهاي آنان هم زمان شد و وي توانست كشاورزي رژيم صهيونيستي را با پشتيباني آمريكا متحول سازد و شهرك سازي در اين زمين هاي اشغالي شتاب بيشتري گرفت . شارون در سال 1982 كشتار وحشيانه ي صبرا و شتيلا را در پرونده سراسر جنايات خود وارد كرد . قتل عام وسيعي از زنان و كودكان و مردان در اين دو روستا به راه انداخت و در نزد جهانيان به قصاب صبرا وشتيلا معروف شد . عمق فجايع آنچنان بود كه دولت رژيم صهيونيستي براي آرام كردن اوضاع و تنشهاي ايجاد شده او را از وزارت جنگ بركنار نمود . پس از انتخابات 1966 به وزارت شهرك سازي و اسكان برگزيده شد . در زمان وزارت او، علي رغم تمام مخالفتهاي داخلي و خارجي (كه اكثراً بازي سياسي بود ) به ساختن شهركها در سرزمينهاي اشغالي و اسكان صهيونيستهاي تازه وارد در آن ادامه داد . در اصلاح اين كابينه به وزارت امور خارجه منصوب گرديد. شارون در ششم فوريه 2001 به بالاترين منصب رژيم صهيونيستي يعني سمت نخست وزيري دست يافت . اين مسئله براي او مجالي بوجود آورد تا به كشتار وقلع وقمع فلسطينيان ادامه دهد . او كه با حضور خود در مسجد الا قصي موجب خشم مسلمانان و شرع انتفاضه الا قصي شده بود پيش از نخست وزيري قول داد كه كار فلسطينيان را در 100 روز تمام كند و رژيم اسرائيل را در منطقه تثبيت كند . اما او تنها به هر چه بيشتر كشتن فلسطينيان پرداخت و روزي نشد كه فسطينيان شهيد نشوند و وي مجدداً در سال 2002 به نخست وزيري رسيد . دست آوردهاي دوره نخست وزيري شارون : 1- شكست اقتصادي (بالاترين نرخ تورم ، افزايش هزينه مقوله امنيت ، افزايش بيكاري ، كاهش سرمايه گذاري خارجي ، كاهش توليدات داخلي ، كاهش صنعت جهانگردي ) 2- شكست امنيتي ( عدم سركوب و خاموش ساختن انتفاضه الا قصي ، فراخواني نيروهاي احتياط ، افزايش موج عمليات استشهادي( 3- شكست سياسي ( ناتواني در خاموش ساختن قيام مردم فلسطين ، از بين رفتن كامل زمينه هاي صلح ) 4- بي اعتباري بيشتر در افكار عمومي جهان به علت كشتار جنين و شهركهاي ديگر فلسطينيان
مشاغل: عضو پليس شهركهاي يهودي فرماندهي پياده نظام در بخش اسكندريه فرمانده گروهان افسر فرماندهي گردان اطلاعات مركزي تدريس در دو موضوع تاريخ و خاورميانه در دانشگاه عبري قدس فرمانده يگان ويژه 101 فرماندهي گردان چتربازها فرماندهي تيپ زرهي فرماندهي ارتش شمال فرماندهي ارتش جنوب وزير كشاورزي وشهرك سازي وزير جنگ وزير صنايع بازرگاني وزارت شهرك سازي و اسكان سمت نخست وزيري جمع آوری از کیانوش ولی نژاد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 1:27 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
محمدرضا شجریان از استادان و خوانندگان برجسته موسیقی ایرانی
محمد رضا شجریان در مهر ۱۳۱۹ در مشهد مقدس متولد شد و از کودکی با همان لحن کودکانه می خواند در ۱۳۳۷ به رادیو خراسان رفته و در رشته آواز مشغول گردید و برای اجرای برنامههای گلها به تهران نزد استاد پیر نیا دعوت گردید در بیش از یکصد برنامه گلها و برگ سبز شرکت نمود. او از سال ۱۳۴۵ با احمد عبادی آشنا و دوستی و شاگردی او را برگزید از سال ۱۳۴۶ در کلاس مهرتاش شرکت نمود. در ۱۳۵۰ با استاد فرامرز پایور آشنا شدو تعلیم سنتور و ردیفهای آوازی را دنبال کرد. و از سال ۱۳۵۲ نزد عبدالله دوامی کلیه ردیفهای موسیقی و شیوههای تصنیف خوانی را فرا گرفت. ۱۳۵۴ نزد نور علی خان برومند سبک سید حسین طاهر زاده را فرا گرفت. شیوههای آوازی اقبال السلطان، تاج اصفهانی، میرزا ظلی، ادیب خوانساری، قوامی و بنان را روی صفحات و نوارها به دقت دنبال کرد. از ۱۳۵۴ تدریس هنر جویان را در رشته آواز در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغازکرد و تا ۱۳۵۸ با تعطیلی این رشته به پایان یافت. ۱۳۵۷ چندین سرود میهنی اجرا کرد و همکاری خود را به سازمانهای دولتی ادامه نداده و در خانه به تحقیق و تدوین ردیفهای آوازی پرداخته و به تدریس شاگردان قدیمی اش همت گماشت. استاد اکنون به همراهی پسرش همایون شجریان به ترویج و اشاعه موسیقی اصیل و سنتی ایرانی می پردازد. زندگینامه
در مشهد به دنیا آمد. از کودکی با توجه به استعداد و صدای خوبش تحت تعلیم پدر که خود قاری قرآن بود مشغول به پرورش صدای خویش شد، و در ۱۰ سالگی در رادیو به تلاوت قرآن میپرداخت، در سال ۱۳۵۷ در مسابقه تلاوت قرآن کشوری رتبه اول را به دست آورد. موسیقی را نزد استادان بزرگ موسیقی ایران به کمال رساند، کنسرتهای زیادی از شجریان به یادگار مانده که از مهمترین آنها میتوان از کنسرت راست پنجگاه به همراه محمد رضا لطفی و ناصر فرهنگفر یاد کرد. از کارهای دیگرش، همکاری با گروه عارف وشیدا و همچنین چاووش بود که آثاری به یادماندنی موسیقی ایران را شامل میشوند. پس از آن با اجرای کنسرتهای بسیار به همراه استادان دیگر به شناساندن موسیقی ایران در جهان، کارهای بسیاری انجام داد که هنوز هم ادامه دارد. به همراه مشکاتیان، لطفی، علیزاده، موسوی، پیرنیاکان، کسایی و دیگر استادان کارهای بسیاری ضبط کرده است، و هم اکنون نیز به اجرای کنسرت به همراه همایون شجریان،حسین علیزاده و کیهان کلهر مشغول است. استادان آواز اسماعیل مهرتاش،رضاقلیمیرزا ظلی، تاج اصفهانی، احمد عبادی، عبدالله دوامی،اقبالالسلطان آذر، قمرالملوک وزیری، نورعلی برومند، و محمود کریمی از جمله استادانی بودند که محمدرضا شجریان ردیفها، گوشهها، و دورههای آوازی موسیقی ایرانی را پیش آنها تمرین کرد، همچنین نوازندگی سنتور را نزد جلال اخباری و استاد فرامرز پایور آموخت. لازم به ذکر است که خود عبدالله خان دوامی شاگرد افرادی چون میرزا عبدالله و درویش خان از بزرگان موسیقی و آواز ایرانی بوده است. همکاری با رادیو و تلویزیون
برای اولین بار در سن ۱۰ سالگی به تلاوت قرآن در رادیو محلی پرداخت و در سال ۱۳۳۷، ۱۸ ساله بود که مشغول به همکاری با رادیو خراسان شد، سال ۱۳۴۶ به تهران میآید و در اواخر دهه ۴۰ و تا سال ۵۶ با «رادیو ایران» همکاری میکند، به دلیل مخالفت خانواده با نام مستعار «سیاوش بیدگانی» در برنامه «برگ سبز» و «گلهای تازه» اجراهای بسیاری توسط کنسرت رادیو به همراه محمدرضا لطفی، جلیل شهناز، حسن ناهید، ناصر فرهنگفر و دیگر نوازندگان آن دوره اجرا کرد. در سالهای آخر حکومت محمدرضا پهلوی، شاه ایران، همکاری خود را به گفته خود به دلیل «پخش آهنگهای مبتذل» با رادیو و تلویزیون قطع میکند، پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و متعاقب آن انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ و قطع برنامههای موسیقی همکاری استاد نیز با رادیو قطع شد. در سالهای اخیر و پس از اصلاحات، رادیو فرهنگ، در برنامه نیستان برخی از کارهای قدیمی و جدید استاد را پخش میکند، همچنین شبکه چهار جمهوری اسلامی در برنامهای تحت عنوان آوای ایرانی، با استفاده از «گنجینه گلهای تازه رادیوایران» آواز استاد را همراه با تصاویری از خوشنویسی، نگارگری و دیگر هنرهای ایرانی تقدیم علاقهمندان میکند.
دانلود "ربنا" با صدای محمدرضا شجریان جوایز در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت جایزه پیکاسو و دیپلم افتخار از طرف سازمان یونسکو در پاریس شد. این جایزه هر پنج سال به بزرگترین هنرمندی که در جهت شناساندن فرهنگ و هنر کشورش میکوشد اهدا میشود. پیش از وی، این جایزه را نصرت فاتحعلیخان از پاکستان دریافت کرده بود. محتوای کاری بیشتر آوازها و تصنیفهای اجرا شده گزیدهای بوده است از اشعار شاعران بزرگ ایران چون سعدی، حافظ، مولوی، باباطاهر، خیام و برخی تصنیفهای قدیمی با مضامین عاشقانه، و اجتماعی؛ همچنین استاد شجریان در برخی کنسرتها و کارهای جدیدتر خود از «شعر نو» شاعرانی چون «فریدون مشیری»، «نیما»، «سهراب سپهری»، و «مهدی اخوانثالث» و «هوشنگ ابتهاج» استفاده کرده است. از جمله کارهای مشترک او گزیدهای است از «رباعیات خیام» با صدای استاد شجریان و رباعی خوانی احمدشاملو. خوشنویسی محمدرضا شجریان علاوه بر استعدادش در آوازخوانی، علاقه زیادی به خوشنویسی ایرانی دارد، او از سال ۱۳۴۴ به فراگیری خوشنویسی نزد استادان ابراهیم بوذری، و حسین میرخانی میپردازد. در حال حاضر ایشان سبک ویژه خوشنویسی خود را دنبال میکنند. آثار
جام تهی، اردیبهشت ۱۳۸۴ فریاد زمستان است بی تو به سر نمیشود بوی باران آرام جان، ۱۳۷۸ آهنگ وفا، ۱۳۷۸ تلاوت قرآن ۱و ۲، ۱۳۷۸ پیام نسیم، ۱۳۷۷ شب، سکوت، کویر، ۱۳۷۷ چهره به چهره،۱۳۷۷ راست پنجگاه، ۱۳۷۷ معمای هستی، ۱۳۷۶ شب وصل، ۱۳۷۶ رسوای دل، ۱۳۷۶ عشق داند، ۱۳۷۶ ساز قصهگو، ۱۳۷۵ در خیال، ۱۳۷۵ پیغام اهل دل، ۱۳۷۵ همایون مثنوی، ۱۳۷۴ گنبد مینا، ۱۳۷۴ جان عشّاق، ۱۳۷۴ چشمهی نوش، ۱۳۷۴ یاد ایام، ۱۳۷۴ دلشدگان، ۱۳۷۱ آسمان عشق، ۱۳۷۱ سرو چمان، ۱۳۷۰ خلوت گزیده،۱۳۷۰ دل مجنون، ۱۳۷۰ پیام نسیم، ۱۳۷۰ دستان، ۱۳۶۷ دود عود، ۱۳۶۷ نوا، ۱۳۶۵ مرکب خوانی، ۱۳۶۵ سر عشق، ۱۳۶۵ ماهور، ۱۳۶۵ آستان جانان، ۱۳۶۵ بیداد، ۱۳۶۴ پیغام اهل راز (راز دل و انتظار دل)، ۱۳۵۸ گلبانگ، ۱۳۵۷ برنامه گلهای ۲۳، ۲۵، ۴۱، ۷۱، ۷۷، ۱۰۷، ۱۲۱، ۱۳۳، ۱۴۱، ۱۴۷، ۱۵۸، ۱۶۰ سپیده به یاد عارف سر عشق بت چین دولت عشق جان جان رباعیات خیام جام تهی کنسرتها همنوا با بم، تهران، دیماه 1382 مرکبخوانی، اروپا و کانادا، ۱۳۸۱ راست پنجگاه، اروپا و کانادا، ۱۳۸۱ نوا، اروپا، امریکا و کانادا، ۱۳۷۹ داد و بیداد، اروپا، امریکا و کانادا، ۱۳۷۹ زمستان، اروپا، امریکا و کانادا، ۱۳۷۹ شاگردان مرحوم ایرج بسطامی علی رضا افتخاری حمید نوربخش جمع آوری از کیانوش ولی نژاد |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 13:42 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
نام و نام خانوادگی : فرهاد فخرالدينی محل و تاريخ تولد : تبريز ١٣١٦ پست الکترونيکی f.fakhredini@honar.ac.ir: تحصيلات :
دورهی نوازندگی پيانو نزد احمد مهاجر؛ سوابق شغلی : مدرس هنرستان عالی موسيقی ملی (از سال ١٣٤٤ تا كنون)؛ رهبر اركستر هنرستان عالی موسيقی ملی (١٣٤٤)؛ رهبر اركستر بزرگ راديو و تلويزيون ملی ايران (١٣٥٢-١٣٥٨)؛ مدرس رشتهی موسيقی در دانشكدهی هنرهای زيبای دانشگاه تهران؛ مدرس رشتهی موسيقی در دانشكدهی هنر دانشگاه آزاد اسلامی؛ رهبر اركستر ملی ايران از سال ١٣٧٧. عضويت در مجامع علمي و هنري : عضو وابستهی فرهنگستان هنر؛ عضو افتخاری آهنگسازان جمهوری آذربايجان (از سال ١٣٧٠). الف ـ تاليفات و ترجمه ها تجزيه و تحليل رديف موسيقی ايران وزن در موسيقی ايران مجموعهی مقالات و سخنرانیها ب ـ مقالات وزن در موسيقی قديم ايران سالهای ١٣٤٦ - ٤٧ مجلهی موسيقی شماره ١١١ تا ١١٦ شيوهی نت نويسی عبدالقادر مراغهای ماهور، ٣ زمستان ١٣٧٢ خلاصه؛ در اين مقاله نويسنده آهنگهايی را كه عبدالقادر در كتابهای مقاصد الالحان و جامع الالحان به شيوهی قدما ثبت كرده است، به خط نت درآورده است.بدين ترتيب، نغمههايی از تصنيفهای قديم موسيقی ايران قابل اجرا شدهاند. خلاصه همبستگی هنرها در زير گنبد مينا، بهار ١٣٧٤مجلهی دانشكدهی هنرهای زيبا، دانشگاه تهران خلاصه فرم در موسيقی ايران، شهريور ١٣٥٢ جزوهی انتشار يافته در هنركدهی موسيقی ملی مقامات موسيقی قديم ايران، آمادهی چاپ برندهی لوح زرين و ديپلم افتخار به خاطر بهترين موسيقی فيلم برای سريال تلويزيونی سربداران؛ برندهی لوح زرين و ديپلم افتخار در جشنوارهی فجر برای موسيقی فيلم گزارش يك قتل؛ برندهی لوح زرين و ديپلم افتخار در ششمين جشنوارهی فجر برای موسيقی فيلم پرستار شب؛ برندهی جايزهی ويژهی جشنوارهی دوم سيما برای موسيقی سريال تلويزيونی امام علی (ع).
موسيقی فيلم سينمايی" شوهر آهو خانم "به كارگردانی داوود ملا پور (١٣٤٧)؛
جمع آوری از کیانوش ولی نژاد |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 13:25 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
گل شیفته فراهانی
حدیث فولادند
نگار فروزنده
شبنم قلی خانی
ترانه علی دوستی
نیکی کریمی
مهتاب کرامتی
آناهیتا همتی جمع آوری از: کیانوش ولی نژاد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 15:36 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
صدام حسین عبدالمجید تکریتی در ۸ اردیبهشت ۱۳۱۷ (۲۸ آوریل ۱۹۳۷) به دنیا آمد. او از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۲ (۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳) که نیروهای ائتلاف به عراق حمله کردند رئیس جمهور عراق بود.صدام یکی از اعضای برجستهٔ حزب انقلابی بعث محسوب میشد. مبانی نظری این حزب بر پانعربیسم، نوسازی اقتصادی و سوسیالیسم استوار است. او نقشی کلیدی در کودتای سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) که منجر به حکومت درازمدت حزب بعث شد داشت. صدام به عنوان نائبرئیس تحت فرمان عموی خود، ارتشبد احمد حسن البکر، توانست به سختی کشمکشهای بین دولت و نیروهای مسلح را در زمانی که گروههای بسیاری توانایی براندازی دولت را داشتند کنترل کند. او این کار را با تشکیل نیروهای امنیتی سرکوبگر و تحمیل نیروی خود به دولت انجام داد. وی توانست اقتصاد عراق را با یک رشد نسبتاً تند در دههٔ ۷۰ میلادی به پیش ببرد.صدام به عنوان یک رئیسجمهور توانست نوعی پرستش شخصیتی فراگیر برای خود و در بین مردم به وجود آورد. او دولتی به شدت مستبد تشکیل داد و توانست در طول جنگ ایران و عراق (۱۳۶۷-۱۳۵۹) (۱۹۸۸-۱۹۸۰) و جنگ اول خلیج فارس (۱۳۷۰) (۱۹۹۱) که هر دو عامل کاهش استانداردهای زندگی و وضع حقوق بشر در عراق شدند قدرت را حفظ کند. دولت صدام تمام جنبشهایی را که به باور خود تهدیدکننده تلقی میکرد، به ویژه آنهایی را که برآمده از گروههای دینی یا قومی بودند و خیال استقلال یا خودمحتاری داشتند سرکوب کرد.او در حالی که در نظر بسیاری از اعراب به دلیل مقاومت در برابر غرب و حمایت بیشائبه از فلسطینیان، رهبری بزرگ تلقی میشد، پس از جنگ خلیج فارس از سوی جامعهٔ بینالملل و امریکا با نگاهی شکآلود نگریسته شد.صدام پس از حملهٔ امریکا و متحدانش به عراق در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳) مقام خود را از دست داد. او در ۲۲ آذر ۱۳۸۲ (۱۳ دسامبر ۲۰۰۳) توسط نیروهای امریکایی دستگیر شد. او را در دادگاه ویژهٔ جرائم سران عراق که توسط دولت موقت عراق تشکیل شده است محاکمه خواهند کرد. *صدام حسین در سال ۱۳۱۷ (۱۹۳۷) در روستای العوجه تکریت در کشور عراق و در خانوادهای چوپان به دنیا آمد. مادرش او را صدام نام نهاد که در عربی به معنای فردی است که بسیار آسیب میرساند. او هیچگاه پدر خود «عبدالمجید» که پنج ماه پیش از تولدش ناپدید شده و یا فوت کرده بود را ندید. *صدام دارای سه برادر ناتنی شد ، ناپدریش رفتار خشنی با او داشت. او مرد شیادی بود و صدام را مجبور به دزدی مرغ و گوسفند میکرد *او شخصیتهایی چون بختالنصر و حمورابی را گرامی میداشت. او منابع مالی زیادی را صرف اکتشافات باستانشناسی میکرد. وی در عمل به دنبال ترکیب پانعربیسم و ملیگرایی عراقی و ارائهٔ تصویری از یک دنیای عربی متحد، تحت رهبری عراق بود. پایان جنگ با ایران مقارن با بروز کشمکش با همسایهٔ ثروتمندی به نام کویت بود. صدام بر این باور بود که جنگ او با ایران باعث شده است که کویت از حملهٔ قریبالوقوع ایرانیان در امان باشد. او همچنین معتقد بود چون جنگ او با ایران به سود کشورهای حوزهٔ خلیج فارس بوده است، دول عربی باید بخشی از بدهی عراق را ببخشند. صدام با اصرار از کویت خواست که بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را که برای جنگ با ایران گرفته شده بود ببخشد، ولی کویتیها زیر بار نرفتند. *هنگامی که گفتگوها و تهدیدهای پس از جنگ هنوز در جریان بود، صدام توجه مجددی به قضیهٔ فلسطین کرده واعلام کرد که اگر اسرائیل از نوار غربی رود اردن، بلندیهای جولان و نوار غزه عقبنشینی کند او نیز از کویت باز پس مینشیند. این پیشنهادِ صدام باعث بروز شکاف بین کشورهای عرب شد و امریکا و کشورهای عرب غربی را در مقابل فلسطینیها قرار داد *صدام ضربالعجل شورای امنیت را نپذیرفت. امریکا و متحدانش با پشتیبانی شورای امنیت در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۷۰ (۱۶ ژانویه ۱۹۹۱) حملهٔ هوایی گستردهای را علیه عراق آغاز کردند. اسرائیل نیز توسط موشکهای عراقی مورد اصابت قرار گرفت ولی از آنجا که نمیخواست کشورهای عرب از ائتلاف ضدعراق خارج شوند درصدد انتقامجویی برنیامد *پس از اتمام جنگ رابطهٔ بین ایالات متحده و عراق همچنان متشنج ماند. در فروردین ماه سال ۱۳۷۲ (آوریل ۱۹۹۳) سرویس امنیتی عراق تلاش کرد تا جرج اچ دبلیو بوش رئیسجمهور سابق امریکا را هنگام دیدار وی از کویت ترور کند اما ماموران امنیتی کویت بمب کار گذاشته شده در ماشین بمبگذاریشده را خنثی کردند. امریکا در پاسخ به این اقدام در تاریخ ۵ تیر ۱۳۷۲ (۲۶ ژوئن ۱۹۹۳) حملهای موشکی به ساختمان مرکزی اطلاعات عراق در بغداد کرد. *صدام با اصرار زیاد میخواست خود را مسلمانی مؤمن نشان دهد تا بتواند نظر گروههای دینی محافظهکار جامعهٔ عراق را به خود جلب کند. بعضی از عناصر شریعت اسلام به قانون عراق بازگردانده شدند. برای نمونه وی در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) حکم اعدام همجنسبازان، تجاوزگران و فاحشهگان را به قوانین عراق بازگرداند و عبارت «الله اکبر» را با دستخط خود به پرچم عراق افزود. * تحریمهای سازمان ملل بعد از حمله عراق به کویت بین ۵۰۰,۰۰۰ تا ۲/۱ میلیون مرگ در پی داشتهاند. اکثر جانباختگان، افراد زیر ۵ سال بودهاند زندگی شخصی صدام صدام سه بار ازدواج کرد. ازدواج اول وی در سال ۱۳۴۲ (۱۹۶۳) با ساجده طلفاح دخترعموی بزرگش که یک معلم بود انجام شد. نتیجهٔ این ازدواج با دختر خیرالله طلفاح، عمو و قائممقام صدام، دو پسر به نامهای «عدی حسین» و «قصی حسین» و سه دختر به نامهای «رنا»، «رغد» و «حلا» بود. ساجده در اواخر سال ۱۳۷۵ (اوایل سال ۱۹۹۷) به همراه رنا و رغد به گمان دست داشتن در ترور عدی در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۷۵ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۶) در خانه تحت نظر قرار گرفت. این طور گفته میشود که ژنرال عدنان خیرالله طلفاح برادر ساجده و دوست ایام کودکی صدام، به دلیل رشد محبوبیت بین مردم کشته شد.صدام همچنین دو ازدواج دیگر نیز انجام داد: او سمیرا شاهبندر را در سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶) و پس از گرفتن طلاق اجباری از شوهرش به عقد خود درآورد. (گفته میشود که سمیرا همسر مورد علاقهٔ وی بوده است). همسر سوم وی ندال الحمدانی مدیرکل مرکز تحقیقات انرژی خورشیدی در شورای تحقیقات علمی عراق بود که مانند سمیرا مجبور به ترک شوهرش شده بود. ظاهراً هیچ مسئلهٔ سیاسی پشت دو ازدواج آخر وی وجود نداشته است. صدام از سمیرا دارای یک پسر به نام علی شددر مردادماه سال ۱۳۷۴ (اوت ۱۹۹۵) رنا و همسرش حسین کامل المجید به همراه رغد و همسرش صدام کامل المجید با فرزندانشان به اردن فرار کردند. اما هنگامی که صدام قول داد در صورت بازگشت هیچ آسیبی به آنها نمیرساند به عراق بازگشتند. برادران المجید درست سه روز پس از بازگشت به عراق در بهمن ۱۳۷۵ (فوریه ۱۹۹۶) کشته شدند.حلا، دختر دیگر صدام با جمال مصطفی رئیس دفتر امور طوایف عراق ازدواج کرد. او تا به حال هیچ فعالیت سیاسی نداشته است. پسرعموی دیگر صدام به نام علی حسن المجید که به علی شیمیایی مشهور است به اتهام فرمان استفاده از گاز سمی در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸) در بازداشت نیروهای امریکایی است. رنا و رغد در مرداد ۱۳۸۲ (اوت ۲۰۰۳) به همراه تمامی نه فرزندشان به اردن پناهنده شدند. آنها در همین ماه با سیانان و شبکهٔ ماهوارهای العربیه مصاحبه کردند. هنگامی که مجری سیانان از رغد دربارهٔ پدرش پرسید او پاسخ داد: "او پدر خیلی خوبی بود. دوست داشتنی بود و قلب بزرگی داشت." مجری از او خواست که اگر بخواهد میتواند پیغامی به پدرش بدهد. او نیز گفت: "دوستت دارم و دلم برایت تنگ شده." خواهرش رنا نیز گفت: "او خیلی احساساتی بود و نسبت به همهٔ ما مهربان بود."
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 2:8 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 1:36 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
||||
|
||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 13:47 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|