![]() |
![]() |
|
| مختلف از همه جا |
|
اين سربازان پس از هفت روز راهپيمايي در بيابان به منطقهاي ميرسند که هماکنون با نام «الخرقه» شناخته ميشود، پس از آن بود که سربازان ايراني ناپديد شدند و هيچ کس اثري از آنها نيافت... «کامبيز»، فرزند کوروش پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سيوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت پرست ـ معبد آمون در مصر که يکي از ساتراپها يا استانهاي ايران به شمار میرفت و سر به شورش برداشته بودند، مقابله کند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 11:39 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
![]() پايين كشيدن مجسمه رضاشاه پهلوي در ميدان توپخانه تهران توسط مردم، چند روز قبل از كودتاي 28 مرداد
ادامه تصاویر را در صفحه بعد ببینید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 19:43 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
((مواردذیل نظر نویسنده یا سایت در تایید این گروه تروریستی نمی باشد و صرف برای اطلاع در سایت درج گردیده)) اگر چه عبدالمالک ريگي خود اهل يکي از طايفههاي بلوچ به نام ريگي و سني مذهب است اما اقدامات اين گروه نبايد موجب شکلگيري نگرشي منفي نسبت به قوم باسابقه و زحمتکش بلوچ شود كه داراي فرهنگ و زباني باستاني است، يا موجب ايجاد شكاف و اختلافات مذهبي با برادران و خواهران اهل تسنن شود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 22:48 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
کودتای نوژه نام طرحی نظامی با نام نجات قیام انقلاب بزرگ بود که در آن تنی چند از افسران ارتش شاهنشاهی ایران با تمرکز افسران نیروی هوایی برای بازگردانی شاپور بختیار به ایران و حذف سید روحالله خمینی و نابودی نظام جمهوری اسلامی طرح ریزی کرده بودند که با لو رفتن کودتا در ۱۸ تیر ۱۳۵۹ و محاکمه عوامل و دست اندرکاران آن این اقدام قبل از هر اقدامی با شکست مواجه شد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 4:19 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
عوامل شکل گیری فرقه وهابیت مانند برخی از فرقههای دیگر، ریشه در مبانی و عملکرد رهبران و بنیانگذاران آن دارد. بر این اساس لازم است مبانی و عملکرد بنیانگذار این فرقه بررسی شود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 23:36 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
با انتشار كتاب آلبوم عكسهاي اختصاصي سلطان عبدالحميد عثماني از مكه و مدينه، تصاوير جالب و كمنظيري از بقاع متبركه مدينه و به ويژه قبرستان بقيع به دست آمده است.در اين كتاب، حدود 130 تصوير زيبا و تاريخي از صحراي عرفات، كعبه، مسجدالنبي تا قبرستان ابوطالب و شهر مكه و مدينه منتشر شده است. تصاوير قبرستان بقيع در آن مقطع، از آن رو داراي اهميت است كه چند سال بعد، با روي كار آمدن آل سعود و وهابيون در عربستان و پايان قدرت عثمانيها در اين ديار، گنبد و بارگاه موجود در آن تخريب شد.
1. بيت الاحزان
جمع آوری از کیانوش ولی نژاد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 9:52 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است. محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج اهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند. به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم مينويسد: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند " با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاري از جانداران بر روي درفش ها تصوير نمي شد نخستين تصوير بر روي پرچم ايران در سال 355 خورشيدي 976 ميلادي که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي ( 1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود و از آن پس هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال 1979 ميلادي افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هائي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي که به سرعت در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکي اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانهٌ تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد پرچم در دوران صفويان در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود 230 سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زادهً ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقيهً دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همهً اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده. در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده او بيرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علي يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش پرچم در عهد نادرشاه افشار نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششي عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد. درفش شاهي يا بيرق سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: " المک الله " سپاهيان نادر در تصويري که از جنگ وي با محمد گورکاني، پادشاه هند، کشيده شده، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشهً بالائي آن نواري سبز رنگ و در قسمت پائيتي آن نواري سرخ دوخته شده است. شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن بازهم " المک الله " آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلي ايران است. زيرا در اين زمان بود که براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي نظامي و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند. دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاريان، چند تغيير اساسي در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکي اين که شکل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين که آغامحمدخان به دليل دشمني که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شده بود. در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يکي پرچمي يکسره سرخ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهاي آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتي آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالي که در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلي شاه بود که استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيک و سياسي مرسوم شد. در تصويري که يک نقاش روس از ورود سفير ايران " ابوالحسن خان شيرازي " به دربار تزار روس کشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در حرکت است. سالها بعد، اميرکبير از اين ويژگي پرچم هاي سه گانهً دورهً فتحعلي شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزي را ريخت. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلي شاه ) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفته است که بر روي يکي شمشير دو سر حضرت علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي و نظامي بود. اميرکبير و پرچم ايران ميرزا تقي خان اميرکبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگي ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود که پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه مي کرد شرح زندگي نادر را بخواند. اميرکبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطيل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينهً پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي 10 سانتي متر در گوشه بالائي و نواري سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شکل و فرم پرچم امروزي ايران درآمد. انقلاب مشروطيت و پرچم ايران با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسي و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: " الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است"، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقي يا عمودي بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين دربارهً وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير ذکري نشده بود. به نظر مي رسد بخشي از عجلهً نمايندگان به دليل وجود شماري روحاني در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام مي دانستند. نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهاي به کار رفته در پرچم به استدلالات ديني متوسل شدند، بدين ترتيب که مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که رنگ سفيد رنگ مورد علاقهً زرتشتيان است، اقليت ديني که هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگي کرده اند و اين که سفيد نماد صلح، آشتي و پاکدامني است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره گرديد. وقتي نمايندگان روحاني با اين استدلالات مجباب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد(شير). از سوي ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانهً ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانهً علي باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته وقتي شير را نشانهً پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياًتي از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً ديگري در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طي آن مقرر گرديد طول پرچم اندکي بيش از يک برابر و نيم عرضش باشد . پرچم بعد از انقلاب در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوري اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل مي شود و نشانهً جمهوري اسلامي در وسط آن قرار دارد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 9:24 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 22:23 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
گنبد عظیم سلطانیه در حال حاضر در بین خانه های خشتی سلطانیه همچون نگینی می درخشد و گوشه ای از هنر و معماری را به عالمیان عرضه می دارد .در قسمت جنوب غربی ارگ سلطنتی ( كهندژ ) شهر سلطانیه ، آرامگاه سلطان محمد خدابنده اولجایتو به مثابه یكی از عظیم ترین آرامگاههای اسلامی و شاید با شكوهترین آنها موسوم به گنبد سلطانیه قرارگرفته است .
تعدادی از محققین اسم قدیمی سلطان
سبب ایجاد گنبد سلطانیه در مورد علل احداث این بنا در تواریخ چنین آمده است : اولجایتو پس از طرح سلطانیه تصمیم گرفت كه به تقلید از آرامگاه برادرش غازان خان ، آرامگاه رفیع و با شكوهی برای خود بسازد به همین جهت برای بر پایی این آرامگاه ، هنرمندان از هر سو به سلطانیه آمدند تا یكی از شاهكارهای عظیم دوره مغول را به عرصه ظهور برسانند بنای گنبد سلطانیه در سال 702 ه ( به روایتی ) بر اساس طرح آرامگاه غازان خان كه آن نیز از بنای آرامگاه سلطان سنجر در ( مرو ) الهام گرفته ، ساخته شده بود با این تفاوت كه پلان آرامگاه سلطان سنجر مربع ،و پلان گنبد سلطانیه هشت ضلعی است . اگر چه تا حد زیادی معماری آرامگاه سلطان سنجر در بنای سلطانیه تاثیر گذاشته بود لیكن حیزهای ابتكاری در بنای اخیر بحدی است كه آنرا بصورت یكی از شاهكارهای هنر و معماری ایران در آورده است كه بعدها نمونه و الگوئی برای احداث تعداد زیادی از انبیه این دوره شد. همچنین معماری گنبد سلطانیه را شخصی به نام سید علی شاه انجام داده است . ظاهرا" هنگامی كه اولجایتو امر به احداث آرامگاه خود كرد هنوز یكی از مذاهب اسلام را به عنوان مذهب رسمی انتخاب ننموده بود . وی تقریبا" در سال 709 ه یعنی موقعیكه كار ساختمانی گنبد رو به اتمام بود سفری به عراق نمود و تربت پاك امام حسن ( ع ) و حضرت علی ( ع ) را در كربلا و نجف زیارت كرد .
انتقال اجساد مطهر ائمه بخاطر مخالفت شدید علمای شیعه یا بقولی خواب سلطان كه حضرت علی بن ابیطالب را نارضی دیده بود وآن حضرت از این عمل ناراضی بود ، انجام نگرفت و منصرف شد . بنابر این سلطان ایلخانی مصمم شد كه دوباره این بنا را به آرامگاهی برای خود اختصاص دهد . به نظر می رسد كه در همین ایام از مذهب تشیع برگشت و مذهب اهل سنت را اختیار كرد. شاید به همین منظور بود كه دستور داد تمام تزئینات معرق كاری كه كلمه (( علی )) ( ع ) بر آن نقش بسته بود ، و تمام تزئینات آجری كاشیكاری و گره سازی را با پوشش از گچ اندودند و روی آن پوشش را با كتیبه و اشكال مختلف هندسی طرحهای گل و بوته دار با رنگ آبی بر زمینه سفید گچبری كردند كه این عمل احتمالا" در سال 713 ه رخ داده . اولجایتو در سال 716 ه. یعنی تقریبا" چهار سال بعد از اتمام بنا در سن 36 سالگی در گذشت و جسد وی در تابوتی از زر ناب در آرامگاه ابدیش دفن شد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 21:34 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
تاریخ موسیقی ایرانی که همواره با هنر و ذوق ایرانی همراه و همقدم بوده است را می توان به دو قسمت قبل و بعد از اسلام تقسیم کرد . مورد بعد از اسلام را تا موسیقی معاصر ادامه می دهیم اما در مورد قبل از اسلام باید تقسیم بندی هایی را انجام دهیم : دوره ی قبل از مادها . مادها . پارس ها و هخامنشیان . پارت ها و اشکانیان . ساسانیان .
این دوره که از هشت قرن قبل از میلاد تا قبل است شواهد بسیاری از جمله سنگ ها و سطوح حکاکی شده کتاب ها و دست نوشته ها را با خود به همراه دارد . مهمترین اثر یافت شده در مورد موسیقی این دوره " مهر چغامیش " می باشد که متعلق به 3500 سال قبل از میلاد است . دوره ی مادها مادها - که در اصل اریایی بودند - دولتی در ایران باستان تاسیس کردند . مهمترین موسیقی ان دوران نغمات موسیقایی گات بوده است . دوره ی هخامنشیان ( 320 تا 550 سال قبل از میلاد ) در کنار نغمات گات ها نوع دیگری از موسیقی با نام موسیقی رزمی و همچنیم موسیقی بزمی در این دوره ساخته شد . طبل های این دوره جنگجویان را با انگیزه به میدان های نبرد راهی می کردند و تنبورها و نی ها از انها در جشن پیروزی به گرمی استقبال می کردند . دوره پارت ها ( 250 قبل از میلاد تا 224 بعد از میلاد ) این دوره که با حمله اسکندر به ایران همراه شد ( قابل ذکر است که بعضی از مورخان وجود اسکندر و نبرد او با ایران را بزرگترین دورغ تاریخ می دانند و بر این باورند که شخصی با این نام و با این ملیت وجود نداشته است و اسکندر صرفا جنگجویی ایرانی و از مخالفان داخلی هخامنشیان بوده است . نویسنده ) موسیقی جدیدی را به ایران وارد کرد . وارد شدن موسیقی به این معنا نبود که موسیقی را از کشوری دیگر به ایران وارد کنند بلکه در این دوره موسیقی ازاد و مردمی شد و از بند دولت و دربار گریخت . دوره ی ساسانیان (224-652 بعد از میلاد ) در این دوره باید به پیدایش " باربد ها " در تیسفون ( پایتخت ساسانی ) اشاره کرد . این دوره با پیدایش هفت خسروانی همراه بود که به جرات باید گفت سرمنشا موسیقی امروز ایران بوده است . در سلسله مقالات بعد به موسیقی بعد از اسلام و مقایسه آن با موسیقی مدرن و ورود موسیقی غربی خواهیم پرداخت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 21:22 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
بنیان گذار فرقه بابیه، سید علی شیرازی است.او جوان تاجری بود كه در شیراز ادعا كرد كه همه جهان در انتظارش هستند او ملقب به باب بود لقب باب از این جهت است كه او اظهار می كرد مقصد اصلی اش آن است كه مردم را برای ظهور كلی الهی بعد از خود آماده كند و باب یعنی دروازه ارتباط با امام زمان
علیه السلام. از این جهت پیروانش به بابیه معروف شدند. پس از مرگ سید كاظم رشتی، كه جانشین شیخ محمد احسایی پیشوای فرقه شیخیه بود مریدان او به دنبال جانشینی بودند. سید علی محمد در این موقعیت خود را باب امام دوازدهم معرفی كرد و برخی از پیروان سید كاظم هم از او تبعیت كردند سید علی محمد به تدریج ادعای مهدویت و سرانجام نبوت نمود او بعد از این اعلام از طرف روحانیون بزرگ شیعه طرد شد و چندین بار تـوسط حـكومـت وقـت دستـگیر و هر دفـعه از گـذشـته خـود ابـراز ندامت نمود لكن هر بار توبه را می شكست و دوباره تبلیغ را شروع می نمود. در سال 1263 یك نشست تاریخی در حضور ناصرالدین میرزا كه در آن هنگام ولیعهد بود و روحانیون آن دوره و باب صورت گرفت و سوالاتی از باب پرسیده شد كه او به هیچكدام از این سوالات نتوانست به درستی پاسخ دهد و جوابهای وی كه ادعای مهدویت می كرد بسیار نابخردانه بود. متن این نشست و توبه نامه وی هنوز در موزه مجلس شورای اسلامی موجود می باشد به طوری كه بعدها خود بهاییان سعی در پنهان كردن آن سند تاریخی داشتند تا اینكه چندی بعد در میدان عمومی تبریز به فرمان امیر كبیر تیر باران شد. و جسدش به گفته بهاییان در کوه کرمل مشرف بر خلیج حیفا در اسرائیل مدفون گردید كه در بین بهاییان به نام مقام اعلی معروف شده است .
میرزا حسینعلی مقامات زیادی برای خود ادعا كرد كه مهمترین آنها مقام الوهیت و ربوبیت بود. او همچنین ادعای شریعت جدیدی نمود و كتاب اقدس را نگاشت . مهمترین كتاب بهاء الله ایقان بود كه در آخرین سالهاى تبعیدش در بغداد نوشته است . از بغداد هم به استانبول و از آنجا به ادرنه و بالاخره به عكا واقع در اسرائیل تبعید شد و برادر وی میرزا یحیی هم به قبرس تبعید گردید كه هم اكنون نیز بعضی از پیروانش كه به نام ازلی نام گرفتند در آنجا زندگی می كنند.
عکس شماره یک : تصویری از عبدالبهاء
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 21:20 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
اما یکی از این اتفاقات که برخلاف دیگران با یک پیروزی بزرگ به وقوع پیوست تاسیس سلسه صفویه بود. آذری های ایرانی صوفی مسلک که مرید شیخ صفی الدین نامی بودند ، پس از یک سلسله اتفاقات تاریخی پایه گذار یک واقعه مهم از تاریخ شدند که سرنوشت ایرانیان را کاملا تغییر داد. در حقیقت صفوی ها اولین حکومت کاملا ایرانی بودند که بر سراسر فلات ایران و سرزمین تاریخی ایرانیان حکم می راندند. آنها برای اولین بار توانستند هویت مستقلی برای ایران جدای از جهان اسلام معرفی کنند که حتی خود را یک مدعی در جهان اسلام بدانند. پس از سقوط دستگاه خلیفه گری عباسی به دست هلاکو خان مغول و سپس از شکست و انحلال خلفای فاطمی مصر در جریان جنگ های صلیبی ، رسما شخصی به نام خلیفه وجود نداشت. خلیفه شخصی بود که از نظر دودمان خانوادگی منتسب به پیامبر اسلام می شد. مقام خلیفه پس از سال ها تبدیل به یک شخصیت نمادین و تشریفاتی در حکومت های اسلامی شده بود اما او هنوز یک عامل اتحاد میان جهان اسلام بود. به همین دلیل بود که زمان اعلام وجود خلفای فاطمی بازهم کشور های اسلامی پراکنده نشدند و اگر هم دو دسته شدند هر یک تحت لوای یکی از این دو دستگاه بودند. فلات ایران یا کشوری که سابق بر این با واژگانی شبیه پارس یا پارسی در زبان های مختلف دیگر تمدن ها شناخته شده بود ، بعد از ورود اسلام به ایران ابتدا با نام عراق عجم تحت سیطره خلفای اموی بود. پس از روی کار آمدن عباسیان ایران به بخش های مختلفی تقسیم شد که همه آن ها توسط خلیفه عباسی اداره می شد. حکومت های مستقلی که هر کدام در مقطعی از تاریخ سر برآوردند به دلایل مختلف نتوانستند تاثیر صفویان را داشته باشند. به عنوان مثال برخی از آنها ریشه ایرانی نداشتند حتی با وجود آنکه سرتاسر ایران را در اختیار داشتند. این حکومت ها عمدتا ترک نژاد بودند و آنهایی هم ریشهی ایرانی داشتند هیچ کدام نتوانستند حکومتی سراسری و مستقل از خلیفه عباسی بنا کنند. صفویان تمام ویژگی های یک حکومت مستقل و سراسری کاملا ایرانی را داشت . صفویان توانستند تمام فلات ایران را تحت لوای خود درآورند آنها برای خود هویتی کاملا ایرانی تعریف کردند و حتی مذهب خود را نیز از جهان اسلام جدا ساختند . آنان به خدا و پیامبر و قرآن وفادار ماندند اما به جای اطاعت از سنت خلفا راه دوازده نوادهی هاشمی پیامبر را برگزیدند. این اتفاق برای شیعیان نیز رویداد خجستهای بود. ایرانیان تا پیش از این اکثریتی سنی بودند و تنها در برخی مناطق ایران مردمی شیعه وجود داشتند که آنها هم جز برخی مقاطع همچون حکومت آل بویه و یا دیلمیان آزادی مذهبی نداشتند. ولی این آزادی در زمان صفویان برای شیعیان کاملا مهیا شد. صفویان برای آنکه خود را یک مدعی جدید و بر حق در جهان اسلام بدانند شعار دفاع و زنده کردن سنت خاندان پیامبر به جای خلفا داشتند آنان با کمک و تائید برخی فقهای شیعه این مذهب را که تا آن زمان اقلیتی محض در ایران بود به عنوان مذهب رسمی کشور اعلام کردند و در ترویج این مذهب دست به خشونت نیز زدند. بدعت های جدید در شیعیان نیز از همین زمان آغاز شد. نمونه دیگری از اهمیت حکومت صفویان در ایران ، هم دوره بودن روی کار آمدن آنان با تغییرات شگرف دیگری در جهان بود. تاسیس سلسله صفوی مصادف بود با پایان رنساس اروپا و عصر انقلاب صنعتی و ورود اروپا به دوران جدید . همچنین ظهور قدرتی جدید با نام عثمانی که خود را وارث خلافت اسلامی می دانست تا جایی که سلطان سلیم عثمانی پس از فتح مکه خود را رسما خلیفه مسلمانان خواند. *** اینها نمونه ای بود از دلایل مختلق اهمیت تاریخی صفویان در ایران. در حقیقت صفویان در تاریخ ایران ویژگیهای خاصی در ابعاد مختلف دارند. تغییرات مذهبی ، اجتماعی ، سیاسی ، جغرافیایی و بسیاری دیگر همه و همه حاصل مستقیم روی کار آمدن آنان بود. این تغییرات و دلایل آن به طور مختصر در سلسله مقالاتی با همین نام بررسی خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 21:11 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
شهربانو می گوید: "من قبل از ورود لشکر مسلمین به ایران مسلمان شدم! شبی خواب دیدم که حضرت محمد (ص) و امام حسین (ع) به خانه ی من (کاخ یزدگرد) آمدند و او در خواب مرا با امام عقد کرد. شب دیگر فاطمه (س) آمد و مرا به اسلام خواند و مسلمان شدم." نکته ی جالب در این روایت اینجاست که اول محمد (ص)، حسین (ع) را با شهربانو عقد می کند (ازدواج یک مسلمان و یک غیر مسلمان) و شب بعد فاطمه (س) او را به اسلام دعوت میکند. باور بسیاری از مسلمانان این است که شهربانو دختر یزدگرد ساسانی همسر امام حسین (ع) بوده و گاه حتی به این مسئله افتخار هم می ورزند که حسین (ع) داماد ایرانیان بوده است و بنابراین بعد از کشته شدنش ایرانیان بسیار غمگین شده اند و هر سال مراسم عزاداری برپا می کرده اند.
و اما حقیقت چیست ؟ آیا واقعا حسین (ع) شوهر شهربانو بوده و یا این داستان ساخته و پرداخته ی ذهن "شعوبیون"(۱) است ؟ علامه مجلسی در بحار الانوار (ج۱۱-ص۴) می گوید: "مادر امام سجاد(ع)، شهربانو دختر یزدگرد ساسانی بوده است که در زمان عمر و در جنگ های ایران و اعراب اسیر و به مدینه آورده شد. از او تنها یک پسر به دنیا آمد که سجاد (ع) است." در این قصه تصریح شده است که شهربانو از اسرای مدائن است و عمر قصد داشت او را بکشد و حضرت امیر (ع) نجاتش داد. پیداست سازندگان این داستان که ایران پرستان بودهاند خواسته اند علی را در برابر عمر که دشمن ساسانیان و شکست دهندهی سپاه یزدگرد است، طرفدار ساسانیان جلوه دهند ولی متوجه نشده اند که اگر سجاد (ع) نوهی یزدگرد است و دختر شهربانو، پس باید حسین (ع) در سال ۱۸ ازدواج کرده باشد (در سن 15 سالگی) در حالی که سجاد (ع) در سال ۳۸ متولد شده است. حال اگر هر دو اشتباه بالا را تایید کنیم اشکال دیگری پدید میآید و آن اینکه میان شکست یزدگرد و اسیر شدن خانوادهاش ۲۰ سال فاصله میافتد. و تصریح هم شده که شهربانو جز سجاد (ع) فرزندی نیاورده است. علامهی مجلسی که متوجه عیب کار شده، راه حلی به نظرش میرسد و میگوید: "بعید نیست که در این روایت کلمهی عمر تصحیف کلمهی عثمان باشد. یعنی قضیه در زمان عثمان اتفاق افتاده اما اشتباهی بجای عثمان، عمر نوشته اند. دنبالهی روایت که از امام صادق (ع) نقل میشود این چنین است: علی فقال: چه نام داری ای کنیزک ؟ راوی نمیدانسته بر فرض که علی (ع) با دختر یزدگرد فارسی هم حرف بزند، با این فارسی ای که علی حرف میزند شهربانو اصلا نمیفهمد، چرا که حضرت به فارسی دری صحبت میکند که چند قرن بعد از اسلام زبان ایرانیان شد و بلا گویش محلی مردم خراسان بود و دختر یزدگرد به زبان پهلوی ساسانی حرف میزده. از همه جالب تر اینکه علی (ع) به فارسی دری با شهربانو حرف میزند و شهربانو عربی جواب میدهد. و جالب تر توجیه مجلسی است از اینکه چرا وی نامش جهان شاه است و علی آن را تغییر میدهد، مجلسی می گوید: "برای اینکه شاه از اسامی خدا است! چنان که در خبر آمده علت (ع) نهی از بازی شطرنج این است که میگویند: "شاه مات شد". به خدا قسم که شاه مات نمیشود! حدیثی از سجاد (ع) نقل شده که می گوید: "من پسر دو برگزیدهی برترم.(جدش رسول خدا و مادرش دختر یزدگرد پادشاه) : و ان غلاما بین کسری و هاشم / لا کرم من ینطت علیه التمائم (پسر بچه ای در میان خسرو و هاشم / گرامی ترین کسی که بر او حزر های چشم زخم بسته اند)
شهربانو می گوید: "من قبل از ورود لشکر مسلمین به ایران مسلمان شدم! شبی خواب دیدم که حضرت محمد (ص) و امام حسین (ع) به خانه ی من (کاخ یزدگرد) آمدند و او در خواب مرا با امام عقد کرد. شب دیگر فاطمه (س) آمد و مرا به اسلام خواند و مسلمان شدم." نکته ی جالب در این روایت اینجاست که اول محمد (ص)، حسین (ع) را با شهربانو عقد می کند (ازدواج یک مسلمان و یک غیر مسلمان) و شب بعد فاطمه (س) او را به اسلام دعوت میکند. راوی از بس عجله داشته اول مراسم ازدواج را میسازد و بعد مراسم مذهبی ورود او را به اسلام! و این گونه مرد هاشمی با دختر ساسانی ازدواج می کند (پیش از آنکه مسلمان شود و نه به عنوان یک مرد مسلمان و یک زن مسلمان) قومیت رفته در اسلام آمده پنهان میشود، سلطنت ساسانی با نبوت اسلامی پیوند میخورد و فر ایزدی با نور محمدی درمی آمیزد. غالب اسلام شناسان و ایران شناسان بزرگی که به این گونه روایات ایرانی مآب هم گرایش دارند تا اصالت نهضت اسلام را خدشه دار کنند، آنرا مجعول دانسته اند. مثل هرمان آته، ادوارد براون و کریستینسن. همچنین این دو روایت از ۱- ابراهیم بن اسحاق احمری نهاوندی که از نظر اعتقاد دینی مشکوک و متهم است و ۲- عمروبن شمر که از نظر علم الرجال شیعه کذاب و جعال وصف گردیده نقل شده است. شعوبیان به این هم اکتفا نکردند و شخصیت مجعول دیگری ساختند با عنوان"کیهان بانو" خواهر شهربانو! و این چنین کیهان بانو می شود مادر مادربزرگ امام صادق (ع). در حالی که در منابع عربی هیچ نشانی از او نیست.(۲) در خصوص شهربانو هم، با همان سرعتی که وارد تاریخ میشود، با همان سرعت هم خارج میشود و دیگر اثری از او در هیچ یک از ماجراهای مربوط به حسین (ع) نمیبینیم. این گونه با یک بازی ماهرانه قومیت ایرانی و سلطنت رو به زوال رفتهی ساسانی احیا میشود و شهربانو با همکاری محمد (ص) و فاطمه (س) (۱۸ سال پس از مرگش!) و علی (ع) و حسین (ع) وارد خاندان اهل بیت (س) میشود و به ازدواج حسین (ع) در می آید که سلسلهی امامت از نسل اوست و همسر حسن (ع) نمیشود که فرزندان او امام نیستند! همسر پیغمبر هم نمیشود که اگر میشد یک همسر عادی مثل بقیه همسران او به حساب میآمد. این گونه شهربانو با تنها فرزندی که به دنیا میآورد (و اتفاقا آن هم پسر است!) و باز هم اتفاقا اسمش سجاد، نسل امامت را ادامه میدهد. و اینکه چرا این دروغ آشکار توسط "نهضت شعوبیه" ساخته و پرداخته شد، میتوان به اختصار به علل زیر اشاره کرد: ۱- عمر که منقرض کنندهی حکومت ساسانی است در اینجا در مقابل علی (ع) مظهر اسلام و سرسلسلهی اهل بیت قرار میگیرد و محکوم میشود.
۱- نهضت شعوبیه نهضتی بود که در دو قرن اول ورود اعراب به ایران شکل گرفت و پایه کاری خود را بر احیای فرهنگ ایرانی و سلطنت شاهنشاهی گذاشت. در اول کار به آنها "اهل تسویه" می گفتند که خواهان برابری عرب و عجم بودند و شعارشان این آیهی قرآن که: "یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و الانثی و جعلناکم شعوبا.." اما به فاصلهی مدت کمی اهل تفضیل شدند و رای به برتری عجم به عرب دادند و احیای ارزش های قومی و مفاخر تاریخی را دنبال کردند. آنها با داشتن روحیه ی پان ایرانیستی، هر گونه دخالت اعراب در ایران را محکوم می کردند و شروع به کار فرهنگی و جعل داستان ها و نسبت دادن گفته های قومی – ملیتی ایرانی به افراد بزرگ کردند. از جمله همین داستان و اظهار نظرهای عجیب از قول امام صادق (ع) دربارهی عید نوروز! ۲- مغز متفکر جهان شیعه، ذبیح الله منصوری ۳- برداشتی از کتاب ارزشمند تشیع علوی-تشیع صفوی، نوشتهی دکتر علی شریعتی. ص ۹۰-۱۰۴ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 20:56 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
جولیوس سزار (Julius Caesar) در سال 100 قبل از میلاد در چنین روزهایی (12 یا 13 جولای) هنگامی که دولت روم دچار یکی از پر هرج و مرج ترین دوران موجودیت خود بود، بدنیا آمد. او یکی از مشهورترین چهره های نظامی و فرمانروایان امپراتوری روم بود که از 59 قبل از میلاد به مدت 15 سال فرماندهی ارتش روم برای غلبه بر دشمنان خارجی را بر عهده داشت. کلوپاترای هفتم (Cleopatra VII) آخرین فرعون مصر در سال 69 قبل از میلاد در اسکندریه پایتخت وقت مصر بدنیا آمد. او در سن 18 سالگی هنگامی 9:ه در زیبایی شهره عام وخاص بود به عنوان فرعون مصر برگزیده شد. در جریان تاخت و تازهای روم به مصر، کلوپاترا برای حفظ کشورش طرح دوستی خود با سزار را ریخت که در نهایھ منجر به ازدواج و تولد فرزند از او شد. اما پس از مرگ کلوپاترا، تا مدتها مصر زیر سلطه امپراتوری روم قرار گرفت. سزار اولین امپراتور روم بود که به بریتانیا تاخت و تاز کرد و توانست تاثیر امپراتوری روم را بر کشوری چون فرانسه برای همیشه جاودانه سازد. پس از کشته شدن سزار، با وجود آنکه مردم دل خوشی از این دیکتاتور نداشتند، همگی از نبود او احساس دلتنگی میکردند. سزار مردی قوی و فوق العاده وفادار به کشورش بود که بیشتر به دلیل حسادت اطرافیان کشته شد. پس از مرگش مردم برای او مقبره با شکوهی ساختند و تا به امروز او را به عنوان یک فرد بزرگ که دستاوردهای بسیاری برای روم به ارمغان آورد مورد ستایش قرار می دهند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 13:44 توسط کیانوش ولی نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|