تبليغاتX
دانستنیها
مختلف از همه جا

میرحسین موسوی خامنه (زاده ۷ مهر ۱۳۲۰ در خامنه) سیاست‌مدار، نقاش و معمار ایرانی است. او پنجمین نخست وزیر جمهوری اسلامی و آخرین نخست وزیر ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ بود. او پس از فوت روح‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت و در سال ۱۳۷۷ با تأسیس فرهنگستان هنر به ریاست آن انتخاب شد و عمده فعالیت خود را در این نهاد متمرکز کرد.[۱]

موسوی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) در رشته معماری، کارشناسی ارشد دریافت نموده و از سال ۱۳۶۳ تاکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. از سال ۱۳۶۸، به تدریس در دانشگاه تربیت مدرس پرداخته و همزمان به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.[۲]

دیگر پست‌های او در گذشته وزیر امور خارجه در دولت محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی (سال ۱۳۶۰)، عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی، ریاست ستاد انقلاب فرهنگی بوده‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 19:27  توسط کیانوش ولی نژاد | 

آيت الله العظمي محمد بهجت فومني در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده اي ديندار و تقوا پيشه، در شهر مذهبي فومن واقع دراستان گيلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکي طعم تلخ يتيمي را چشيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:45  توسط کیانوش ولی نژاد | 

                               

 

«تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد مي‌گذرد ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد... ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:20  توسط کیانوش ولی نژاد | 

تذکر مدیر سایت : ۱- کلیه مطالب مندرج در سایت از سایتهای مختلف جمع آوری گردیده و منابع موضوعات ثبت گردیده است .۲- مطالب مندرج در سایت به هیچ عنوان مورد تایید یا رد مدیر سایت نبوده و قضاوت انتخاب با محققان و خوانندگان آن مطلب می باشد .

آیت الله حسین‌علی منتظری متولد سال 1301 ه.ش.(1922م.) در شهر نجف آباد استان اصفهان در‏ ‏خانواده اى کشاورز به دنيا آمد. ‏پدرش مرحوم حاج على كشاورز ساده اى بود كه در كنار كار‏ ‏روزانه اش با كتاب و كتابخانه دمساز، و معلم اخلاق و مدرس قرآن بود. ‏آيت الله منتظرى از هفت سالگى آموختن را با ادبيات فارسى و‏ ‏سپس صرف و نحو عربى آغاز كرد، و در سن 12 سالگى به‏ ‏حوزه علميه اصفهان وارد شده و در سن 19 سالگى اصفهان را به قصد ادامه تحصيل در قم‏ ‏ترك نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 4:35  توسط کیانوش ولی نژاد | 
                                16.jpg
بی نظیر بوتو در سال 1953 در شهر کراچی به دنيا آمد. پدرش ذوالفقار علی بوتو از سیاستمداران مهم پاکستان پس از استقلال بود که مقامهایی چون وزارت خارجه، نخست وزیری و ریاست جمهوری اين کشور را بر عهده داشت. اين عکس پس از بازگشت او از آکسفورد در سال 1977 برداشته شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 0:3  توسط کیانوش ولی نژاد | 

. سخنان مقام معظم رهبر انقلاب در مورد دكتر لاريجاني

. زندگينامه دكتر علي لاريجاني

. گالري عكس دكتر علي لاريجاني
 

 

سخنان مقام معظم رهبر انقلاب در مورد دكتر لاريجاني


 

رهبر معظم انقلاب در ادامه بازديد خود از صدا و سميا در جمع معاونان، مديران و مسوولان بخش‌‏هاي مختلف اين سازمان با قدرداني صميمانه از آقاي لاريجاني رييس صدا و سيما افزودند: در دوران ده سال مسووليت آقاي لاريجاني تحولات عميقي در صدا و سيما صورت گرفته و اين سازمان حقيقتا تغيير هويت داده است كه روند اين پيشرفت‌‏ها بايد با انجام و كارآمدي بيشتر ادامه يابد.

حضرت آيت الله خامنه اي، دلسوزي، ايمان قوت فرهنگي، برخوداري از ويژگي هاي انقلابي و آشنايي با مسائل كشور را از خصوصيات آقاي لاريجاني برشمردند و افزودند: صدا و سيما در دهه اخير تحت فشارهاي مستمري قرار داشته است اما براستي كارهاي بزرگ و ارزشمندي انجام داده كه جاي تشكر قلبي و صميمانه دارد.
 

زندگينامه دكتر علي لاريجاني
 


 

دكتر علي لاريجاني متولد سـال 1336 , فرزند مرجع بزرگوار تقليد مرحوم آيت الله العظمي حاج ميرزا هاشم آملي از علماء برجسته حوزه هاي علميه نجف و قم مي باشد . ايشان همچنين داماد استاد شهيد آيت الله مرتضي مطهري است . 

دكتر لاريجاني در سال 1358 در رشته رياضيات  و علوم كامپيوتر در مقطع ليسانس از دانشگاه صنعتي شريف با رتبه اول فارغ التحصيل شد .  سپس به پيشنهاد و توصيه استاد شهيد مرتضي مطهري تغيير رشته داد و فوق ليسانس و دكتراي خود را در رشته فلسفه غرب از دانشگاه تهران اخذ نمود . وي هم اكنون استاد و عضو هيئت امناء چندين دانشگاه و مركز پژوهشي است. دكتر علي لاريجاني در زمينه هاي مختلف داراي تاليفات علمي است كه از جمله آن 3 كتاب در زمينه فلسفه كانت و 15 مقاله پژوهشي در موضوعات مختلف علمي است .

دكتر علي لاريجاني قبل از انقلاب در مبارزات اسلامي ملت ايران حضور فعال و موثر داشت و پس از پيروزي انقلاب سلامي نيز داراي مسئوليت هاي مهم و كليدي بوده است .وي بعد از پيروزي انقلاب به

و توصيه استاد شهيد مرتضي مطهري و با توجه به اهميت و حساسيت رسانه صدا وسيما به اين سازمان رفت و بعنوان مدير كل برون مرزي و دفتر مركزي خبر سازمان صدا وسيما انجام وظيفه نمود. دكتر علي لاريجاني سپًس مسئوليت خطير رياست سازمان صدا وسيما را طي سالهاي 60 و 61 عهده دار شد . دكتر علي لاريجاني در اين مقطع كه همزمان با دوران دفاع مقدس و درگيريهاي سياسي داخلي نيروهاي انقلاب با جريانات انحرافي مانند بني صدر , منافقين و .... بود , به خوبي از عهده اداره اين رسانه مهم بر آمد بطوري كه صدا وسيما درآن مقطع نقش بسيار محوري و تعيين كننده در توفيق نيروهاي انقلاب داشت .

لاريجاني طي سالهاي 61 تا 70 در سمت هاي : معاونت وزارت كارو امور اجتماعي, معاون وزارت پست و تلگراف و تلفن , معاونت وزارت سپاه و جانشين ستاد كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي انجام وظيفه نمود وخدمات شاياني را بويژه در عرصه دفاع مقدس انجام داد.

دكتر علي لاريجاني در سال 1370 بعنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به مجلس شوراي اسلامي معرفي و با راي بالا به اين سمت انتخاب گرديد و تا سال 1372 در اين وزارتخانه خدمت كرد. وي سپس در سال 1373 بنا به حكم مقام معظم رهبري ( مدظله العالي ) بعنوان ريئس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران منصوب شد و تا سال 1383 به مدت ده سال مديريت اين سازمان را به عهده داشت .

دكتر علي لاريجاني  در دوره ده ساله رياست سازمان صدا و سيما تحولات شگرفي را در اين سازمان ايجاد كرد . در دوره مديريت دكتر علي لاريجاني  سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران  كه در سال 1373 تنها دو شبكه تلويزيوني و7 ساعته و 2 شبكه راديويي داشت , داراي 7 شبكه تلويزيوني و 8 شيكه راديويي ملي و سراسري , 30 شبكه راديويي استاني و 24 شبكه تلويزيوني استاني شد .

دكتر علي لاريجاني  همچنين چندين شبكه بين المللي از جمله شبكه هاي جام جم 1 و 2 و 3 را براي ايرانيان خارج از كشور و شبكه هاي متعدد برون مرزي از جمله شبمه سحرو نيز شبكه بين المللي العالم را براي جهان اسلام بنيان گذاشت .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 15:26  توسط کیانوش ولی نژاد | 

نماینگان تبریز 

نمايندگان تبريز در دوره اول مجلس شورای ملی  ( از  مهر ماه   1285  تا  تير ماه 1287)

 

طالبوف  عبدالرحيم

فرشی تبريزی  ميرزاآقا

تبريزی  مير هاشم

احسن الدوله  حسن خان

مستشارالدوله  صادخان

تقی زاده   سيد حسن

اصفهانی  ميرزاآقا

ميرزا فضلعلی

حريری  محمد آقا

اشرف الدوله کلانتر  ابراهيم

هدايت الله ميرزا

شهيد تبريزی   ميرزا ابراهيم

امام جمعه خوی  يحيی

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره دوم مجلس شورای ملی ( از  مهر ماه   1285  تا  تير ماه 1287)

 

فرشی تبريزی  ميرزاآقا

دهخورارقانی  رضا

اردبيلی سيد جليل

معتمدالتجار حسن

قزوينی احمد آقا

وکيلی رضا خان

مساوات محمدرضا

نجات  محمد

نوبری اسماعيل خان

حکيم الملک   ابراهيم

منتصرالسلطان  صادقخان

تربيت  محمد علی خان

معين ارعاياصادقی   عبدالله

خيابانی    شيخ محمد

هشترودی    شيخ اسماعيل

خامنه ای     سيد جواد

شيخ ابراهيم زنجانی

 

 

 

 

 

 

در مجالس سوم و چهارم تبريزنماينده ای نداشت واز طرف کل آذربايجان فقط دو نفر نماينده يکی ازطرف زنجان وديگری از ساوجابلاغ،حضور داشتند.

جهت دانستن علل آن اينجا را کليک کنيد

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره پنجم مجلس شورای ملی(ازآذر  ماه 1302 تا بهمن ماه 1304 )

 

دبير اعظم  فرج الله

وحيدالدوله  محمودخان

عدل يوسف خان

تهرانی  محمدعلی

ديبا شاهسون عبد لعلی

فيروز  محمدولی

اسکندری  سيف الله

رهنما زين العابدين

ليقوانی  لطف الله

عظيمی باقرخان

مصدق الملک  ربيع

 

 

نمايندگان تبريز در دورششم مجلس شورای ملی(ازتير ماه 1305 تامرداد ماه 1307 )

 

جوانشيری والی زاده

امين دکتررفيع

اسکندری اميرنصرت

مصدق الملک  ربيع

ديبا شاهسون عبد لعلی

ثقته الاسلامی ابولحسن

عدل يوسف خان

فيروز  محمدولی

ليقوانی  لطف الله

فرشی تبريزی  ميرزاآقا

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره هفتم مجلس شورای ملی (از مهر ماه 1307 تاآبانماه 1309 )

 

ديبا شاهسون عبد لعلی

قزوينی  رحيم

فتوحی  موسی

گنجه ای  علينقی

فيروز  محمدولی

اسکندری اميرنصرت

مصدق الملک  ربيع

فرشی تبريزی  ميرزاآقا

 

معين ارعاياصادقی   عبدالله

عدل يوسف خان

 

 

نمايندگان تبريز در دوره هشتم مجلس شورای ملی (از آذر ماه 1309 تا دی ماه 1311 )

 

تربيت  محمد علی خان

باستانی  رضاقلی

ليقوانی  عيسی

چايچی علی

اسکندری اميرنصرت

ثقته الاسلامی ابولحسن

فتوحی  موسی

فرشی تبريزی  ميرزاآقا

مصدق الملک  ربيع

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره نهم مجلس شورای ملی (از اسفند ماه 1311 تا فروردين ماه 1314 )

 

فرشی تبريزی  ميرزاآقا

ليقوانی  عيسی

باستانی  رضاقلی

امامی خويی  جوادخان

اسکندری اميرنصرت

فتوحی  موسی

ثقته الاسلامی ابولحسن

تربيت  محمد علی خان

مصدق الملک  ربيع

 

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره دهم مجلس شورای ملی (ازخرداد ماه 1314 تا خرداد ماه 1316 )

 

 

نمايندگان تبريز در دوره يازدهم مجلس شورای ملی (از شهريور ماه 1316 تاشهريورماه 1318 )

 

مصدق الملک  ربيع

امين  مرتضی

فرشی  غلامحسين

اصفهانی  جعفر

تربيت  محمد علی خان

ليقوانی  عيسی

رفيعی   محمدتقی خان

اسکندری اميرنصرت

ثقته الاسلامی ابولحسن

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره دوازدهم مجلس شورای ملی (ازآبان ماه 1318 تا آبانماه 1320 )

 

مصدق الملک  ربيع

فرشی  غلامحسين

اصفهانی  جعفر

اصفهانيان محمد ابراهيم

رفيعی   محمدتقی خان

ليقوانی  عيسی

چايچی علی

تربيت  محمد علی خان

 

ثقته الاسلامی ابولحسن

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره سيزدهم مجلس شورای ملی (از آبان ماه 1320 تا آذرماه 1322 )

 

چايچی علی

فرشی  غلامحسين

ساکنيان سهراب

خسروشاهی  محمد

اصفهانی  جعفر

اصفهانيان محمد ابراهيم

رفيعی   محمدتقی خان

ثقته الاسلامی ابولحسن

 

ليقوانی  عيسی

مصدق الملک  ربيع

 

 

نمايندگان تبريز در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی (ازاسفند ماه 1322 تا دی ماه 1290 )

 

 

اسکندری اميرنصرت

سرتيپ زاده  اصغر

پيشه وری  مير جعفر

ايپکچيان  فتحعلی

رحيم زاده  زين العابدين

مجتهدی  دکتر يوسف

صادقی  ابوالحسن

ثقته الاسلامی ابولحسن

پياهی  مهندس اصغر

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره پانزدهم مجلس شورای ملی (از تير ماه 1326 تا مرداد ماه 1328 )

 

اسکندری اميرنصرت

ليقوانی  ابوالقاسم

گنجه ای   جواد

خويی لر  محمدتقی

ناصری  ناصرالدين

ملکی   علی اکبر

مامقانی  شيخ اسدالله

مجتهدی  دکتر يوسف

 

 

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی (ازبهمن ماه 1328 تا بهمن 1330)

 

سرتيپ زاده  اصغر

امامی  سيداحمد

ثقته الاسلامی موسی

پناهی  حبيب الله

گنجه ای   جواد

مجتهدی عبدالحسين

صدری تبريزی  ناصر

اسکندری اميرنصرت

مجتهدی  دکتر يوسف

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره هفدهم مجلس شورای ملی (ارديبهشت ماه 1331 تا مرداد ماه 1332)

 

گنجه ای   جواد

انگجی سيدمحمدعلی

مدرس  علی اصغر

ملکی  دکتر ابوالحسن

شبستری سيدمرتضی

خلخالی  سيدجواد

بهادری  احمد

ميلانی  سيدابراهيم

 

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره هجدهم مجلس شورای ملی (ازاسفند ماه 1332 تافروردطن ماه 1335 )

 

امامی  سيداحمد

افشار  رضا

اردبيلی  مهندس بيوک

اميرابراهيمی  برزگ

بهادری  احمد

عدل  دکترغلامرضا

بينا  دکترعلی اکبر

اسکندری اميرنصرت

ثقته الاسلامی موسی

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره نوزدهم مجلس شورای ملی (ازخرداد ماه 1335 تا خردادماه 1339 )

 

ثقته الاسلامی موسی

شفيع امين  دکترمحمد

ديهيم  دکتر محمد

اسکندری اميرنصرت

اردبيلی  مهندس بيوک

عدل  دکترغلامرضا

بينا  دکترعلی اکبر

امامی  سيداحمد

بهادری  احمد

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره بيستم مجلس شورای ملی (از اسفند ماه 1339 تا اردطبهشت ماه 1340 )

 

مجتهدی  دکتر يوسف

شفيع امين  دکترمحمد

بهادری  احمد

ديهيم  دکتر محمد

افتخارهشترودی حسن

ابراهيمی دريايی  مهدی

موسی امين  محمد حسين

اردبيلی  مهندس بيوک

 

 

 

سرتيپ زاده  اصغر

 

نمايندگان تبريز در دوره بيست يکم مجلس شورای ملی (از مهر  ماه 1342 تا مهر ماه 1346 )

 

 

شفيع امين  دکترمحمد

حق شناس  احمد

جهانشاهی  ابولفتح

پزشکی   منوچهر

شکيبا  حسين

زهتاب فرد  رحيم

راثی باغمشه اصغر

عدل  دکترغلامرضا

ديهيم  دکتر محمد

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره بيست دوم مجلس شورای ملی (از مهر ماه 1346 تا بهمن ماه 1347 )

 

پزشکی   منوچهر

صدقيانی زاده  کاظم

جوادی  جعفر

پدرامی  سعيد

حق شناس  احمد

ملکی  دکتراحمد

شکيبا  حسين

ديهيم  دکتر محمد

شفيع امين  دکترمحمد

جهانشاهی  ابولفتح

عدل  دکترغلامرضا

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره بيست سوم مجلس شورای ملی (از شهريور ماه 1350 تا مرداد ماه 1354)

 

پدرامی  سعيد

خطيب تيمسارغلامعلی

صدقيانی زاده  کاظم

حق شناس  احمد

پزشکی   منوچهر

جهانشاهی  ابولفتح

عدل  دکترغلامرضا

شفيع امين  دکترمحمد

ديهيم  دکتر محمد

 

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره بيست چهارم مجلس شورای ملی(از شهريور ماه 1354 تا بهمن ماه 1357 )

 

رحيمزاده خويی مصطفی

بنی احمد  احمد

پزشکی   منوچهر

عدل  دکترغلامرضا

جوادی  سعيد

اسحاقی نژاد  محمدحسين

جوادی  جعفر

ليقوانی   فيروز

ميرزالو  حسين

 

 

 

 

 

 

استخراج شده از:نخبگان سياسی ايران جلد چهارم

چاپ اول سال 1372 ص:483

تاليف زهرا شجيعی

اسامی طالبوف (دوره اول) و ابراهيم زنجانی(دوره دوم) در کتاب فوق وجود نداشتند.

 

 

 

نمايندگان تبريز در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی سال 1383

 


 

 

نام- نام خانوادگی :   اکبر اعلمي

تعداد رای:              58555 راي

امکان ارتباط تلفن: 09121303734

 

اطلاعات بيشتر

نام- نام خانوادگی:   اسماعيل جبارزاده

تعداد رای:             59498 راي

امکان ارتباط:

 

اطلاعات بيشتر

نام- نام خانوادگی:   محمدرضا ميرتاج الديني

رای52128 تعداد رای        :   

امکان ارتباط تلفن:  09144227991   

 

اطلاعات بيشتر

نام- نام خانوادگی:    محمد حسين فرهنگي

تعداد رای:              57636  رای

امکان ارتباط تلفن:    0914130325

 

اطلاعات بيشتر

نام- نام خانوادگی:   رضا رحماني

تعداد رای:         42156 راي

امکان ارتباط تلفن:    09141158024

 

اطلاعات بيشتر

نام- نام خانوادگی:   عشرت شايق

تعداد رای:             45058 راي

امکان ارتباط تلفن: 09144152092

 

اطلاعات بيشتر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 15:6  توسط کیانوش ولی نژاد | 

نام و نام خانوادگي : نانسي عجرم
متولد : 16.05.1983
محل تولد : اشرفيه لبنان
تعداد برادر و خواهر: يک برادر و يک خواهر
مجرد
محل اقامت : نيوشيلا لبنان به همراه خانواده

نانسي عجرم به عنوان يکي از زيباترين خوانندگان زن عرب تنها 8 سال داشت
که کار خواندن را شروع مي كند ,
هنگاميکه که 12 سال داشت در برنامه اي در تلويزيون به نام ستارگان آينده شرکت مي کند
و به مدال طلا دست پيدا مي کند .
يکي از خوانندگان مصري که در آن برنامه شرکت کرده بود صداي نانسي را به صداي
خواننده بزرگ عرب ام کلثوم تشبيه کرده است .
بعد از آن او به طور جدي کار موسيقي را تحت نظر بهترين معلمان موسيقي دنبال مي کند
و در سن 18 سالگي به عنوان يک خواننده حرفه اي معروف مي شود,
اولين آلبوم معروف او در سال 1998 به عنوان مشتاقلک (دلتنگ تو هستم )
و دومين آلبوم در سال 2001 با نام شيل عيونک عني (چشمانت را از من بردار )
منتشر شد وليکن عامل اصلي موفقيت او آلبوم سومش با عنوان يا سلام در سال 2003 بود
نانسي عجرم به عنوان بهترين خواننده عربي در سال 2003 شناخته شد.
آخرين آلبوم او آه و نص در سال 2004 منتشر شد.
بي شک نانسي عجرم يکي از محبوبترين چهره هاي خواننده عربي است,
که البته اين محبوبيت را مديون زيبايي صورت بعد از عمل جراحي مي باشد
هم چنين رفتار بچگانه و خونگرم او و صداي دلنشينش همگي موجب اين محبوبيت خارق العاده شده اند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 15:53  توسط کیانوش ولی نژاد | 
نوشته:‌ وفيق‌ غريزي
‌ ترجمه:‌ محمد جواهركلام‌
 
نقش مادر در زندگی جبران خلیل جبران (1883 ـ 1931)

آن‌ها كه‌ آثار ادبي‌ جبران‌ را بررسي‌ كرده‌اند، به‌ ارزش‌ او براي‌ زن‌ و ستايش‌ او از مادر و مادري‌، به‌ خوبي‌ پي‌ برده‌اند. اين‌ ارزش‌ و ستايش‌ ناشي ‌از ديني‌ بود كه‌ وي‌ نسبت‌ به‌ زن‌ عموما، و نسبت‌ به‌ مادرش‌ به‌خصوص‌ احساس‌ مي‌كرد. مادرش‌ سجاياي‌ اخلاقي‌ فراواني‌ داشت‌ و برخلاف ‌پدرش‌، زني‌ شجاع‌ و با سخاوت‌ بود. مادرش‌ بود كه‌ رنج‌ سفر به‌ آمريكا را تاب‌ آورد تا چهار فرزندش‌ را به‌ عرصه‌ برساند.
جبران‌ در عصري‌ زيست‌ كه‌ موازين‌ و اصول‌ در آن‌ بر هم‌ خورده‌ بود. فساد سياسي‌ در آن‌ بيداد مي‌كرد و ستم‌ در آن‌ يكه‌ تاز بود. توانگرش‌ خون ‌درويشش‌ را مي‌مكيد و ثروتمندش‌ به‌ فقيرش‌ رحم‌ نمي‌كرد. امير و فئودال‌ و روحاني‌ حاكم‌ بر مقدرات‌ رعيت‌ بودند. سنت‌ اجتماعي‌ نيز زن‌ را از اراده‌ وانسانيت‌ خود تهي‌ كرده‌ بود و رفتاري‌ چون‌ ناقص‌العقل‌ها با او داشت‌ و شخصيتي‌ برايش‌ قائل‌ نبود.
خليل‌، پدر جبران‌، شغل‌ نامناسبي‌ داشت‌ و الكلي‌ بود. با زن‌ و فرزندانش‌ به‌ بدي‌ رفتار مي‌كرد و رابطه‌ خوبي‌ با آن‌ها نداشت‌. فرزندانش‌ از او مي‌ترسيدند و با مادر خود دمخور‌ بودند.
مادرش‌ كامله‌ رحمه‌، زني‌ رقيق‌ طبع‌ و نازكدل‌ يود، و برخلاف‌ شوهر دومش‌، خليل‌، از مسئوليت‌هاي‌ خود به‌ طور كامل‌ آگاهي‌ داشت‌; فداكاري‌ مي‌كرد و با فرزندان‌ خود مهربان‌ بود و براي‌ بهبود آينده‌شان‌ مي‌كوشيد.
بدين‌ ترتيب‌، جبران‌ زندگي‌ نخستين‌ خود را در شرايطي‌ گذراند كه‌ فقر استخوان‌سوز و اختلافات‌ جانكاه‌ ميان‌ مادري‌ مظلوم‌ و پدري‌ الكلي‌ بر آن ‌فرمان‌ مي‌راند. آري‌، جبران‌ ميان‌ مهر مادري‌ باعاطفه‌ و سركوب‌ پدري ‌مستبد زندگي‌ كردـ پدري‌ كه‌ وقتي‌ او را در حال‌ نقاشي‌ روي‌ كاغذ يا ديوار


مادر جبران‌، كامله‌ رحمه‌، علي‌ رغم‌ فرهنگ‌ محدودش‌، زني‌ باهوش‌ بود و اراده‌اي‌ قوي‌
 و همتي‌ خستگي‌ناپذير داشت

مي‌ديد بشدت‌ خشمناك‌ مي‌شد. مادرش‌ در زندگي‌، پناهگاهش‌ بود. جبران‌هميشه‌ به‌ سوي‌ او مي‌آمد تا پذيرايش‌ گردد و روان‌ دردكشيده‌اش‌ را درمان كند.
مادر جبران‌، كامله‌ رحمه‌، علي‌ رغم‌ فرهنگ‌ محدودش‌، زني‌ باهوش‌ بود و در زمانه‌اي‌ بار آمد كه‌ در آن‌ تربيت‌ دختران‌ را امري‌ بي‌ فايده‌ و مضر به‌ حال‌ آنان‌ تلقي‌ مي‌كردند. اراده‌اي‌ قوي‌ و همتي‌ خستگي‌ناپذير داشت‌ و اين‌دو خصلت‌ او را در اداره‌ امور فرزندانش‌ بسيار ياري‌ دادند و از او زني ‌ساختند كه‌ همه‌ چيز را به‌ پاي‌ فرزندانش‌ مي‌ريخت‌. چنين‌ شرايطي‌ موجب ‌شدند كه‌ جبران‌ در طول‌ حياتش‌ هموار تشنه‌ محبت‌ مادر و سر سپرده‌ خانه‌ و خانواده‌ بماند.
در اين‌ اوضاع‌ و احوال‌، و همراه‌ با پرورش‌ كودك‌، عقده‌ اوديپ‌ هيمنه‌ خود را بر او مي‌گسترد و از او فردي‌ گوشه‌گير و خجول‌ مي‌ساخت‌، به‌ ويژه‌ در برابر دختران.
تعلق‌ كودك‌ طاغي‌ به‌ شخص‌ يا چيزي‌ يا عقيده‌اي‌ همانا عقده‌اي‌ روحي‌ است‌، يعني‌ حالتي‌ انفعالي‌ است‌ كه‌ بر او مسلط مي‌شود.
كريستو نجم‌ در كتابش‌ «زن‌ در زندگي‌ جبران» مي‌نويسد: «پرورش ‌جبران‌ در آن‌ وضع‌ فقيرانه‌ موجب‌ شد كه‌ هميشه‌ از ناكامي‌ و شوربختي‌ رنج ‌ببرد. آن‌چه‌ از پدر خود مي‌ديد، مانع‌ از آن‌ مي‌شد كه‌ به‌ او به‌ مثابه‌ «پدرـقهرمان» نگاه‌ كند. از اين‌ رو به‌ مادر خود رو آورد و او را سرمشق‌ قرار داد، تا آن‌جا كه‌ شخصيت‌ رقيقي‌، به‌ ضرر جنبه‌هاي‌ رجوليت‌ در او پرورش‌ يافت‌ ــ جنبه‌هايي‌ كه‌ معمولا بر اثر سرمشق‌ قرار دادن‌ پدر در كودكان‌ رشد مي‌كند. جبران‌ كه‌ در درون‌ خود دچار حب‌ و بغض‌ شديدي‌ نسبت‌ به‌ پدر خود بود، با عقده‌ اوديپ‌ آشنا شد و همين‌ عقده‌ او را به‌ مادر خود نزديك‌ كرد.
عشق‌ به‌ مادر، يا عقده‌ اوديپ‌ در اساطير يونان‌، «رذيلتي‌ است‌ كه‌سلامت‌ جنسي‌ و عقلي‌ ما را به‌ طور كامل‌ تهديد مي‌كند.» و چنانكه‌ د. ه.لارنس‌ مي‌گويد: «بايد عنان‌ آگاهي‌ عالي‌ را رها كرد و رشته‌ عشق‌ قديم‌ را گسست‌ و بند ناف‌ را پاره‌ كرد.» و اين از آن روست كه دوستي‌ مادر «جهاني‌ از اعتماد گرداگرد طفل‌ منتشر مي‌كند و چونان‌ قلمرو روشني‌ او را از منطقه‌ تاريك‌ و مبهم‌ ذهن‌ نجات‌ مي‌دهد.»
د. ه. لارنس‌ در كتاب‌ «پسران‌ و عشاق» از موردي‌ شبيه‌ جبران‌ ياد مي‌كند و آن‌ قهرمانش‌ پل‌ مورل‌ است‌. مي‌گويد: «مادري‌ كه‌ از دست‌ داد، ستون‌ زندگي‌اش‌ بود. پل‌ او را دوست‌ مي‌داشت‌، زيرا آن‌ها با هم‌ با زندگي‌روبرو شده‌ بودند. او اكنون‌ مرده‌، ولي‌ شكافي‌ پشت‌ سرش‌ گذاشته‌ كه‌ تا ابد در زندگي‌ پسرش‌ خواهد ماند و باعث‌ خواهد شد كه‌ زندگي‌اش‌ از آن‌ پس‌ بدون‌ انگيزه‌ پيش‌ برود، انگار نيروي‌ غلبه‌ناپذيري‌ او را به‌ جانب‌ مرگ‌مي‌كشاند و چيزي‌ جلودار آن‌ نيست‌. او نياز به‌ انسان‌ ديگري‌ دارد كه‌ به‌ ميل‌خود كمكش‌ كند و در هنگام‌ احتياج‌ به‌ دادش‌ برسد. از ترسي‌ كه‌ از آن‌ امر بزرگ‌، خزش‌ به‌ سوي‌ مرگ‌ پس‌ از مرگ‌ محبوب‌، داشت‌، همه‌ چيزهاي‌ كم‌اهميت‌ را وانهاد.»
از اين‌جا مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ كودك‌ گرفتار عقده‌ اوديپي‌، عشق‌ به‌ مادر را پنهان‌ مي‌سازد، خود را جاي‌ او مي‌گذارد و از طريق‌ او عرضه‌ مي‌كند. و به‌واسطه‌ مشابهتي‌ كه‌ در گزينش‌ عشق‌ خود بدان‌ راه‌ مي‌برد، از مادر خود الگويي‌ مي‌سازد. و به‌ اين‌ شكل‌ عملا از زناني‌ كه‌ ممكن‌ بود او را به‌ خيانت‌ به‌ مادر وادارند فاصله‌ مي‌گيرد.» و جبران‌ چنين‌ بود. عشق‌ او به‌ مادرش‌ با مرگ‌ او نمرد، بلكه‌ هميشه‌ به‌ زناني‌ بر مي‌خورد كه‌ شباهت‌هايي‌ با مادرش‌داشتند. اين‌ زنان‌ از دو خواهرش‌‏، سلطانه‌ و مريانا گرفته‌، تا باربارا يونگ‌، همگي‌ يار و ياورش‌ بودند. خواهرانش‌ و مادرش‌ از نظر مالي‌ فداكاري‌مي‌كردند و كوشش‌ داشتند جبران‌ با لباس‌ مناسبي‌، از آن‌ گونه‌ كه‌ براي‌ ماري‌ هاسكل‌ شرح‌ داده‌ است‌، در انظار ظاهر شود.
جبران‌ با اين‌كه‌ از نظر جسماني‌ مرد شده‌ بود و همه‌ صفات‌ مردي‌ را به‌خود گرفته‌ بود، ولي‌ نتوانسته‌ بود از عقده‌ اوديپي‌ رها شود، و زن‌ ديگري‌، غير از مادرش‌ را دوست‌ داشته‌ باشد. همين‌ عقده‌ بود كه‌ او را بر آن‌ داشت‌ معشوقه‌هايش‌ را از ميان‌ زنان‌ مسن‌تر از خود انتخاب‌ كند:
ــ حلا الضاهر، دو سال‌ از او بزرگتر بود.
ــ سلطانه‌ ثابت‌، 15 سال‌.
ــ ميشلين‌ چند ماه‌.
ــ ماري‌ هاسكل‌، ده‌ سال‌.
ــ ماري‌ خوري‌، 9 سال‌.
ــ ماري‌ قهوجي‌، چهار سال‌.
ــ مي‌ زياده‌، سه‌ سال‌.

جبران‌ به‌ طور ناخودآگاه‌ عشق‌ به‌ محبوب‌ را با عشق‌ به‌ مادر در آميخت ‌و با آنان‌ به‌ گونه‌ مادر خود


جبران‌ به‌ طور ناخودآگاه‌ عشق‌ به‌ محبوب‌ را با عشق‌ به‌ مادر در آميخت ‌و با آنان‌ به‌ گونه‌ مادر خود سخن‌ مي‌گفت‌، زيرا در اين‌ گونه‌ موارد، عشق ‌فروخورده‌ كار خود را مي‌كرد.

سخن‌ مي‌گفت‌، زيرا در اين‌ گونه‌ موارد، عشق ‌فروخورده‌ كار خود را مي‌كرد. در بخش‌ بزرگي‌ از نامه‌هايش‌ به‌ ماري ‌هاسكل‌، او را چنين‌ خطاب‌ مي‌كرد: «مادر عزيز قلب‌ من‌، با مژه‌هايم‌ بر دستانت‌ بوسه‌ مي‌زنم‌.» و: «دستان‌ الهي‌ تو زندگي‌ بهتري‌ ارزاني‌‌ام‌ داشتند.»
ماري‌ هاسكل‌ براي‌ او تجسم‌ زنده‌ مادرش‌ بود، و اين‌ وادارش‌ كرد به‌طور غير ارادي‌ به‌ كودكي‌ خود نقب بزند. عشقش به‌ سلما‌ كرامي‌ را چنين‌ توصيف‌ مي‌كند: «بهار سپري‌ شد و تابستان‌ آمد، و محبت‌ من‌ به ‌سلما تدريجا از اشتياق‌ جواني‌ در صبح‌ زندگي‌ به‌ زني‌ زيباروي‌، به ‌پرستشي‌ خاموش‌ تبديل‌ مي‌شود كه‌ كودكي‌ يتيم‌ نسبت‌ به‌ مادر خود، اين‌ساكن‌ ابديت‌، احساس‌ مي‌كند.»
و براي‌ ماري‌ خوري‌ مي‌نويسد: «من‌ چون‌ كودكي‌ كه‌ به‌ مادرش‌ آويزان‌شود، به‌ دامن‌ تو آويختم‌.»
به‌ اين‌ ترتيب‌، به‌ هر زني‌ كه‌ عشق‌ مي‌ورزيد، عقده‌ اوديپ‌ نيز جلوه‌ خودش‌ را نشان‌ مي‌داد. در نوشته‌ها و گفته‌هايش‌ اشتياق‌ شديدي‌ نسبت‌ به ‌مهر مادر وجود داشت‌.
در 24 مارس‌ 1911 به‌ ماري‌ هاسكل‌ مي‌نويسد: «پدرم‌ مي‌خواست‌ وكيل‌ شوم‌، ولي‌ مادرم‌ برعكس‌ مهربان‌ بود و به‌ دل‌ من‌ نزديك‌ بود و عيبهايم‌ را مي‌گفت‌ و هميشه‌ تشويقم‌ مي‌كرد.» در 21 اوت‌ 1918 نيز مي‌نويسد: «مادرم‌ در بدترين‌ لحظات‌ وجود خود براي‌ من‌ كم‌تر از خواهر و در بهترين‌ لحظات‌ كمتر از آقا نبود. حتي‌ در سه‌ سالگي‌ به‌ من‌ فهمانده‌ بود كه‌ رابطه‌ ما مثل‌ رابطه‌ دو آدم‌ است‌: رابطه‌ عشق‌ متقابل‌، اين‌كه‌ ما دو موجود هستيم‌ كه‌ دست‌ زندگي‌ و شرف‌ آنها را به‌ يكديگر پيوند داده‌ است‌.»
«مادرم‌ عجيب‌ترين‌ موجودي‌ بود كه‌ من‌ در زندگي‌ام‌ شناختم‌. اكنون‌ مي‌توانم‌ سيمايش‌ را مجسم‌ كنم‌، زني‌ در نهايت‌ رقت‌ طبع‌، كه‌ زيباتر هم‌شده‌ است.»
جبران‌ از مادر خود تنها مادري‌اش‌ را به‌ ياد مي‌آورد، مادري‌اي‌ كه‌نسبت‌ به‌ زندگي‌ باطني‌ او داشت‌. در 3 آوريل‌ 1920 مي‌نويسد: «مادرم ‌چيزهاي‌ كوچكي‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌ عشق‌ به‌ ديگران‌ را به‌ من‌ آموخت‌... او مرا از قيد خود آزاد كرد. در 12 سالگي‌ چيزهايي‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌ امروز به‌ آن‌ها رسيده‌ام‌.» و مي‌افزايد: «او مادرم‌ بود، و هنوز هم‌ از نظر روحي‌ مادرم‌ هست‌. امروز هم‌، بيش‌ از هر زمان‌ ديگري‌، قرابت‌ او را نسبت‌ به‌ خودم ‌احساس‌ مي‌كنم‌. امروز هم‌، تاثيري‌ را كه‌ بر من‌ گذاشت‌، و كمكي‌ را كه‌ به‌ من‌كرد، بيش‌ از وقتي‌ كه‌ زنده‌ بود، و به‌ صورت‌ قياس‌ناپذيري‌ احساس‌ مي‌كنم‌. عليرغم‌ جدايي‌ و دوري‌ پيكرهامان‌، كامله‌ رحمه‌، زني‌ كه‌ جسدا مرده‌ است‌، هنوز روحا در ناخودآگاه‌ پسرش‌ جبران‌ زنده‌ است‌; نزديك‌ به‌ روح‌او; گام‌هاي‌ فرزندش‌ را استوار مي‌دارد و دستي‌ پنهاني‌ بر سرش‌ مي‌كشد و او را از محنت‌ ايام‌ حفظ مي‌كند.»
درباره‌ ويژگي‌هايي‌ كه‌ از مادرش‌ به‌ ارث‌ برده‌، براي‌ مي‌ زياده‌ مي‌نويسد: « بيش‌ترين‌ خلقيات‌ و تمايلاتم‌ را از مادرم‌ گرفته‌ام‌. مقصودم‌ اين‌ نيست‌ كه‌ از حيث‌ حلاوت‌ و فطرت‌ و سعه‌ صدر مثل‌ او هستم‌... با اين‌كه‌ اندك‌ كينه‌اي ‌نسبت‌ به‌ راهبان‌ دارم‌، ولي‌ راهبه‌ها را دوست‌ دارم‌ و در دل‌ تحسين‌شان‌ مي‌كنم‌. عشق‌ من‌ به‌ آنها از تمايلاتي‌ ‌ مايه مي‌گيرد كه‌ مادرم‌ در زمان جواني‌‌ نسبت‌ به‌ آن‌ها داشت.»
كامله‌ رحمه‌ كه‌ در اعماق‌ وجود پسرش‌ جبران‌ و در ناخودآگاه‌ او هم‌چنان‌ زنده‌ بود، همو بود كه‌ مسير و ابعاد زندگي‌اش‌ را تعيين‌ كرد. جبران ‌در وجود هر زني‌ كه‌ دوست‌ داشت‌، وجود مادر خود را مي‌ديد. در 7 اكتبر1922 به‌ ماري‌ هاسكل‌ مي‌نويسد: «تو و من‌، مادري‌ براي‌ يك‌ديگر هستيم‌. من‌ در وجود خودم‌ نسبت‌ به‌ تو نوعي‌ احساس‌ مادرانه‌ دارم‌. احساس‌مي‌كنم‌ انگار پدري‌ براي‌ تو هستم‌. شك‌ ندارم‌ كه‌ تو هم‌ احساس‌ مادرانه‌اي ‌نسبت‌ به‌ من‌ داري‌.» در اين‌ گفته‌ دوگانگي‌ شخصيت‌ بخوبي‌ هويداست‌: همذات‌ پنداري‌ او با مادر خود و فرورفتن‌ در قالب‌ او، با همذات‌ پنداري‌ ضعيفش‌ با «پدر – مرد»، در تقابل‌ قرار مي‌گيرد. احساسش‌ نسبت‌ به ‌هاسكل‌، همانا احساس‌ پسر عزيز كرده‌اي‌ است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ مادر خود دارد; او نيازمند انفاس‌ با احساس‌ زني‌ است‌، و دو چشم‌ پر شرر كه‌ دلش‌ را بلرزانند، و نگذارند به‌ خواب‌ رود.
ماري‌ هاسكل‌، براي‌ جبران‌، جانشين‌ مادر بود. چنانكه‌ جورج‌ ساند نيز براي‌ آلفرد دوموسه‌ مادر بود. جورج‌ ساند براي‌ محبوبش‌ مي‌نوشت‌: «آري ‌عشق‌ من‌، وقتي‌ مرا اين‌ گونه‌ عذاب‌ مي‌دهي‌، به‌ نظر من‌ چون‌ كودكي ‌بيماري‌ جلوه‌ مي‌كني‌، و در من‌ اين‌ ميل‌ را دامن‌ مي‌زني‌ كه‌ ترا درمان‌ كنم‌


مادر براي‌ جبران‌ تجسمي از مظهر خداست‌. در «بال‌هاي‌ شكسته» مي‌گويد: «زيباترين‌ لفظي
‌ كه‌ از زبان‌ بشريت‌ مي‌تراود، كلمه‌ مادر است‌

و در وجود تو مردي‌ را پيدا كنم‌ كه‌ دوستش‌ دارم‌. از الهه‌ مادران‌ و عشاق ‌مي‌خواهم‌ كه‌ مرا در انجام‌ اين‌ وظيفه‌ دشوار ياري‌ دهد.»
مادر براي‌ جبران‌ تجسمي از مظهر خداست‌. در «بال‌هاي‌ شكسته» مي‌گويد: «زيباترين‌ لفظي‌ كه‌ از زبان‌ بشريت‌ مي‌تراود، كلمه‌ مادر است‌; قشنگ‌ترين ‌ندا مادر است‌. كلمه‌ كوچكي‌ سرشار از اميد و عشق‌ و عاطفه‌، و هر آن‌چه‌ از رقت‌ و حلاوت‌ در آن‌ است‌. مادر همه‌ چيز اين‌ زندگي‌ است‌. تسلايي‌ است ‌در اندوه‌، اميدي‌ است‌ در نوميدي‌، نيرويي‌ است‌ در ناتواني‌. سرچشمه ‌مهرباني‌ و رافت‌ و شفقت‌ و غفران‌ است‌. كسي‌ كه‌ مادرش‌ را از دست‌ بدهد، سينه‌اي‌ را از دست‌ داده‌ كه‌ سر بر آن‌ مي‌گذاشته‌، و دستي‌ كه‌ تبركش‌ مي‌كرده‌، و چشمي‌ كه‌ نگهبانش‌ بوده‌.»
مادر در هنر جبران‌ موضوع‌ بخش‌ بزرگي‌ از نقاشي‌هايش‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. تابلوي‌ «چهره‌ ازلي‌» چهره‌ بزرگي‌ را نشان‌ مي‌دهد در حالي‌ كه‌ در وسط آن‌ مردي‌ كوتوله‌ و زني‌ با مشعل‌ ايستاده‌اند. تابلو اشارتي‌ است‌ به‌ او، كه‌ در پرتو مشعلي‌ كه‌ ماري‌ هاسكل‌ به‌ دست‌ گرفته‌، راهش‌ را به‌ سوي ‌بزرگي‌ مي‌گشايد.» در مجله‌ «الفنون» (هنرها) چهره‌ مادر خود را در حال ‌خلسه‌ روحي‌ چاپ‌ كرده‌ بود. و تابلوي‌ «به‌ سوي‌ بي‌ نهايت» در صفحه ‌نخست‌ كتاب‌ «20 تابلو» تصويري‌ از مادر اوست‌.
هم‌چنين‌ ده‌ها تابلو دارد كه‌ مادر و مادري‌ را به‌ صورت‌ سمبلي‌ از زمين ‌و دريا نشان‌ مي‌دهند. علاوه‌ بر اين‌ بسياري‌ از كتاب‌هايش‌ درباره‌ مادرند.
عقده‌ اوديپ‌، يا عشق‌ به‌ مادر، آثار خويش‌ را بر روابط او با زنان ‌گذاشته‌ است‌. عقده‌ اوديپ‌ سايه‌ سنگين‌ خود را روي‌ خواهش‌هاي‌ جسماني‌ او افكنده‌ و با بستن‌ راه‌ تشفي‌ آن‌ها، سركوبشان‌ كرده‌ است‌.

چمع آوري از كيانوش ولي نژاد

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 18:12  توسط کیانوش ولی نژاد | 

نام  : آریل

نام خانوادگي: شاينزمن

شاينزمن، ملقب به آريل شارون، در سال 1928 در روستاي كفر ملال به دنيا آمد. پدر وي ساموئل مردخاي شرابير، لهستاني تبار است و از لهستان به قفقاز رفت و در آنجا به كشاورزي پرداخت. بعد از قفقاز به فلسطين رفت و در روستاي كفر ملال سكونت گزيد. حس عربستيزي از همان كودكي در آريل شارون تقويت شد. در سال 1933 از پدر تفنگي را به عنوان هديه تولد دريافت كرد و شكار فلسطينيها را از او آموخت.

پدرش دوست داشت شارون در رشته كشاورزي درس بخواند. به همين منظور او را از كودكي به مزارع موشاو (نوعي مزارع اشتراكي) براي كار كردن مي برد. اما خلاف رأي پدر رشته كشاورزي را دوست نداشت. مدرك كارشناسي حقوق را از دانشگاه عبري قدس و كارشناسي ارشد همان رشته را از دانشگاه تلآويو دريافت كرد.

شارون 14 ساله بود كه به گروه تروريستي هاگانا پيوست. در سال 1947 عضو پليس شهركهاي يهودي بود. در بيست سالگي وي، جنگ 1948 كه به اشغال بسياري از سرزمينهاي فلسطيني منجر شد، شروع و او در جنگ شركت كرد. در اين جنگ او سمت فرماندهي پيادهنظام را در بخش اسكندريه بر عهده داشت. در آغاز سال 1949 فرمانده يك گروهان بود. اما در سال 1951 افسر فرماندهي گردان اطلاعات مركزي بود. از سال 1953-1952 در دو موضوع تاريخ و خاورميانه در دانشگاه عبري قدس تدريس كرد و در همان زمان فرمانده يگان ويژه 101 بود. يگاني كه به خواست او از زندانيان محكوم به مرگ تشكيل شد تا كشتار فلسطينيان را آنگونه كه دلخواه او بود انجام دهند. نخستين قتل و عام اين گردان به فرماندهي او در يورش به روستاي مرزي "القبيه" بود كه كشتار وسيعي به راه انداخت و 69 فلسطيني را كه اكثراً زن و بچه بودند، به طرز بسيار فجيعي كشت و 41 منزل را ويران كرد. در سال 1954 اين گردان با گردان چتربازها ادغام شد و او در سمت فرماندهي گردان جديد فعاليتهاي تروريستي خود را هم عليه فلسطينيان و هم عليه كشورهاي عربي ادامه داد شارون در سال 1956 با سمت فرماندهي تيپ زرهي و به همراه گروه تروريستي خود ، گذرگاه "المتيله" را اشغال كرد . وي تا سال 1964 در اين سمت بود . اما دراين مدت اختلافات زيادي با روساي خود در آن موقع از آن جمله موشه دايان كه رياست ستاد ارتش را به عهده داشت ، پيدا كرد . تمام اين اختلافات بخاطر اشغال المتيله بود كه ظاهراً هيچ سودي براي رژيم صهيونيستي نداشته وموجب شده بود كه ضررهاي زيادي را هم از بابت اين اشغال متحمل گردد . سرانجام در سال 1964 براي ادامه تحصيل به فرانسه رفت تا در رشته علوم سياسي تحصيل كند .

پس از بازگشت از فرانسه تا سال 1969 فرماندهي ارتش شمال را بر عهده داشت . از سال 1973 - 1969 فرماندهي ارتش جنوب به او واگذار شد . او كه سنگدلي و آدم كشي را در تمام عمليات از خود نشان داده بود با آنكه در جنگ 1973 رژيم صهيونيستي از اعراب شكست سختي خورده بود اما بدليل اقدامات جنايتكارانه اش عليه اعراب در صحراي سينا سربازانش به وي لقب پادشاه دادند . از همين جنگ بود كه وي از ارتش استعفاء داد و گام به عرصه سياست نهاد .

شارون كه در سال 1970 قتل عام خونين و گسترده اي را براي جلوگيري قيام مردم غزه انجام داده بود به سال 1974 در اولين انتخابات پارلماني خود ، از سوي حزب تندروي ليكود توانست به كنست راه پيدا كند . در سال 1975 اسحاق رابين او را به عنوان مشاور نظامي خود انتخاب كرد . در انتخابات سال 1977 شارون بدليل محبوبيت زيادي كه در اثر كشتار فسطينيان نزد صهيونيستها داشت ، در راس فهرست نامزدهاي مستقل ، به كنست راه پيدا كرد . مناخيم بگين در اين دوره او را به سمت وزير كشاورزي وشهرك سازي منصوب كرد . زمان تصدي وزارت كشاورزي او با اشغال بيشتر زمين هاي فلسطينيان و صرقت آبهاي آنان هم زمان شد و وي توانست كشاورزي رژيم صهيونيستي را با پشتيباني آمريكا متحول سازد و شهرك سازي در اين زمين هاي اشغالي شتاب بيشتري گرفت .

پس از آنكه در اردن ، ارتش اين كشور به اردوگاه هاي فلسطيني يورش برد و سپتامبر سياه را در تاريخ فلسطين رقم زد . نيروهاي مقاوت فلسطين به لبنان رفتند و در جنوب لبنان مستقر شدند . پس از تصويب يك حمله همه جانبه به جنوب لبنان توسط دولت رژيم صهونيستي ، آريل شارون در سال 1981 به وزارت جنگ برگزيده شد . در سال 1982 ارتش تروريستي اين رژيم با تجهيزات و سلاحهاي اهدايي آمريكا ، انگليس و فرانسه و پشتيباني سياسي ، تبليغي و اطلاعاتي رژيم هاي استكباري به ويژه آمريكا، بيروت پايتخت يك كشور عربي را پس از بيت المقدس به اشغال خود در آورد .

شارون در همين سال كشتار وحشيانه ي صبرا و شتيلا را در پرونده سراسر جنايات خود وارد كرد . قتل عام وسيعي از زنان و كودكان و مردان در اين دو روستا به راه انداخت و در نزد جهانيان به قصاب صبرا وشتيلا معروف شد . عمق فجايع آنچنان بود كه دولت رژيم صهيونيستي براي آرام كردن اوضاع و تنشهاي ايجاد شده او را از وزارت جنگ بركنار نمود .

شارون از سال 1988ـ 1984 وزير صنايع بازرگاني بود . پس از انتخابات 1966 به وزارت شهرك سازي و اسكان برگزيده شد . در زمان وزارت او، علي رغم تمام مخالفتهاي داخلي و خارجي (كه اكثراً بازي سياسي بود ) به ساختن شهركها در سرزمينهاي اشغالي و اسكان صهيونيستهاي تازه وارد در آن ادامه داد . در اصلاح اين كابينه به وزارت امور خارجه منصوب گرديد.

شارون در ششم فوريه 2001 به بالاترين منصب رژيم صهيونيستي يعني سمت نخست وزيري دست يافت . اين مسئله براي او مجالي بوجود آورد تا به كشتار وقلع وقمع فلسطينيان ادامه دهد . او كه با حضور خود در مسجد الا قصي موجب خشم مسلمانان و شرع انتفاضه الا قصي شده بود پيش از نخست وزيري قول داد كه كار فلسطينيان را در 100 روز تمام كند و رژيم اسرائيل را در منطقه تثبيت كند . اما او تنها به هر چه بيشتر كشتن فلسطينيان پرداخت و روزي نشد كه فسطينيان شهيد نشوند و وي مجدداً در سال 2002 به نخست وزيري رسيد .

عملکرد:

شارون 14 ساله بود كه به گروه تروريستي هاگانا پيوست.فرمانده يگان ويژه 101 بود. يگاني كه به خواست او از زندانيان محكوم به مرگ تشكيل شد تا كشتار فلسطينيان را آنگونه كه دلخواه او بود انجام دهند. نخستين قتل و عام اين گردان به فرماندهي او در يورش به روستاي مرزي "القبيه" بود كه كشتار وسيعي به راه انداخت و 69 فلسطيني را كه اكثراً زن و بچه بودند، به طرز بسيار فجيعي كشت و 41 منزل را ويران كرد. در سال 1954 اين گردان با گردان چتربازها ادغام شد و او در سمت فرماندهي گردان جديد فعاليتهاي تروريستي خود را هم عليه فلسطينيان و هم عليه كشورهاي عربي ادامه داد شارون در سال 1956 با سمت فرماندهي تيپ زرهي و به همراه گروه تروريستي خود ، گذرگاه "المتيله" را اشغال كرد . وي تا سال 1964 در اين سمت بود.

او كه سنگدلي و آدم كشي را در تمام عمليات از خود نشان داده بود با آنكه در جنگ 1973 رژيم صهيونيستي از اعراب شكست سختي خورده بود اما بدليل اقدامات جنايتكارانه اش عليه اعراب در صحراي سينا سربازانش به وي لقب پادشاه دادند .

زمان تصدي وزارت كشاورزي او با اشغال بيشتر زمين هاي فلسطينيان و صرقت آبهاي آنان هم زمان شد و وي توانست كشاورزي رژيم صهيونيستي را با پشتيباني آمريكا متحول سازد و شهرك سازي در اين زمين هاي اشغالي شتاب بيشتري گرفت .

شارون در سال 1982 كشتار وحشيانه ي صبرا و شتيلا را در پرونده سراسر جنايات خود وارد كرد . قتل عام وسيعي از زنان و كودكان و مردان در اين دو روستا به راه انداخت و در نزد جهانيان به قصاب صبرا وشتيلا معروف شد . عمق فجايع آنچنان بود كه دولت رژيم صهيونيستي براي آرام كردن اوضاع و تنشهاي ايجاد شده او را از وزارت جنگ بركنار نمود .

پس از انتخابات 1966 به وزارت شهرك سازي و اسكان برگزيده شد . در زمان وزارت او، علي رغم تمام مخالفتهاي داخلي و خارجي (كه اكثراً بازي سياسي بود ) به ساختن شهركها در سرزمينهاي اشغالي و اسكان صهيونيستهاي تازه وارد در آن ادامه داد . در اصلاح اين كابينه به وزارت امور خارجه منصوب گرديد.

شارون در ششم فوريه 2001 به بالاترين منصب رژيم صهيونيستي يعني سمت نخست وزيري دست يافت . اين مسئله براي او مجالي بوجود آورد تا به كشتار وقلع وقمع فلسطينيان ادامه دهد . او كه با حضور خود در مسجد الا قصي موجب خشم مسلمانان و شرع انتفاضه الا قصي شده بود پيش از نخست وزيري قول داد كه كار فلسطينيان را در 100 روز تمام كند و رژيم اسرائيل را در منطقه تثبيت كند . اما او تنها به هر چه بيشتر كشتن فلسطينيان پرداخت و روزي نشد كه فسطينيان شهيد نشوند و وي مجدداً در سال 2002 به نخست وزيري رسيد .

دست آوردهاي دوره نخست وزيري شارون :

1- شكست اقتصادي (بالاترين نرخ تورم ، افزايش هزينه مقوله امنيت ، افزايش بيكاري ، كاهش سرمايه گذاري خارجي ، كاهش توليدات داخلي ، كاهش صنعت جهانگردي )

2- شكست امنيتي ( عدم سركوب و خاموش ساختن انتفاضه الا قصي ، فراخواني نيروهاي احتياط ، افزايش موج عمليات استشهادي(

3-  شكست سياسي ( ناتواني در خاموش ساختن قيام مردم فلسطين ، از بين رفتن كامل زمينه هاي صلح ) 

4- بي اعتباري بيشتر در افكار عمومي جهان به علت كشتار جنين و شهركهاي ديگر فلسطينيان

مشاغل:

عضو پليس شهركهاي يهودي 

فرماندهي پياده نظام در بخش اسكندريه 

فرمانده گروهان 

افسر فرماندهي گردان اطلاعات مركزي 

تدريس در دو موضوع تاريخ و خاورميانه در دانشگاه عبري قدس 

فرمانده يگان ويژه 101 

فرماندهي گردان چتربازها 

فرماندهي تيپ زرهي 

فرماندهي ارتش شمال 

فرماندهي ارتش جنوب 

وزير كشاورزي وشهرك سازي 

وزير جنگ 

وزير صنايع بازرگاني 

وزارت شهرك سازي و اسكان 

سمت نخست وزيري 

 جمع آوری از کیانوش ولی نژاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 1:27  توسط کیانوش ولی نژاد | 

محمدرضا شجریان از استادان و خوانندگان برجسته موسیقی ایرانی‌

 

                                   

محمد رضا شجریان در مهر ۱۳۱۹ در مشهد مقدس متولد شد و از کودکی با همان لحن کودکانه می خواند در ۱۳۳۷ به رادیو خراسان رفته و در رشته آواز مشغول گردید و برای اجرای برنامه‌های گلها به تهران نزد استاد پیر نیا دعوت گردید در بیش از یکصد برنامه گلها و برگ سبز شرکت نمود. او از سال ۱۳۴۵ با احمد عبادی آشنا و دوستی و شاگردی او را برگزید از سال ۱۳۴۶ در کلاس مهرتاش شرکت نمود.

 

در ۱۳۵۰ با استاد فرامرز پایور آشنا شدو تعلیم سنتور و ردیفهای آوازی را دنبال کرد. و از سال ۱۳۵۲ نزد عبدالله دوامی کلیه ردیفهای موسیقی و شیوه‌های تصنیف خوانی را فرا گرفت. ۱۳۵۴ نزد نور علی خان برومند سبک سید حسین طاهر زاده را فرا گرفت.

 

شیوه‌های آوازی اقبال السلطان، تاج اصفهانی، میرزا ظلی، ادیب خوانساری، قوامی و بنان را روی صفحات و نوارها به دقت دنبال کرد. از ۱۳۵۴ تدریس هنر جویان را در رشته آواز در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغازکرد و تا ۱۳۵۸ با تعطیلی این رشته به پایان یافت. ۱۳۵۷ چندین سرود میهنی اجرا کرد و همکاری خود را به سازمانهای دولتی ادامه نداده و در خانه به تحقیق و تدوین ردیفهای آوازی پرداخته و به تدریس شاگردان قدیمی اش همت گماشت. استاد اکنون به همراهی پسرش همایون شجریان به ترویج و اشاعه موسیقی اصیل و سنتی ایرانی می پردازد.

 

زندگی‌نامه

 

                           

در مشهد به دنیا آمد. از کودکی با توجه به استعداد و صدای خوبش تحت تعلیم پدر که خود قاری قرآن بود مشغول به پرورش صدای خویش شد، و در ۱۰ سالگی در رادیو به تلاوت قرآن می‌پرداخت، در سال ۱۳۵۷ در مسابقه تلاوت قرآن کشوری رتبه اول را به دست آورد. موسیقی را نزد استادان بزرگ موسیقی ایران به کمال رساند، کنسرت‌های زیادی از شجریان به یادگار مانده که از مهمترین آنها می‌توان از کنسرت راست پنجگاه به همراه محمد رضا لطفی و ناصر فرهنگ‌فر یاد کرد. از کارهای دیگرش، همکاری با گروه عارف وشیدا و همچنین چاووش بود که آثاری به یادماندنی موسیقی ایران را شامل می‌شوند. پس از آن با اجرای کنسرتهای بسیار به همراه استادان دیگر به شناساندن موسیقی ایران در جهان، کارهای بسیاری انجام داد که هنوز هم ادامه دارد. به همراه مشکاتیان، لطفی، علیزاده، موسوی، پیرنیاکان، کسایی و دیگر استادان کارهای بسیاری ضبط کرده است، و هم اکنون نیز به اجرای کنسرت به همراه همایون شجریان،حسین علیزاده و کیهان کلهر مشغول است.

 

استادان آواز

اسماعیل مهرتاش،رضاقلی‌میرزا ظلی، تاج اصفهانی، احمد عبادی، عبدالله دوامی،اقبال‌السلطان آذر، قمرالملوک وزیری، نورعلی برومند، و محمود کریمی از جمله استادانی بودند که محمدرضا شجریان ردیف‌ها، گوشه‌ها، و دوره‌های آوازی موسیقی ایرانی را پیش آنها تمرین ‌کرد، همچنین نوازندگی سنتور را نزد جلال اخباری و استاد فرامرز پایور آموخت. لازم به ذکر است که خود عبدالله خان دوامی شاگرد افرادی چون میرزا عبدالله و درویش خان از بزرگان موسیقی و آواز ایرانی بوده است.

 

همکاری با رادیو و تلویزیون

 

                                              

برای اولین بار در سن ۱۰ سالگی به تلاوت قرآن در رادیو محلی پرداخت و در سال ۱۳۳۷، ۱۸ ساله بود که مشغول به همکاری با رادیو خراسان شد، سال ۱۳۴۶ به تهران می‌آید و در اواخر دهه ۴۰ و تا سال ۵۶ با «رادیو ایران» همکاری می‌کند، به دلیل مخالفت خانواده با نام مستعار «سیاوش بیدگانی» در برنامه «برگ سبز» و «گلهای تازه» اجراهای بسیاری توسط کنسرت رادیو به همراه محمدرضا لطفی، جلیل شهناز، حسن ناهید، ناصر فرهنگ‌فر و دیگر نوازندگان آن دوره اجرا کرد. در سالهای آخر حکومت محمدرضا پهلوی، شاه ایران، همکاری خود را به گفته خود به دلیل «پخش آهنگ‌های مبتذل» با رادیو و تلویزیون قطع می‌کند، پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و متعاقب آن انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ و قطع برنامه‌های موسیقی همکاری استاد نیز با رادیو قطع شد. در سال‌های اخیر و پس از اصلاحات، رادیو فرهنگ، در برنامه نیستان برخی از کارهای قدیمی و جدید استاد را پخش می‌کند، همچنین شبکه چهار جمهوری اسلامی در برنامه‌ای تحت عنوان آوای ایرانی، با استفاده از «گنجینه گلهای تازه رادیوایران» آواز استاد را همراه با تصاویری از خوشنویسی، نگارگری و دیگر هنرهای ایرانی تقدیم علاقه‌مندان می‌کند.

 

                                   دانلود "ربنا" با صدای محمدرضا شجریان

 

جوایز

در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت جایزه پیکاسو و دیپلم افتخار از طرف سازمان یونسکو در پاریس شد. این جایزه هر پنج سال به بزرگترین هنرمندی که در جهت شناساندن فرهنگ و هنر کشورش می‌کوشد اهدا می‌شود. پیش از وی، این جایزه را نصرت فاتح‌علی‌خان از پاکستان دریافت کرده بود.

 

محتوای کاری

بیشتر آواز‌ها و تصنیف‌های اجرا شده گزیده‌ای بوده است از اشعار شاعران بزرگ ایران چون سعدی، حافظ، مولوی، باباطاهر، خیام و برخی تصنیف‌های قدیمی با مضامین عاشقانه، و اجتماعی؛ همچنین استاد شجریان در برخی کنسرت‌ها و کارهای جدیدتر خود از «شعر نو» شاعرانی چون «فریدون مشیری»، «نیما»، «سهراب سپهری»، و «مهدی اخوان‌ثالث» و «هوشنگ ابتهاج» استفاده کرده است. از جمله کارهای مشترک او گزیده‌ای است از «رباعیات خیام» با صدای استاد شجریان و رباعی خوانی احمدشاملو.

 

خوشنویسی

محمدرضا شجریان علاوه بر استعدادش در آوازخوانی، علاقه زیادی به خوشنویسی ایرانی دارد، او از سال ۱۳۴۴ به فراگیری خوشنویسی نزد استادان ابراهیم بوذری، و حسین میرخانی می‌پردازد. در حال حاضر ایشان سبک ویژه خوشنویسی خود را دنبال می‌کنند.

 

آثار

 

                                

جام تهی، اردیبهشت ۱۳۸۴

فریاد

زمستان است

بی تو به سر نمی‌شود

بوی باران

آرام جان، ‌۱۳۷۸

آهنگ وفا، ۱۳۷۸

تلاوت قرآن ۱و ۲، ۱۳۷۸

پیام نسیم،‌ ۱۳۷۷

شب، سکوت، کویر، ۱۳۷۷

چهره به چهره،‌۱۳۷۷

راست پنجگاه، ۱۳۷۷

معمای هستی، ۱۳۷۶

‌شب وصل، ‌۱۳۷۶

رسوای دل، ۱۳۷۶

عشق داند، ۱۳۷۶

ساز قصه‌گو، ۱۳۷۵

در خیال، ۱۳۷۵

پیغام اهل دل، ۱۳۷۵

همایون مثنوی، ۱۳۷۴

گنبد مینا، ۱۳۷۴

جان عشّاق، ۱۳۷۴

چشمه‌ی نوش، ۱۳۷۴

یاد ایام، ۱۳۷۴

دلشدگان، ‌۱۳۷۱

‌آسمان عشق، ۱۳۷۱

سرو چمان، ۱۳۷۰

خلوت گزیده،‌۱۳۷۰

دل مجنون، ‌۱۳۷۰

پیام نسیم، ۱۳۷۰

دستان، ۱۳۶۷

دود عود، ۱۳۶۷

نوا، ۱۳۶۵

مرکب خوانی، ‌۱۳۶۵

سر عشق، ۱۳۶۵

ماهور، ۱۳۶۵

آستان جانان، ۱۳۶۵

بیداد، ‌۱۳۶۴

پیغام اهل راز (راز دل و انتظار دل)،‌ ۱۳۵۸

گلبانگ، ۱۳۵۷

برنامه گلهای ۲۳، ۲۵، ۴۱، ۷۱، ۷۷، ۱۰۷، ۱۲۱، ۱۳۳، ۱۴۱، ۱۴۷، ۱۵۸، ۱۶۰

سپیده

به یاد عارف

سر عشق

بت چین

دولت عشق

جان جان

رباعیات خیام

جام تهی

 

کنسرت‌ها

همنوا با بم، تهران، دیماه 1382

مرکب‌خوانی، اروپا و کانادا، ۱۳۸۱

راست پنجگاه، اروپا و کانادا، ‌۱۳۸۱

نوا، اروپا، امریکا و کانادا،‌ ۱۳۷۹

داد و بیداد، اروپا، امریکا و کانادا،‌ ۱۳۷۹

زمستان، اروپا، امریکا و کانادا،‌ ۱۳۷۹

 

شاگردان

مرحوم ایرج بسطامی علی رضا افتخاری حمید نوربخش

 جمع آوری از کیانوش ولی نژاد

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 13:42  توسط کیانوش ولی نژاد | 
          

نام و نام خانوادگی :  فرهاد  فخرالدينی   

محل و تاريخ تولد : تبريز  ١٣١٦  

  پست الکترونيکی                                        f.fakhredini@honar.ac.ir:

تحصيلات : 

  فارغ التحصيل هنرستان عالی موسيقی ملی (١٣٤٤)؛
دكتری هنر (درجه‌ی يك هنری) از شورای ارزشيابی هنرمندان كشور؛ 

 دوره‌ی نوازندگی پيانو نزد احمد مهاجر؛
دوره‌ی فراگيری رديف‌های موسيقی ايرانی نزد ابوالحسن صبا و علی تجويدی؛
دوره‌های هارمونی و تحليل موسيقی غربی نزد امانوئل مليك اصلانيان و دكتر مهدی بركشلی.  

سوابق شغلی : 

 مدرس هنرستان عالی موسيقی ملی (از سال ١٣٤٤ تا كنون)؛ 

 رهبر اركستر هنرستان عالی موسيقی ملی (١٣٤٤)؛ 

 رهبر اركستر بزرگ راديو و تلويزيون ملی ايران (١٣٥٢-١٣٥٨)؛  

 مدرس رشته‌ی موسيقی در دانشكده‌ی هنرهای زيبای دانشگاه تهران؛ 

 مدرس رشته‌ی موسيقی در دانشكده‌ی هنر دانشگاه آزاد اسلامی؛  

 رهبر اركستر ملی ايران از سال ١٣٧٧. 

عضويت در مجامع‌ علمي‌ و هنري : 

 عضو وابسته‌ی فرهنگستان هنر؛ 

 عضو افتخاری آهنگسازان جمهوری آذربايجان (از سال ١٣٧٠). 

 آثار : 

 الف ـ تاليفات و ترجمه ها 

 تجزيه و تحليل رديف موسيقی ايران  

 وزن در موسيقی ايران  

 مجموعه‌ی مقالات و سخنرانی‌ها  

 ب ـ مقالات 

 وزن در موسيقی قديم ايران    سال‌های ١٣٤٦ - ٤٧ مجله‌ی موسيقی شماره ١١١ تا ١١٦  

    شيوه‌ی نت نويسی عبدالقادر مراغه‌ای ماهور، ٣ زمستان ١٣٧٢ 

    خلاصه؛ در اين مقاله نويسنده آهنگ‌هايی را كه عبدالقادر در كتاب‌های مقاصد الالحان و جامع الالحان به شيوه‌ی قدما ثبت كرده است، به خط نت درآورده است.بدين ترتيب، نغمه‌هايی از تصنيف‌های قديم موسيقی ايران قابل اجرا شده‌اند.   خلاصه

    همبستگی هنرها در زير گنبد مينا، بهار ١٣٧٤مجله‌ی دانشكده‌ی هنرهای زيبا، دانشگاه تهران   خلاصه

    فرم در موسيقی ايران، شهريور ١٣٥٢ جزوه‌ی انتشار يافته در هنركده‌ی موسيقی ملی  

    مقامات موسيقی قديم ايران، آماده‌ی چاپ  

 جوايز : 

 برنده‌ی لوح زرين و ديپلم افتخار به خاطر بهترين موسيقی فيلم برای سريال تلويزيونی سربداران؛  

 برنده‌ی لوح زرين و ديپلم افتخار در جشنواره‌ی فجر برای موسيقی فيلم گزارش يك قتل؛ 

 برنده‌ی لوح زرين و ديپلم افتخار در ششمين جشنواره‌ی فجر برای موسيقی فيلم پرستار شب؛ 

 برنده‌ی جايزه‌ی ويژه‌ی جشنواره‌ی دوم سيما برای موسيقی سريال تلويزيونی امام علی (ع). 

          

 فعاليت‌هاي علمی و هنري :‌ 

 موسيقی فيلم سينمايی" شوهر آهو خانم "به كارگردانی داوود ملا پور (١٣٤٧)؛
"همايون "برای اركستر (١٣٤٧)؛
"دل انگيزان "(١٣٤٨)؛
" موسيقی با كلام ای عشق" موسيقی بر روی غزلی از عراقی (1350)؛
"برای دخترم"(١٣٥٢)؛
"گذر عمر" (1353)؛
"سرود بهار" (١٣٥٤)؛
"چهارگاه برای ويلن" آواز به همراهی ارکستر بر روی غزلی از سعدی (1354)؛
"موج" (١٣٥٥)؛
"آهنگ اشتياق" (١٣٥٥)؛
"بهار آمد "بر روی اشعار سياوش كسرايی (١٣٥٥)؛
"درد گنگ "بر روی شعری از ه_ . ا .سايه ، (١٣٥٦)؛
"بهار می شود "(١٣٥٦)؛
موسيقی كوتاه "نشانه" (١٣٥٨)؛
موسيقی فيلم كوتاه" دست‌های سبز تو "(١٣٦٠) به كارگردانی محمد علی نجفی؛
"فرخنده شب "بر روی غزلی از حافظ (١٣٦١)؛
موسيقی سريال تلويزيونی" سربداران "كارگردانی محمد علی نجفی (١٣٦٢)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی" كمال الملك "كارگردانی علی حاتمی (١٣٦٣)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "گزارش يك قتل" كارگردانی محمد علی نجفی (١٣٦٥)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "روزهای انتظار" (١٣٦٥)؛
"درد جانسوز "بر روی غزلی از حافظ (١٣٦٦)؛
موسيقی متن سريال تلويزيونی" بوعلی سينا "به كارگردانی كيهان رهگذر (١٣٦٦)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "پرستار شب" كارگردانی محمد علی نجفی (١٣٦٦)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "شاخه‌های بيد" (١٣٦٧)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "جستجوگر" (١٣٦٨)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "ساوالان" (١٣٦٨)؛
سوئيت سمفونيك" سربداران "(١٣٦٩)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "آپارتمان شماره ١٣" (١٣٦٩)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "ملك خاتون" (١٣٦٩)؛
سوئيت سمفونيك "بوعلی سنيا" (١٣٦٩)؛
"ياد يار مهربان "برروی اشعاری از فریدون مشيری (١٣٦٨)؛
"رامشگران" برروی اشعاری از نظامی گنجوی از مثنوی خسرو شيرين (1370)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "قرق" (١٣٧٠)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی" روز باشكوه"(١٣٦٧)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "زندان ديو" (١٣٧١)؛
موسيقی متن سريال تلويزيونی"روزی روزگاری" (١٣٧١)؛
موسيقی متن فيلم سينمايی "آدم برفی" (١٣٧٣)؛
موسيقی متن سريال تلويزيونی"امام علی" (١٣٧٥)؛
"چه بد كردم "بر روی ابياتی از عراقی، (١٣٧٨)؛
موسيقی متن سريال تلويزيونی"روشن تر از خاموشی" (١٣٨٢)

 

جمع آوری از کیانوش ولی نژاد

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 13:25  توسط کیانوش ولی نژاد | 

 


شقایق فراهانی
فرزند بهزاد فراهانی, متولد دوم اردیبهشت ماه سال 1351 در تهران, دارای یک فرزند پسر 10 ساله و فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه آزاد اسلامی می باشد وی در فیلم های و سریالهای بسیاری ایفای نقش داشته و اصلا اهل مصاحبه با مطبوعات نبوده و بدون حاشیه سالهاست با فرزندش و کار هنری اش زندگی می کند.

گل شیفته فراهانی
متولد 19 تیر ماه سال 1362 در تهران, خواهر شقایق فراهانی و دانشجوی رشته موسیقی است او سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را به خاطر ایفای نقش در فیلم درخت گلابی به دست آورده است و خبر دیگر اینکه او سال گذشته به جرگه متاهلین پیوست.

حدیث فولادند
متولد سال 1356/10/21 تهران, دیپلمه و مجرد می باشد. وی نیز همچون پرستو صالحی دختر خوب خانواده است و با مادر و برادرش زندگی می کند او با سریال مناسبتی ماه رمضان به نام گمگشته معروف شد و بازی زیبای او در فیلم سینمایی رز زرد برایش محبوبیت بیشتری به ارمغان آورد.

نگار فروزنده
متولد 1357/4/4 در تهران, دیپلمه و مجرد می باشد وی کلاس های بازیگری را زیر نظر استاد حمید سمندریان آموخته است چهره ظریف و کوچک او برای نقش های منفی ساخته نشده و بیشتر او را در نقش های مثبت و احیانا خاکستری شاهد هستیم و آخرین کار پخش شده در تلویزیون از وی سریال ریحانه بوده است.

شبنم قلی خانی
متولد سال 1356 در تهران مجرد و فارغ التحصیل رشته تئاتر از دانشگاه ازاد اسلامی است در فیلم سینمایی حضرت مریم چهره معصوم و بسیار گیرایی را از خود به نمایش گذاشت و به تازگی در فیلم سینمایی تلویزیونی پرده عاشقی یکشنبه شب ها مهمان خانه های شماست.

ترانه علی دوستی
متولد سال 1362/10/22 تهران, دیپلمه و فرزند علی دوستی فوتبالیست سابق تیم ملی , هما و مربی کنونی می باشد. وی دوره بازیگری را در کارگاه آزاد گذرانده است و به تازگی بازی در تئاتر زیبایی فنز را به پایان رسانده است وی در زمان فیلمبرداری فیلم سینمایی چهارشنبه سوری متاسفانه برادر نوجوانش را در اثر یک حادثه ناگوار از دست داد.

نیکی کریمی
متولد 1350/6/15 تهران, دیپلمه و مجرد است پس از یک ازدواج نا موفق در دوران اوج شهرت و جوانی ترجیح می دهد همچنان مجرد بماند این سوپر استار زن سینمای ایران که با فیلم عروس چهره شد در زمینه ترجمه کتاب و ساخت فیلم کوتاه و بلند نیز فعالیت های زیادی دارد و امسال اولین فیلم بلند او برنده جوایز متعدد از جشنواره های جهانی شد وی در حال حاضر مجری یکی از این جشنواره ها می باشد.

مهتاب کرامتی
متولد 1350/7/25 تهران, در حال حاضر مجرد و همسر سابق بابک ریاحی پورموزیسین بوده است وی فارغ التحصیل رشته میکروبیولوژی از دانشگاه آزاد اسلامی است بازی زیبای او در مردان آنجلس و سپس خاک سرخ از یادها نمی رود او در بسیاری از فیلم های به یاد ماندنی سینمای ایران در کاراکترهای گوناگو ایفای نقش داشته و آخرین کار او با نام هشت پا به زودی اکران می شود.

آناهیتا همتی
متولد سال 1352/4/24 تهران, دیپلمه و مجرد می باشد دوره آموزش بازیگری را در اداره تئاتر گذرانده است. نقش دختران شلوغ و بی دغدغه را به خوبی ایفا می کند در سریال طلسم شدگان و آهوی شب نهم نشان داد که می تواند آینده درخشانی در این عرصه داشته باشد وی در سال گذشته با سریال مناسبی در ماه رمضان مجموعه خانه به دوش در بین مخاطبان خود بسیار محبوب شد.

جمع آوری از:  کیانوش ولی نژاد

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 15:36  توسط کیانوش ولی نژاد | 

                          

صدام حسین عبدالمجید تکریتی در ۸ اردیبهشت ۱۳۱۷ (۲۸ آوریل ۱۹۳۷) به دنیا آمد. او از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۲ (۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳) که نیروهای ائتلاف به عراق حمله کردند رئیس جمهور عراق بود.صدام یکی از اعضای برجستهٔ حزب انقلابی بعث محسوب می‌شد. مبانی نظری این حزب بر پان‌عربیسم، نوسازی اقتصادی و سوسیالیسم استوار است. او نقشی کلیدی در کودتای سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) که منجر به حکومت درازمدت حزب بعث شد داشت. صدام به عنوان نائب‌رئیس تحت فرمان عموی خود، ارتشبد احمد حسن البکر، توانست به سختی کشمکش‌های بین دولت و نیروهای مسلح را در زمانی که گروه‌های بسیاری توانایی براندازی دولت را داشتند کنترل کند. او این کار را با تشکیل نیروهای امنیتی سرکوبگر و تحمیل نیروی خود به دولت انجام داد. وی توانست اقتصاد عراق را با یک رشد نسبتاً تند در دههٔ ۷۰ میلادی به پیش ببرد.صدام به عنوان یک رئیس‌جمهور توانست نوعی پرستش شخصیتی فراگیر برای خود و در بین مردم به وجود آورد. او دولتی به شدت مستبد تشکیل داد و توانست در طول جنگ ایران و عراق (۱۳۶۷-۱۳۵۹) (۱۹۸۸-۱۹۸۰) و جنگ اول خلیج فارس (۱۳۷۰) (۱۹۹۱) که هر دو عامل کاهش استانداردهای زندگی و وضع حقوق بشر در عراق شدند قدرت را حفظ کند. دولت صدام تمام جنبش‌هایی را که به باور خود تهدیدکننده تلقی می‌کرد، به ویژه آنهایی را که برآمده از گروه‌های دینی یا قومی بودند و خیال استقلال یا خودمحتاری داشتند سرکوب کرد.او در حالی که در نظر بسیاری از اعراب به دلیل مقاومت در برابر غرب و حمایت بی‌شائبه از فلسطینیان، رهبری بزرگ تلقی می‌شد، پس از جنگ خلیج فارس از سوی جامعهٔ بین‌الملل و امریکا با نگاهی شک‌آلود نگریسته شد.صدام پس از حملهٔ امریکا و متحدانش به عراق در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳) مقام خود را از دست داد. او در ۲۲ آذر ۱۳۸۲ (۱۳ دسامبر ۲۰۰۳) توسط نیروهای امریکایی دستگیر شد. او را در دادگاه ویژهٔ جرائم سران عراق که توسط دولت موقت عراق تشکیل شده است محاکمه خواهند کرد.

 نکاتی جالب پیرامون زندگی صدام

*صدام حسین در سال ۱۳۱۷ (۱۹۳۷) در روستای العوجه تکریت در کشور عراق و در خانواده‌ای چوپان به دنیا آمد. مادرش او را صدام نام نهاد که در عربی به معنای فردی است که بسیار آسیب می‌رساند. او هیچ‌گاه پدر خود «عبدالمجید» که پنج ماه پیش از تولدش ناپدید شده و یا فوت کرده بود را ندید.

 *برادر صدام در دوازده سالگی بر اثر سرطان مرد و این درحالی بود که مادرش صدام را در شکم داشت ( حامله بود) و مادرش بسیار سعی کرد تا او را سقط کند . ولی نشد و بعد از تولد او از نگهداری او سر باز زد.

*صدام دارای سه برادر ناتنی شد ، ناپدریش رفتار خشنی با او داشت. او مرد شیادی بود و صدام را مجبور به دزدی مرغ و گوسفند می‌کرد

 *در ده سالگی از تکریت فرار کرده و به بغداد رفت تا با عمویش که یک سنی متعصب بود زندگی کند . و در سن ۲۰ سالگی به حزب انقلابی و پان‌عربی بعث که عمویش هم از طرفداران آن بود پیوست.

 *نخست‌وزیر عبدالکریم قاسم را در عملیاتی که صدام هم در آن شرکت داشت ترور شد و یک تیر به پای صدام خورد ولی توانست به سوریه بگریزد. از سوریه هم به مصر رفت. او را هنگامی که در عراق حضور نداشت به مرگ محکوم کردند. صدام در مصر به دانشکدهٔ حقوق دانشگاه قاهره رفت.

 *صدام بعد از رسیدن به قدرت با لغو انحصار نفت توسط کشورهای خارجی و کمک به اقتصاد عراق توانست یکی از بالاترین رشدهای اقتصادی جهان را در عراق به وجود بیاورد و عراق را به یک کشور نیمه صنعتی تبدیل کند. او همچنین تحصیل رایگان را برای همه اجباری کرد.

 *مهارت تشکیلاتی بی‌رحمانهٔ صدام در پیشرفت سریع عراق در دههٔ هفتاد میلادی به بار نشست؛ پیشرفت عراق با آنچنان سرعتی جلو می‌رفت که دو میلیون نفر از دیگر کشورهای عربی و یوگوسلاوی در عراق کار می‌کردند تا نیاز به کارگران در عراق تأمین شود

 * در سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) عملیاتی تروریستی علیه صدام حسین در شهرک دجیل در ۴۰ کیلومتری شمال بغداد انجام شد. نیروهای امنیتی نیز در پاسخ به این اقدام به شهر حمله کرده و بالغ بر ۱۶۰ نفر از ساکنین را کشته و اعدام کردند که در میان آنها چند کودک نیز وجود داشتند. حدود1.500 تن از اهالی شهر به زندان فرستاده شدند تا تحت شکنجه قرار گیرند. جریمهٔ تمامی اهالی هم این بود که ۱,۰۰۰ کیلومتر مربع از زمین‌های زراعیشان نابود شود؛ تا ده سال بعد هم به کسی اجازهٔ کاشت دوباره داده نشد 

*او شخصیت‌هایی چون بخت‌النصر و حمورابی را گرامی می‌داشت. او منابع مالی زیادی را صرف اکتشافات باستان‌شناسی می‌کرد. وی در عمل به دنبال ترکیب پان‌عربیسم و ملی‌گرایی عراقی و ارائهٔ تصویری از یک دنیای عربی متحد، تحت رهبری عراق بود.

 **صدام در دههٔ هشتاد میلادی طرح غنی‌سازی اتمی عراق را با کمک فرانسه آغاز کرد. اولین راکتور اتمی عراق اوسیراک نام گرفت. اوسیراک نام خدای مرگ در مصر باستان بود. این راکتور بعدها توسط حملهٔ هوایی اسرائیل نابود شد زیرا اسرائیل بر این باور بود که عراق می‌خواهد از این راکتور برای تولید اسلحه‌های مبتنی بر مواد اتمی استفاده کند.

 *طولانی‌ترین و ویرانگرترین جنگ‌های فرسایشی قرن بیستم بین ایران و عراق در گرفت. در طول جنگ ارتش عراق از سلاح‌های شیمیایی بر علیه نیروهای ایرانی و جدایی‌طلبان کُرد استفاده کرد در این جنگ تقریباً ۷/۱ میلیون نفر از هر دو طرف جان خود را از دست دادند. اقتصاد هر دو کشور که پیش از این سالم و رو به رشد بود، نابود شد. همچنین عراق در حدود ۷۵ میلیارد دلار بدهی جنگی به بار آورد.

پایان جنگ با ایران مقارن با بروز کشمکش با همسایهٔ ثروتمندی به نام کویت بود. صدام بر این باور بود که جنگ او با ایران باعث شده است که کویت از حملهٔ قریب‌الوقوع ایرانیان در امان باشد. او همچنین معتقد بود چون جنگ او با ایران به سود کشورهای حوزهٔ خلیج فارس بوده است، دول عربی باید بخشی از بدهی عراق را ببخشند. صدام با اصرار از کویت خواست که بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را که برای جنگ با ایران گرفته شده بود ببخشد، ولی کویتی‌ها زیر بار نرفتند.

 *ذخایر نفتی کویت نیز خود باعث افزایش تنش در منطقه بود. این ذخایر تقریبا با ذخایر نفت عراق برابر بودند (در حالی که جمعیت کویت تنها ۲ میلیون و جمعیت عراق ۲۵ میلیون نفر بود). عراق و کویت روی هم ۲۰ درصد ذخایر شناخته‌شدهٔ نفت جهان را دارا بودند؛ تنها برای مقایسه ذکر می‌شود که عربستان سعودی دارای ۲۵ درصد ذخایر جهانی نفت است.

 *صدام در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۲ اوت ۱۹۹۰) به کویت حمله کرد و توانست ظرف 3 ساعت کویتی ها را تسلیم و خاک آن را به عراق ضمیمه کرد

*هنگامی که گفتگوها و تهدیدهای پس از جنگ هنوز در جریان بود، صدام توجه مجددی به قضیهٔ فلسطین کرده واعلام کرد که اگر اسرائیل از نوار غربی رود اردن، بلندی‌های جولان و نوار غزه عقب‌نشینی کند او نیز از کویت باز پس می‌نشیند. این پیشنهادِ صدام باعث بروز شکاف بین کشورهای عرب شد و امریکا و کشورهای عرب غربی را در مقابل فلسطینی‌ها قرار داد

*صدام ضرب‌العجل شورای امنیت را نپذیرفت. امریکا و متحدانش با پشتیبانی شورای امنیت در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۷۰ (۱۶ ژانویه ۱۹۹۱) حملهٔ هوایی گسترده‌ای را علیه عراق آغاز کردند. اسرائیل نیز توسط موشک‌های عراقی مورد اصابت قرار گرفت ولی از آنجا که نمی‌خواست کشورهای عرب از ائتلاف ضدعراق خارج شوند درصدد انتقام‌جویی برنیامد

*پس از اتمام جنگ رابطهٔ بین ایالات متحده و عراق همچنان متشنج ماند. در فروردین ماه سال ۱۳۷۲ (آوریل ۱۹۹۳) سرویس امنیتی عراق تلاش کرد تا جرج اچ دبلیو بوش رئیس‌جمهور سابق امریکا را هنگام دیدار وی از کویت ترور کند اما ماموران امنیتی کویت بمب کار گذاشته شده در ماشین بمب‌گذاری‌شده را خنثی کردند. امریکا در پاسخ به این اقدام در تاریخ ۵ تیر ۱۳۷۲ (۲۶ ژوئن ۱۹۹۳) حمله‌ای موشکی به ساختمان مرکزی اطلاعات عراق در بغداد کرد.

*صدام با اصرار زیاد می‌خواست خود را مسلمانی مؤمن نشان دهد تا بتواند نظر گروه‌های دینی محافظه‌کار جامعهٔ عراق را به خود جلب کند. بعضی از عناصر شریعت اسلام به قانون عراق بازگردانده شدند. برای نمونه وی در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) حکم اعدام همجنس‌بازان، تجاوزگران و فاحشه‌گان را به قوانین عراق بازگرداند و عبارت «الله اکبر» را با دست‌خط خود به پرچم عراق افزود.

* تحریم‌های سازمان ملل بعد از حمله عراق به کویت بین ۵۰۰,۰۰۰ تا ۲/۱ میلیون مرگ در پی داشته‌اند. اکثر جان‌باختگان، افراد زیر ۵ سال بوده‌اند

زندگی شخصی صدام

صدام سه بار ازدواج کرد. ازدواج اول وی در سال ۱۳۴۲ (۱۹۶۳) با ساجده طلفاح دخترعموی بزرگش که یک معلم بود انجام شد. نتیجهٔ این ازدواج با دختر خیرالله طلفاح، عمو و قائم‌مقام صدام، دو پسر به نام‌های «عدی حسین» و «قصی حسین» و سه دختر به نام‌های «رنا»، «رغد» و «حلا» بود. ساجده در اواخر سال ۱۳۷۵ (اوایل سال ۱۹۹۷) به همراه رنا و رغد به گمان دست داشتن در ترور عدی در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۷۵ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۶) در خانه تحت نظر قرار گرفت. این طور گفته می‌شود که ژنرال عدنان خیرالله طلفاح برادر ساجده و دوست ایام کودکی صدام، به دلیل رشد محبوبیت بین مردم کشته شد.صدام همچنین دو ازدواج دیگر نیز انجام داد: او سمیرا شاه‌بندر را در سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶) و پس از گرفتن طلاق اجباری از شوهرش به عقد خود درآورد. (گفته می‌شود که سمیرا همسر مورد علاقهٔ وی بوده است). همسر سوم وی ندال الحمدانی مدیرکل مرکز تحقیقات انرژی خورشیدی در شورای تحقیقات علمی عراق بود که مانند سمیرا مجبور به ترک شوهرش شده بود. ظاهراً هیچ مسئلهٔ سیاسی پشت دو ازدواج آخر وی وجود نداشته است. صدام از سمیرا دارای یک پسر به نام علی شددر مردادماه سال ۱۳۷۴ (اوت ۱۹۹۵) رنا و همسرش حسین کامل المجید به همراه رغد و همسرش صدام کامل المجید با فرزندانشان به اردن فرار کردند. اما هنگامی که صدام قول داد در صورت بازگشت هیچ آسیبی به آنها نمی‌رساند به عراق بازگشتند. برادران المجید درست سه روز پس از بازگشت به عراق در بهمن ۱۳۷۵ (فوریه ۱۹۹۶) کشته شدند.حلا، دختر دیگر صدام با جمال مصطفی رئیس دفتر امور طوایف عراق ازدواج کرد. او تا به حال هیچ فعالیت سیاسی نداشته است. پسرعموی دیگر صدام به نام علی حسن المجید که به علی شیمیایی مشهور است به اتهام فرمان استفاده از گاز سمی در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸) در بازداشت نیروهای امریکایی است. رنا و رغد در مرداد ۱۳۸۲ (اوت ۲۰۰۳) به همراه تمامی نه فرزندشان به اردن پناهنده شدند. آنها در همین ماه با سی‌ان‌ان و شبکهٔ ماهواره‌ای العربیه مصاحبه کردند. هنگامی که مجری سی‌ان‌ان از رغد دربارهٔ پدرش پرسید او پاسخ داد: "او پدر خیلی خوبی بود. دوست داشتنی بود و قلب بزرگی داشت." مجری از او خواست که اگر بخواهد می‌تواند پیغامی به پدرش بدهد. او نیز گفت: "دوستت دارم و دلم برایت تنگ شده." خواهرش رنا نیز گفت: "او خیلی احساساتی بود و نسبت به همهٔ ما مهربان بود."

 

 

جمع آوری از کیانوش ولی نژاد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 2:8  توسط کیانوش ولی نژاد | 

 

      

بیوگرافی (زندگینامه ) احمد کایا

بنیان گذار سبک پروتست در موسیقی کشور ترکیه ، ‌دموکرات و آزادیخواه،‌خواننده پرفروش‌ترین کاست تاریخ موسیقی ترکیه ،احمد کایا خواننده ی شهیر ترکیه در سال ۱۹۵۷ در شهر مالاتیای ترکیه به دنیا آمدو پنجمین ودر واقع آخرین فرزند خانواده کایا بود.ازپنج سالگی با ساز باقلاما آشنا شده.یکی از اولین ترانه های او که در سنین کودکی و برای برادر بزرگش(باشار)ساخته بود چنین شعری داشت:یک فولکس واگن خواهم خرید---اسمش را یاشار خواهم گذاشت...

زمانی که نوجوانی بیش نبود به خاطر شرایط دشوار زندگی پدر،به همراه خانواده به شهر استانبول نقل مکان کردند.پدر او که قبلا در یک کارخانه نساجی کار میکرد در استانبول در نمایشگاهی به پادوئی مشغول شد.خود در وصف این وضعیت میگفت"هر روز که از مدرسه به سوی خانه میرفتم پدر را میدیدم که مشغول شستشوی اتومبیل است و همه گاه پیش خود میگفتم هنگامی که بزرگ شدم برای پدر نمایشگاهی خواهم خرید تا ارباب خود باشد ."اما این رویائی بیش نبود چرا که اندکی بعد پدر با مرگ خود،خانواده را تنها گذاشت.او که کوچکترین عضو خانواده بود در شرایط بسیار دشوار و سخت گذران زندگی میکرد.خود میگفت"روزهائی بود حتی قادر به تهیه بلیط برای استفاده از اتوبوس شهری نبودم دوران جوانی کایا برابر شد با کودتای﴿کنان اورن﴾و خفقان شدیدی که بر فضای سیاسی جامعه ترکیه‌تحمیل گردید

 

آثار

آلبوم اول او که به شدت مخالف وضع موجود بود در سال ۱۹۸۵ به کمک دوستان خود آلبومی از ترانه‌هایش رابنام(گریه نکن ای کودک) منتشر کرد که به گفته‌اش هیچ امیدی به استقبال آن از طرف مردم نداشت و تنها در پی آن بود که بوسیله ی ترانه هایش اعتراض خود را را به شرایط حاکم اعلام دارد.چند روز پس از عرضه آلبوم ماموران قضایی ترکیه کاست او را به دلیل وجود چند ترانه ی سیاسی جمع آوری نمودند.پس از اعتراض‌فراوان،در نهایت فروش کاست او آزاد اعلام شد.همین فعل و انفعالات سبب شهرت نام کایا گشت وکاست او با استقبال نسبتا خوبی مواجه شد. آلبوم دوم (دلتنگی برای غم ها).  آلبوم سوم ( ترانه‌ی شفق) نام داشت.وجود شعری به همین نام از﴿اولکو تامر﴾که به دلیل داشتن افکار سیاسی در انتظار اعدام بود،موجب آوازه‌ی هر چه بیشتر کایا شد  ،  آلبوم چهارم کایا:(لحظه ای خواهد رسید) ، آلبوم پنجم: (دموکرات خسته ) نام داشت.لقب کایا "دموکرات خسته"بود که برگرفته ازهمین کاستش بود.   آلبوم ششم: ( بپا می‌خیزیم) با اشعار شاعر معروف ﴿یوسف هایال اوغلو﴾. ،  آلبوم هفتم :(رسیتال لر1)  ،  آلبوم هشتم :(گل نیک اندیش یا بختیار) سال1988  ،  آلبوم نهم ، (دیوار عشق) در سال1990  ،  آلبوم دهم (ریسیتال ها 2) سال1990  ،  آلبوم یازدهم :( گرفتار بلا شده ام) در سال1991  ،  آلبوم دوازدهم : (به من نزدیک نشو،وگرنه خواهی سوخت)) سال1991  ،  آلبوم سیزدهم :((دلخورده)) سال1993  ، آلبوم چهاردهم :((ترانه هایم برای کوه‌ها)  سال1994  ، آلبوم پانزدهمش : (مرا دریاب) سال1995  ،  آلبوم شانزدهم : (ستاره و یاکاموز) سال1996  ،   آلبوم هفدهم : (مقابله با دوست و دشمن) سال1998  ،  آلبوم هجدهم : (خدا نگه دار) نام دارد و احتمالا پس از مرگش و در سال 2001عرضه شده که یک ترانه به زبان کردی بنام (کاروان) این آلبوم احمد کایا را از سایر آلبوم هایش متمایز ساخته.  ،  آلبوم نوزدهم وی که تقریبا سه سال پس از مرگش به کوشش همسر وفادارش، در سال 2003 به بازار آمد،(کمی هم تو گریه کن) نام داشت ،  آلبوم بیستم کایا هم که پنج سال پس از مرگش باز هم به کوشش همسرش، در سال 2005 به بازار آمد،((؟)) نام دارد.  در سال 2002 آلبومی بنام (بشنو سرزمین عزیزم) منتشر شدکه در آن 20 تن از خوانندگان جوان ترکیه(هالوک لونت-ناشیده گکتورک-نازان اونجل-سواوی-آجیره زیان-شکریه توتکون-سلدا باقجان-یاووز بینگل-دنیز و یلماز اردوغان-بانو-فریدون دوزاقچی-نیران اونسال-ثروت کجا کایا-کاردش تورکولر-کئورجک علی-ملکه دمیراق-مراد حاساری-اونور آکین-سومر ازگو) به اجرای 20 ترانه از آثاراحمد کایا پرداخته بودند.این آلبوم در 2سی دی عرضه شد.    یک آلبوم متفرقه و کم یاب هم از احمد کایا موجود میباشد که ((پادشه خوبان)) نام دارد و در سایت رسمی احمد کایا هم اسمی از آن به میان نیامده.این اثر احتمالا شامل چند ترانه عرفانی در دستگاه ها و ردیف های موسیقی ترکی و کردی میباشد.

 

کایا در تمام سالهای خوانندگی با شعرای بزرگ ترکیه همکاری کرد.علاوه بر هایال اوغلو،بزرگانی همچون ﴿آتیلا ایلهان﴾و﴿اورهان کوتال﴾از جمله شعرائی بودند که کایا از شعرهای آنها استفاده می‌کرد.حضور او در هر مکانی مشکلاتی را بوجود می آورد چرا که با سخنانش مخالفان آزادی در ترکیه را آزار میداد.به همین جهت،کایا سالها از اجرای کنسرت در داخل ترکیه محروم شده بود.خود می گفت کاری خواهد کرد که هیچ گاه از ذهن مخالفانش پاک نگردد و همه گاه آنها را خواهد آزرد.یک بار در برنامه‌ای تلوزیونی اعلام کرد کفنخویش را هر زمان با خود حمل می‌کند و هر لحظه آماده‌ی مرگ در راه آزادی‌ستکایا در سال ۹۸ در مراسم اهدای جایزه ی سال به برترینهای ترکیه ﴿جوایز انجمن روزنامه نگاران)علام کرد که در آلبوم جدید خود ترانه‌ای کردی(کاروان) اجرا خواهد کرد و سپس کانالهای رسانه‌ای ترکیه را تهدید کرد که در صورت عدم پخش کلیپ آن،باید پاسخگوی مردم باشند.همین مساله موجب گردید که مخالفان کردهای ترکیه که همان ملی گرایان افراطی آن کشور بودند،اعتراض وسیعی به او نمایند.به دلیل وقوع درگیری هایی در آن مراسم،روز بعد دادگاه امنیتی ترکیه کایا را احضار نموده و بازداشت کرد.ساعاتی بعد،پس از اعتراض وکلای کایا، او را به قرار وثیقه آزاد کردند.کایا متهم بود که سالها قبل در چند کشور اروپایی از جمله بلژیک و آلمان کنسرتهایی به حمایت از حزب پ. ک. ک برگزار کرده است.چند ماه بعد از این ماجرا،کایا به قصد برگزاری کنسرت راهی فرانسه شد و به دلیل جو نامناسب ترکیه بر اثر غوغای رسانه‌های گروهی بر علیه‌اش،تصمیم به اقامت در آن کشور گرفت.او به کمک همسر﴿فرانسوا میتران﴾رئیس جمهور فقید فرانسه،توانست اقامتی یکساله دریافت کند.در همین حال کایا در دادگاه ترکیه به ده سال حبس بصورت غیابی محکوم گردید.چند ماه پس از این وقایع،در صبحگاه ۱۶ نوامبر(کاسیم) 2000در سن ۴۲ سالگی به سبب حمله قلبی در شهر پاریس دیده از جهانفرو بست.البته شایعاتی مبنی بر مشکوک بودن مرگ وی نیز شنیده شده.. کایا در مجموع ۲۱ آلبوم از ترانه‌هایش به یادگار گذاشته است که ۱۹ کاست قبل از مرگ و ۲ کاست بعدی پس از مرگش به کوشش همسر وفادارش منتشر شده است.معروفترین آلبوم او ﴿ترانه هایم برای کوه‌ها﴾ منتشر شده به سال ۹۴ نام دارد که بیش از ۵/۱ میلیون کاست فروش کرد و جز پر فروشترین آلبومهای تاریخ موسیقی ترکیه است.معروفترین اثر او ﴿با گریه‌هایمان﴾از همین آلبوم است که موافقان و حتی مخالفانش را به تحسین واداشت.شعر ترانه‌های او در قالب سبک﴿پروتست﴾ارائه شده و بدین سبب او را بنیانگذار سبک پروتست در ترکیه میدانند.آنچنان که از لحاظ موزیک او را پایه گذار سبک موسیقی آزاد درترکیه می‌خواند.

رک گویی و جرات فراوان از مشخصه‌های بارز کایا بود.خود میگفت که همیشه بر لبه پرتگاه قدم میدارد و از این کار نیز هیچ ابائی ندارد.آرامگاه او در گورستان﴿پرلاتنر)یا( پره لاچئز﴾ پاریس واقع است.همسر او با بازگرداندن جنازه اش به ترکیه مخالفت نمود و اعلام کرد که ترکیه شایستگی آن را ندارد که مرد بزرگی چون او در خاک‌آن دفن گردد.

شعار کایا احترام به عقیده و آزادی اندیشه بود و عمر خود را نیز در این راه نثار کرد.تاریخ ترکیه،کایا را‌بخاطر تاثیری که بر موسیقی و فضای سیاسی برگرفته از آن گذاشت هرگز فراموش نخواهد کرد.....روحش شاد و یادش گرامی باد

 

جمع آوری از کیانوش ولی نژاد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 1:36  توسط کیانوش ولی نژاد | 
شوهرها:
آلبومها:
 1999:BABY ONE MORE NIGHT

2000:
OOPS!..I DID IT AGAIN 
2001: BRITNEY
 2003:IN THE ZONE 
 
جمع آوری از : کیانوش ولی نژاد
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 13:47  توسط کیانوش ولی نژاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
آرشیو موضوعی
مقالات علمی , پزشکی , پژوهشی
مقالات ورزشی
مقالات فرهنگی و اجتماعی
مقالات اقتصادی
گالری عکس
مقالات مختلف
مقالات تاریخی
بیوگرافی افراد مشهور دنیا
بخش ترکی (( TURK YAZILARY ))
طنز
تسلیحات نظامی
مشخصات معماری ابنیه های دنیا
خبرهای داغ
مشخصات اسلحه های انفرادی
آموزش کامپیوتر
تحلیلات نظامی
بخش ادبی
شناخت انواع مواد مخدر
آموزشی
مجموعه قوانین و آیین نامه های کشوری
سیاسی و جناحی ...!
پیوندها
سایت شخصی دکتر اکبر اعلمی
گذری بر ترکان ایران
سوته دلان
یادگاری تاریک
ِهشت
سایتی مفید
سایت خبرنگار شجاعی
سایتی جالب و دیدنی
عروسی در جاهای مختلف دنیا
متن کامل انجیل به زبان فارسی
قیمت وبلاگ شمادر بازار جهانی
مشخصات رده بندی سایت شما در اینترت
محاسبه قد و وزن ایده آل
رها
خبرگزاری پژواک ایران
سکوت من
روزنامه نگار زرد
كاغذ پاره هاي يك خبرنگار
انجمن روزنامه نگاران ایران
روزنامه نگار نو
خبرنگار آزاد
برگزيده هاي يك روزنامه‌نگار
نوشته هاي يك خبرنگار آزاد
جمعیت مبارزه با اعتیاد خراسان