تبليغاتX
دانستنیها
مختلف از همه جا

سایت  شیعه آنلاین گزارش داد:
(سایت فوق به خاطر انتشار این تصاویر از کاربرانش پوزش طلبیده است!)

با نگاهی گذرا به اندیشه افراطی وهابیت، در ابتدا به نظر می‌رسد که این اندیشه نه تنها تلاش کرده احکام و اصول اسلامی در زمینه های مختلف و به ویژه در برخورد با زنان را رعایت کند، بلکه یک گام نیز از این مسأله فراتر رفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 13:50  توسط کیانوش ولی نژاد | 

لیست دیوانه ترین دانشمندان جهان که توسط نشریه ای علمی منتشر شده است به معرفی 10 نفر از نابغه های تاریخ بشر می پردازد که در عین ارائه ابداعاتی که حیات بشر را متحول کرده اند از خصوصیات رفتاری عجیبی نیز برخوردار بوده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 14:5  توسط کیانوش ولی نژاد | 
خانواده را می پاشند تا یک نفر ادب شود.

هر از چند گاهی در بین خبرها و یا در گوشه کنار جامعه صحبت از زنانی می شود که در بند هستند. و مردم نیز گاهی بدون توجه به دلایل کافی جهت زندانی شدن انان نسبت به این موضوع واکنشهای غلطی از خود نشان می دهند.
زنان زندانی مثل سایر زنان جامعه در معرض آسیبهای مختلفی هستند. محکومیت طولانی مدت زنان ,شیرازه عاطفی و مدیریت خانواده را از هم می پاشد .با توجه به اینکه تداوم و استحکام خانواده مستلزم حضور زن است کودکان و همسران زنانی که در محکومیت به سر می برند ,به سختی قادر به ادامه حیات خواهند بود.

و یا اسیب های متعدد اجتماعی- روانی را به آنان وارد می کند. تنبیه یک زن با محکومیت طولانی, بیماران و بیماریهای جدیدی را تولید و وارد جامعه خواهد کرد.
که نتیجه اش ساختن مجرم و آسیب اجتماعی است.

هر چند این مسائل در هنگام زندانی شدن دراز مدت پدر نیز رخ می دهد اما زنان در این شرایط با تلاش خود کانون خانواده را تا زمان آزادی همسرشان حفظ می کنند.

زندانی بودن مردان شیرازه و استحکام خانواده را آنچنان که زندانی شدن زنان تحت تاثیر قرار می دهد دچار مشکل نمی کند, زیرا با توجه به اینكه مردان صبر و تحمل کمتری را در استوار نگه داشتن پایه های خانواده در این شرایط دارند, بنیان خانواده مورد تزلزل قرار میگیرد.

آمار نشان می دهد کمتر زنی در زمان حبس شوهرش تقاضای طلاق می کند در حالی که اغلب مردان بدون توجه به سرنوشت فرزندان اقدام به صدور طلاق غیابی می نمایند.
اگر قرار باشد زنی را به دلیل ارتکاب به جرمی کوچک, زندانی کرده و در نهایت زمینه ساز جرم و خلافکاری بیشتری توسط سایر اعضای خانواده باشد این خود جرمی بزرگتر است که متاسفانه امروزه موارد زیادی در جامعه ما به چشم می خورد.


نوع جرم :

طبق تحقیقات به عمل آمده جرایم زنان شامل حمل و خرید و فروش مواد مخدر ,روابط نامشروع و قتل می باشد. زنانی که به جرم قاچاق مواد مخدر دستگیر میشوند
بیشترین آمار را دارا هستند و در طی باز جویی مشخص شده دلیل ارتکاب جرم وجود همسر معتاد و فقر شدید می باشد.

به عبارت دیگر بین مشکلات اقتصادی - اجتماعی با انحراف و گرایش زنان به سوی مصرف و حمل و قاچاق مواد مخدر رابطه تنگاتنگی وجود دارد.

دلایل انحراف و جرم :

ارتباط کم با اجتماع سالم ,معاشرت با افراد ناصالح, عدم شناخت کامل دوستان, تطمیع, اغفال و وجود مراکز فساد ,بیکاری همسر, نبودن فرصت شغلی مناسب و مشروع ,
ارتباط با افراد معتاد, اختلاف بیش از حد سطح زندگی افراد جامعه و ارزان و در دست بودن مواد مخدر.

همچنین مهمترین عواملی که در ارتکاب جرم از سوی زنان تاثیر زیادی داشته عبارتند از : بی سوادی و کم سوادی والدین, تعداد زیاد فرزندان, سردی و عدم پذیرش و کم عاطفه بودن والدین, درگیری و مشاجره دائم میان پدر و مادر و خشک و خشن بودن والدین .

عوامل فردی و جسمی نظیر بیماریهای روانی که به تازگی در میان زنان ایرانی رشد فزاینده ای یافته و عوامل اجتماعی و اقتصادی بخصوص فقر در بزهکاری زنان و دختران موثر است. که اثرات آن را میتوان در تراکم روز افزون بندهای مخصوص نگهداری مجرمان زن مشاهده کرد.

ضرورت بازنگری در محکومیت زنان :

تدوین برنامه جامعی در ارتباط با دوران محکومیت زنان زندانی به نحوی که کمترین میزان آسیب را به خانواده وارد کند, بسیار ضروری است .
باید توجه داشت که مجازات زندانی شدن زنان موجب آموزش بیشتر و آشنایی با روشهای پیشرفته تر و تحریک انها برای رسیدن به روشهای جرم نباشد.

عمده ترین مشکل زندانها در کشور کمبود فضای فیزیکی و فراهم نبودن امکان تفکیک است .
با شرایط فعلی مسلم است که محکومان پس از آزادی مورد پذیرش جامعه قرار نمی گیرند و دیگر نمی توانند به شرایط مطلوب زندگی دست یابند.


ویدا .خ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 22:27  توسط کیانوش ولی نژاد | 

قدر مسلم اینست كه قبل از اسلام و بعد از آن در میان تمام قومها و ادیان به زنها ظلمهای زیادی شده است و از آنان به عنوان یك وسیله برای شهوت و خوش گذرانی استفاده شده و هرگز به زن بعنوان یك انسان نگاه نشده گرچه زنان در تمام ادیان و قومها به میزان اطلاعات خود به مبارزه از حق و حقوق خود بپا خواستن و در قوم یهود هم زنهای نامی زیادی هست كه از حق و حقوق خودشان و زنهای دیگر یهود دفاع كردن .
قبل از هر چیزی اشاره ای كوتاهی به قوم یهود می كنیم. قویم یهود در گذشته و حال نام های گوناگونی داشته است كه از همه مشهورترین نام عبری است (عبری یا عبرانی) این كلمه از ریشه عبور و عبر گرفته شده است وجه تسمیه این است كه گویند : ابراهیم جد اعلای این قوم كه از شهر خود مهاجرت كرده چون از رودخانه فرات عبور كرد، این قوم عبری یا عبوری نام یافتند.
در تاریخ انبیاء اولوالعزم آمده است كه عبرانی از كلمه عابر گرفته شده كه نام یكی از اجداد ابراهیم خلیل است و یا به معنای گذر از نهر یا مكانی است.
یكی از مسفران اسلامی در وجه تسمیه یهود گفته است كه : "یهود" به معنی "هدایت یافته" است و علت آن توبه قوم موسی از گوساله پرستی است و یا كه به علت انتساب به "یهودا" فرزند بزرگ یعقوب "یهود" نامیده شدند.
قوم یهود هم همچون عقاید و آداب شبیه اعراب قبل از اسلام بودند عبرانیان قبل از موسی مردمی خانه بدوش و آواره بودند كه در بیابانها زندگی می كردند و به پرورش حیوان سرگرم بودند. و از خانواده های "كلان" تشكیل می شد. ارتباط نسب ابتدا از طریق زنان بوده. كودكان "كلان" مادران وارد می شدند. مادارن قرون متوالی از حق انتخاب نام فرزاند برخوردار بودند . زن در نزد والدین خود می ماند و شوهر موقتا" به دیدن وی می آمد. چادر به زن تعلق داشت . مرد حق داشت در نزد زن اقامت كند.
پس از گذشت سالها كه زن سالاری در این قوم رواج داشت كم كم نظام زن سالاری در هم ریخت وناتوانی زن در برابر قدرت طبقاتی جامعه شكل گرفت ودر خانواده زن موقعیت پیش خود را از دست داد و تابع مرد شد، و بدین ترتیب از دل ویرانه های جامعه مبتنی بر زن سالاری، جامعه مرد سالاری متولد شد. و تمام فرماندهی و زمام امور خانه را مرد بعهده گرفت و زن بصورت وسیله تولید مثل و بنده شهوت مرد قرار گرفت. و حتی زن جزو ثروت مرد به حساب می آمد. پدر می توانست فرزندان خود را محكوم و یا اعدام كند و یا به عنوان غلام و كنیز بفروشد.
در یهودیت فرمان "یهوه" به زن چنین است : چشمت باید به شوهرت باشد، وی بر تو حكومت خواهد كرد" معتقدان به یهودیت سالهای دراز زن را مایه مصیبت و بدبختی می دانستند و وجود او از آنرو قابل تحمل بود و مردان در نماز خود تكرار می كردن "خدایا ترا سپاسگذارم كه مرا كافر و زن نیافرید!"
در قوم یهود پیامبری منحصر به مردان نبوده بلكه زنان نیز مقام نبوت داشته اند و همانگونه كه انبیاء مرد بین اسرائیل پدر خوانده می شدند، زنان نیز كه به پیامبری می رسیده اند مادر خوانده می شدند، پدر اسرائیل و مادر اسرائیل تعداد پیامبران زن اسرائیل هفت نفر بوده است:
1- ساره (همسر ابراهیم) گفته اند ساره مانند ابراهیم كه مردان را به توحید دعوت میكرد، او نیز زنان را به خداوند یكتا فرا میخواند.
2- مریم (میریام خواهر موسی) وقتی كه موسی بنی اسرائیل را از رود نیل گذراند او در جلوی قوم بسیار مسرور، مردم را به ستایش یهوه فرا خواند.
3- بوره (كه قاضی نیز بوده است) به معنی زنبور عسل كه مادر اسرائیل نامیده شده است. این زن در زیر درخت دبوره می نشست و برای قوم بنی اسرائیل قضاوت و داوری می كرد . بنی اسرائیل زنان را به قضاوت قبول داشتند . در عصر بوده پادشاه كنعان "یابین" بر اسرائیل حكومت میكرد. بوده از میان قوم خود مردی بنام "بالاق" را برانگیخت تا به همراهی او ده هزار سپاهی گردآورد و بر سیسرا فرمانده لشگر "یابین" حمله برد او بر شاه پیروز شد.
4- حنا (مادر سموئیل یا همون شموئل) زنی نازا بود و از خداوند تقاضای اولاد نمود و دعای او مورد اجابت قرار گرفت او به هنگام زائیدن سرودی به شكرانه این نعمت سرود كه یكی از زیباترین سرودهای مذهبی بنی اسرائیل است.
5- اوی گائیل (همسر داود) یا ابی جایل او زنی زیبا و با هوش بود كه در جنگ همراه داود بود و برای داود دو فرزند به دنیا آورد.
6- حلده (همسر شائوم) زن بدشكل و روسپی را در عبری گویند . این زن پیامبری مشهور بود كه در زمان یوشا پادشاه اسرائیل (اورشلیم) مورد مشورت پادشاه و كاهنان قرار می گرفت.
7- استر (ملكه خشاریارشا) به زبان آكدی یعنی "ایشتار" یا ستراه این پیامبر دختر ابیجایل است كه در دستگاه شاه بسیار نفوذ داشت ونكنه جالب این سان كه قبر این ملكه یهودی در شهر همدان قرار دارد.
رهبران مذهبی یهود، به وضع احكام جزائی سختی پناه بردند. خاخامهای یهود كه متولیان رسمی دین موسی شده بودند و خود در رفاه و راحتی می زیستند، برای اجرای اخلاق قوانین و احكام جزائی شدیدی از قبیل سنگسار كردن زانی و زانیه و لاطی و ملوط و… وضع كردند. عدم بكارت عروس نشانی از بی عفتی بود ودخترسنگسار می شد.
در دین یهود ازداج عامل جدائی زن از خانواده است. ربودن دختران و كنیزان نوعی ازدواج محسوب میشود. اصل ازدواج بر مبنای خریدن دختر است كه قیمت او به عنوان مهریه پرداخت می شود. رضایت پدر شرط اصلی ازدواج است. اگر پدر راضی به ازدواج دختر نباشد، تنها به گرفتن وجد نقد اكتفا میكند. اجازه ازدواج با اولیای دختر است و پدر ممكن است از گرفتن مهریه صرف نظر كند. اگر چه رضایت دختر در نظر گرفته می شود.
مرد باید با بیوه برادر متوفای خود كه فرزند ندارد، ازدواج كند. اولین فرزند زن متعلق به بردار متوفی خواهد بود. این ازدواج برای حفظ میراث برادر است. اگر كسی از گرفتن زن برادر خود ابا كند بزرگان و مشایخ قوم او را نصیحت و اگر قبول نكند باید او را رسوا سازند. تعدد زوجات در میان یهودیان رایج است. در میان یهودیان ازدواجها با خویشاند صورت می گیرد و با بیگانه ممنوع است. زن در خانه مطیع شوهر است و عبادات او نیز منوط با اجازه شوهر است.
دختران یهود اگر ازدواج كرده باشند ارث نمی برند، و پسران دو برابر دختران ارث می برند، ارث در صورتی به دختر می رسد كه متوفی فرزند پسر نداشته باشد.
با توجه به مطالب مذكور دراین نوشته سعی شده است تا مطالبی در خصوص وضعیت زنان در قوم یهود و تفاوتهای زنان و مردان در این قوم در گذشته و همچنین مطالبی پیرامون حقوق زنان از نظر قوم یهود را از زاویه های مختلف ارائه شود.

منبع : تاریخ ادیان و مذاهب جهان. مبلغی آبادانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 21:6  توسط کیانوش ولی نژاد | 

عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنيادي ترين بخش شخصيت يـك فرد مي بـاشـد كه در تمام جوانب زندگي فرد خود را به نـحـوي متـظـاهــر مي سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا يك ضرورت حـيـاتي و مـطـلق بـــراي هر فردي ميباشد.
اعتماد بنفس را ميتوان چنين تعريف كرد:

* باور و اعتقادي كه فرد نسبت به خود دارا ميباشد.
* شناخت ارزش و اهميت خويش-داشتن اعتماد و رضايت از خويش.
* توانايي برخورد و كنارآمدن با چالشهاي اساسي زندگي.
* تـوانـايـــي ارزيابي درست و دقيق خويش-پذيرش خويش و ارزش نهادن به خود بدون هيچگونه قيد و شرطي.
* توانايي شناخت و پذيرش نقاط ضعف و قـوت و محدوديت هاي خويش.

افرادي كه از اعتماد بنفس پاييني برخوردار ميباشند داراي خصوصيات زير هستند:

* مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار ميدهند.
* هنگام صحبت كردن در چشمان فرد مقابل خود هنگام نگاه نميكنند. با سر پايين و قدمهاي آهسته قدم بر ميدارند.
* در پذيرش تعريف و تمجيدها و تعارفاتي كه به آنان ميشود مشكل دارند (تصور ميكنند سزاوار آنها نبوده و يا ديگران در صدد تمسخر آنها ميباشند).
* معمولا احساس ميكنند قرباني رفتار ديگران هستند.
* احساس تنهايي ميكنند حتي زماني كه در يك جمع قرار دارند.
* در درون خود احساس خلاء و پوچي ميكنند.
* احساس ميكنند با ديگران تفاوت دارند.
* احساس افسردگي، گناه و شرمساري دارند.
* نسبت به تواناييهاي خود براي رسيدن به موفقيت ترديد دارند. عدم خودباوري.
* از موقعيتهاي نو و جديد مي هراسند.
* از شكست وموفقيت مي هراسند.
* مرتبا سعي در راضي نگاهداشتن ديگران دارند.
* دچار هراس اجتماعي ميباشند.
* قادر به مديريت زمان خود نميباشند.
* عادت به پشت گوش انداختن كارها دارند.
* در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهاي ديگران (خواه واقعي، خواه واهي) بسيار آسيب پذير ميباشند.
* از ابراز عقايد و احساسات خود خودداري ميكنند زيرا از چگونگي واكنش ديگران هراس دارند.
* خود را درگير موادمخدر و يا روابط مخرب ميكنند.
* از تعيين يك هدف مشخص و پيروي از آن عاجز ميباشند.
* قادر به بيان خواسته ها و نيازهاي خويش نميباشند.
* معمولا عصباني و پرخاش گر ميباشند.
* ارزيابي غير واقعي از خود دارند.
* تحمل عيب و كاستي را نداشته و كمالگرا ميباشند.
* احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجي اعم از وقايع روزانه و يا نوع رفتار ديگران با آنها دارد.
* وابستگي هيجاني دارند: براي دستيابي به يك احساس خوشايند به دنياي خارج خود وابسته ميباشند. مانند:
وابستگي به مواد: مانند غذا، داروها،الکل، مواد مخدر به منظور پر كردن خلاء دروني خود و تسكين دردهايشان.
وابستگي به رفتارها: مانند خرج كردن پول، قمار بازي و تماشاي تلويزيون. به منظور پر كردن خلاء دروني و تسكين دردهايشان.
وابستگي به مال: براي تعيين ميزان ارزش و شايستگي خود به پول و مال وابسته هستند.
وابستگي عاطفي : براي داشتن حس ارزشمندي، شايستگي و امنيت به توجه، پذيرش و تائيد فرد ديگري (معشوق خود) وابسته ميباشند.
وابستگي به سکس : براي پر كردن خلاء دروني به سكس پناه ميبرند.


اعتماد بنفس واقعي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اعتماد بنفس حقيقي يك حس دروني مي باشد بدون وابستگي به جهان خارج، رويدادها، موفقيتها، شكستها و افراد ديگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعي بسيار نادر و ناياب ميباشد زيرا اغلب اعتماد بنفسها كاذب و نقابي براي پنهان سازي اعتماد بنفس پايين ميباشد. اعتماد بنفسهاي غير واقعي را ميتوان در موارد زير يافت:

*اعتماد بنفسهاي كاذب: اينگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر ميباشند.مانند اعتماد بنفسهايي كه به جهت ثروت،شهرت،محبوبيت،به تن داشتن لباسهاي فاخر،قدرت و زيبايي ظاهر در افراد نمود مي يابند كه همگي كاذب بوده و ارتباطي به ماهيت واقعي فرد ندارند. 
* گستاخي: معمولا مردم افراد پر رو و گستاخ را با افراد با اعتماد بنفس بالا اشتباه ميگيرند.اما پررويي نيز يك نوع نقاب براي استتار بي كفايتي و اعتماد بنفس پايين ميباشد.
* متظاهرها: اينگونه افراد خود را با اعتماد بنفس، شاد، موفق و شكست ناپذير نشان ميدهند. اما از درون احساس پوچي و خلاء كرده و از شكست بسيار هراسانند.
همچنين اعتماد بنفس به مفهوم برتري داشتن، تكبر وخود بيني نميباشد زيرا اين خصوصيات رفتاري از اعتماد بنفس پايين نشات ميگيرند. اعتماد بنفس شما نبايد يك پديده مقايسه اي و رقابتي باشد زيرا در اين هنگام شما خود را در معرض احتياج و وابستگي به پذيرش ديگران قرار خواهيد داد كه با اعتماد بنفس واقعي و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نيازي به پذيرش، موافقت، تائيد، تشويق و دلگرمي ديگران ندارند. همچنين اعتماد بنفس بالا اينگونه نيست كه شما را از هر گونه ترديد، ياس ونگراني مصون بدارد بلكه تنها تحمل و غلبه بر آنها را براي شما آسانتر ميسازد.

خصوصيات افراد با اعتماد به نفس بالا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* برخوردار از مركز كنترل دروني: غم و شادي آنان وابسته به عوامل خارجي نيست.
* از لحاظ جسماني، احساسي، ذهني و معنوي از خود مراقبت ميكنند.
* ميانه روي را در افكار، احساسات و رفتارهاي خويش حفظ ميكنند.
* قادر به پذيرش و پند گيري از اشتباهات خود ميباشند. قادر به بيان جمله "من اشتباه كردم" ميباشند.
* توانايي بخشش اشتباهات خود و ديگران را دارند.
* مسئوليت اداره زندگي خود را بعهده ميگيرند.
* تفاوتهاي فردي ميان افراد را ارج مينهند.
* به نقطه نظرات ديگران گوش ميدهند.
* همواره مسئوليت ادراكات، احساسات و واكنشهاي خود را بعهده گرفته و هيچگاه آنها را فرافكني نميكنند.
* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهي دارند.
* همواره در حال پيشرفت و ترقي بوده و از ريسكهاي مثبت در زندگي بيم ندارند.
* داراي اعتماد بنفس و خود باوري بوده و به خود ارج ميدهند.
* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبيني و غرور ميباشد.
* از آنكه مورد انتقاد قرار گيرند نمي هراسند.
* هنگامي كه از آنان پرسشي ميگردد حالت تدافعي بخود نميگيرند.
* در برابر موانع و مشكلات به آساني تسليم نميگردند.
* نيازي به تحقير و تمسخر ديگران ندارند.
* از آنكه در كاري شكست بخورند ويا در حضور ديگران نادان بنظر برسند ابايي ندارند.
* هيچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شديد قرار نميدهد.
* توانايي خنديدن به خود و زياد جدي نگرفتن خود را دارند.
* به خويشتن و توانايي خودشان ايمان و اعتماد دارند.
* به تصميم گيري هايشان اعتماد دارند.
* باور دارند كه فردي با ارزش، با قابليت، دوست داشتني، پذيرفتني و مهم ميباشند.
* نيازي به كمالگرايي ندارند.
* هيچگاه خودشان را با ديگران مقايسه نميكنند.
* از آنكه ديگران چگونه نسبت به آنان مي انديشند واهمه و نگراني ندارند.
* نيازي به اثبات و توجيه افكار و عقايد خود به ديگران ندارند.

چگونه اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* آگاه باشيد كه ارزش شما به عنوان يك انسان بستگي به داشتن وزن ايده آل، زيركترين و باهوشترين بودن، مشهوربودن، محبوب ترين بودن، سريع ترين بودن، بالاترين نمره و يا رتبه را داشتن، شوخ طبع ترين بودن، خوش لباس ترين بودن، بهترين خانه و ماشين را داشتن و بهترين دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگي دارد.
* توانايي ها، استعدادها و موفقيتهاي خود را جشن بگيريد.
* خود را به خاطر اشتباهاتي كه مرتكب گشته ايد عفو كنيد.
* بروي نقاط ضعف خود تمركز نكنيد. هر انساني نقاط ضعف خاص خود را دارد.
* با حقوق فردي خود آشنا شده و از آنها پيروي كنيد.
* از تحقير و سرزنش خود دوري كرده و مثبت انديشي را فرا گيريد.
* خود را بر اساس يك سري استانداردهاي منطقي و دور از دسترس مورد قضاوت قرار ندهيد.
* ياد بگيريد كه شما يك انسان منحصر بفرد بوده و تنها خود شما مسئول تصميم گيريهاي زندگيتان ميباشيد.
* بياموزيد كه با پشتكار و سماجت قادر خواهيد بود به موفقيت دست يابيد.
* بياموزيد كه شما نيازي به تلاش بي وقفه براي كامل گشتن نداريد.
* خودتان تعيين كننده مفهوم موفقيت باشيد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 14:44  توسط کیانوش ولی نژاد | 

يك انسان موفق نيمي كارمند است، نيمي سياستمدار او مي داند  كار كردن با ديگران بخصوص در دنياي كنـونـي  كـه مملو از انسانهاي دمدمي مزاج و زود رنج اسـت،روال ارتباطي خاصي را مي طـلبد. او سـخـن يـكـي از  بــزرگان جامعه شناس كـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر  داشـته باشيد با مخلوقات منطق طرف نيستيد،بلكه با مخلوقـات احـساسـات، مـوجوداتـي كه سرشار از تبعيض، روحــيات پيشداوري و تعصب مي باشند، و با غرور و خودبيني دست بگريبانند طرف هستــيد،را مد نظر دارد.در ايـن قسمت برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد. 
براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد.
 
1- ديگران را با نام صدا بزنيد
اين خوشايند ترين صدا براي گوش هر كسي است. وقتي نام فردي را بكار مي بريد، در حقيقت پيغام خود را به صـورتي اختصاصي و تـنها براي شـخـص او مبـدل مـي سـازيــد. همچنين علاقمندي و ميزان اهميت شما را نسبـت به فرد ميـرسـاند. اين يك ابزار ساده فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي بـاشـد چـرا كه يك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود مي آورد. جملات خود را با اسامي افراد آميـخته، و بـا سـؤالاتــي نــظـيـر، "علي، امروز خوب هستي؟" آغاز كنيد.

2- اشتباه خود را بپذيريد
ممكن است تصوركـنيد كه اگر اشتباهي كه مرتكب شده ايد را بگردن نگيريد، وجهه خود را از دست خواهيد داد. اين كار درست نيست. اعتراف به اشتباهات در مـحيط كـار يكي از ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي مبادرت به آن مي نـمايـنـد. بـيـامـوزيــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـي را كنار گذاشته و بپذيريد كه كامل نيستيد. فقط در اين كـار زياده روي نكنيد مثلا لازم نـيست با عذرخواهي هاي فـراوان در جـلسـات اقـدام به بيان اشتباهات خود نماييد. يك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند.

3- ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد
اندك افرادي در بين ما، كه معمولا عقل كل خطاب ميگردنـد، بـنـظر مي رسد اينگونه فكر ميكنند كه هيچ كسي جز خودشان قادر به انجام صحيح امور نميباشد. جزء اين گروه از افراد نباشيد. به قابليتهاي ديگران اعتماد كنـيد. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتريـن وجـه ممـكن اطـمـيــنان داشتـه بـاشيد. ايـن به مـعناي داشتن انتظارات بيش از حد نيست. باور داشتن يك فرد او را تشـويـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا اميدي جلوگيري بعمل مي آورد.

4-علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد
"كارها خوب پيش ميره علي جان؟خوبه، ميشه اين پرونده ها رو برام چك كني؟" اين به معناي ابراز علاقه نبوده و بيشتر به دوستي خاله خرسه شباهت دارد. هر فردي در دفتر كار شما داراي سابقه اي غني از علايق، تجارب و  سلايق مي بـاشد. حـتـي اگر نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب كنيد.
اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند

به سخن خود مشغول بوده و بدانيد چه وقت بايد آنرا بيان كنيد

5- از ديگران تعريف و تمجيد نماييد
فقط نگوييد "خوب بود." در مورد تعريف خود صريح تر بوده و نشان دهيد كه در مورد آنچه كه فرد در حقيقت انجام داده آگاهي داريد. "علي، تـو خيـلي خوب جلسه را اداره كردي بخصوص وقتي هـمـه از مسيـر مـوضوع اصـلـي منـحرف شده بودند،" اين يك مثال خوب است. در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقـعا نـيـاز است انتقاد نماييد. انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف دوسـتـي قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود

6- مراقب حرفهايتان باشيد
اگر تصميم پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه آن را انـجـام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگي با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنيد، در مـورد كـارهـاي بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتيجه پيشرفتي نخواهيد كرد

7- قدرداني و سپاسگزاري كنيد
اگر فـردي لـطفـي به شما كرد، و يا براي انجام كاري براي شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گرديد كـه بـه اين سـعي و تـلاش آگـاه شويد. شما بخودي خود مستحق لطف نـبـوده و كسـي بــه شما بدهكار نيست. اگر مورد لـطـف واقـع شـديد، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنيد

8- با فكر و با ملاحظه باشيد
هـرگز تـصور نـكيند كه ديگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـي خـواهـنـد كـرد. برخي افراد بصورت طبيعي تك تك كلماتي كه شخص بـيـان مي كنـد را بـراي يـافــتن يك رودررويي شخصي مورد جستجو قرار مي دهند. شما نمي تـوانيـد اينگونه افراد را تغيير دهيد، اما قادريد نزد آنها حرف هاي خود را با دقت سازمان دهي نماييد. پيش از صحبت كـردن فكر كنيد و مطمئن شويد كه هيچ ابهامي كه باعث سوء تعبيـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.همچنين ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد، اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال درباره عقايد و باورهايشان مي انديـشند. شما بايد نظرات آوها را محترم شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر ميكنند. بجاي مـشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور نيـستـيد مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه لي گوييد."

9- از خود گذشتگي كنيد
گه گاهي از مكان شغلي خود خارج شده و به ديگران در كـارهـايشـان كـمك نماييد. اين عمل را بدون اينكه از شما درخواست شود انجام دهيد. گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي نـمـوده و در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاCF خـواهد شـد. دوم، بـراي خود لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازميگردد

10- متواضع و فروتن باشيد
تلاشهاي مشهود براي تحت تاثير قرار دادن همكاران و اشخاص مافنق نـتـيجه عكس به همراه خواهد داشت. هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط ديـگران تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري بنماييد. كاميابيـهاي شما زماني مصداق واقعي پيدا ميكنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن بميان آوريد

11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد
هـر كسي اشتباه مي كـنـد. بــه دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟ پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي كه شخص ( نه با خنديدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه اي دوستانه به شانه هـاي او از پريشانيش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد اين شـركـت هـم مـمـكـن است پيش بيايد." با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان نرسيده است. اگر مـــناسب است، بجاي جلب توجه بي مورد  نسبت به اD4تباه رخ داده، هيـچ چيزي نگوييد

پاكسازي ميدان مين
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محيط كاري مي تـواند ميـدان ميـني از اشـخاص زود رنعج و احـساساتـي بـاشــد. داراي خصوصيات خود بودن آن را خنثي نمي كـنـد. بـا دانسـتـن قـوانـيـن بـرخـورد بـا ديـگـــران سياستمدارترين فرد محل كار خـود بـاشـيد. امـروزه، كـارمنــداني كه از روابط انساني به بهترين وجه آگاهي دارند، مناسب ترين افراد براي مديريت محسوب ميگـردند. كـارفرماي شما احتمالا اين موضوع را دانسته و به آن توجه خواهد كرد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 14:30  توسط کیانوش ولی نژاد | 
يكديگر را دوست بداريد ، اما از عشق زنجير مسازيد
بگذاريد عشق همچون دريايي مواج ميان ساحلهاي جانتان در تموج و اهتزاز باشد
جامهاي يكديگر را پر كنيد اما از يك جام منوشيد دوست داشتن
از نان خود به يكديگر هديه دهيد اما هر دو از يك قرص نان تناول مكنيد
با شادماني باهم برقصيد و آواز بخوانيد اما بگذاريد هر يك براي خود تنها باشيد
همچون سيمهاي عود كه هر يك در مقام خود تنها است ، اما همه با هم به يك آهنگ مترنمند
دلهايتان را بهم بسپاريد اما به اسارت يكديگر ندهيد
زيرا تنها دست زندگي است كه مي تواند دلهاي شما را در خود نگاه دارد
در كنار هم بايستيد اما نه بسيار نزديك : از آنكه ستون هاي معبد به جدايي بار بهتر كشند و بلوط و سرو در سايه هم به كمال رويش نرسند
بگذاريد عشق همچون دريايي مواج ميان ساحلهاي جانتان در تموج و اهتزاز باشد
جامهاي يكديگر را پر كنيد اما از يك جام منوشيد
از نان خود به يكديگر هديه دهيد اما هر دو از يك قرص نان تناول مكنيد
با شادماني باهم برقصيد و آواز بخوانيد اما بگذاريد هر يك براي خود تنها باشيد
همچون سيمهاي عود كه هر يك در مقام خود تنها است ، اما همه با هم به يك آهنگ مترنمند
دلهايتان را بهم بسپاريد اما به اسارت يكديگر ندهيد . زيرا تنها دست زندگي است كه مي تواند دلهاي شما را در خود نگاه دارد
در كنار هم بايستيد اما نه بسيار نزديك : از آنكه ستون هاي معبد به جدايي بار بهتر كشند ، و بلوط و سرو در سايه هم به كمال رويش نرسند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 13:52  توسط کیانوش ولی نژاد | 
آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد يك رئيس خوب چه ويژگيهايي دارد؟ جواب به اين سوال مي تواند متفاوت باشد. البته ويژگي ها، نگرشها و توانايي هايي وجود دارند كه در همه رؤسا مشتركند. رئیس خوب
طبق گفته راب شيهان - يكي از مديران آموزش دانشكده مديريت دانشگاه مريلند - "رئيس خوب بودن در هر سازماني بسيار مهم، اما در كسب و كارهاي كوچك مهمتر است، هنگام سر و كار داشتن با مشاغل كوچك و كسب و كارهاي نه چندان بزرگ، شما به عنوان رئيس فرصت داريد كه برنامه هايي را در تمام سطوح كاري شركت خود اعمال كنيد. "
با در نظر گرفتن اهميت راهبري در مشاغل و مديريت كسب و كارهاي كوچك، مهارتها، استراتژي ها و نگرشهايي را كه در ذيل مي آيد مدنظر قرار دهيد:

• به عنوان يك رئيس، خود را نيز در جمع كاركنانتان حساب كنيد و محاسبه گر باشيد.

ضروري است شما به عنوان رئيس، خود را نيز در تيم كاركنانتان محاسبه كنيد. يك كارفرماي خوب مطمئن است كه با هر يك از كارمندانش، عادلانه رفتار مي كند، نه فقط در مورد حقوق و مزايا و پاداش، بلكه در مورد چگونگي عملكرد كارمندان. بازخوردها، نوآوريها و خلاقيتها را تشويق كنيد تا اينكه كاركنان نيز اين احساس را داشته باشند كه در كار شما سهيم هستند و نقش دارند.
طبق گفته شيهان، " شما به عنوان رئيس نياز داريد محيط يكپارچه و هماهنگ، با حس اعتماد و احترام متقابل به وجود بياوريد تا مطمئن شويد با هر فردي متناسب با عملكرد وي به طور مناسب و عادلانه رفتار مي شود. ضروري است كه محاسبه گر باشيد، چرا كه مي توانيد هر فردي را با توجه به اهداف بلند مدت شغلي خود، در رتبه كاري مناسب قرار دهيد.

• فقط روي كسب پول و سود تكيه نكنيد، به گروه كاري و كاركنان خود نيز اهميت دهيد.
 
يك رئيس كارآمد، يك گروه كاري بسيار خوب را مي سازد. اين امر كه چگونه اين گروه شكل مي گيرد بستگي به نوع شغل و كسب و كار و نيز توجه و تمركز مبرم و فوق العاده رئيس دارد. شما با داشتن يك گروه كاري منسجم نه تنها انگيزه كاركنان خود را بيشتر و آنها را تشويق مي كنيد، بلكه باعث برانگيخته شدن حس اهميت شغلي در آنها مي شويد. طبق گفته شيهان، " مهمتر و بالاتر از كسب سود مالي، امور ديگري هم هست كه بايد به آن توجه شود. "
 
• موردي براي ايجاد ترس و وحشت وجود ندارد.
 
اكثر ما ممكن است رؤسايي را ديده باشيم كه گويي روي ميز كار آنها در كنار تقويم رو ميزي شان، يك گيوتين قرار دارد و يك اشتباه در كار كافي است كه گردن فرد خاطي زير تيغه گيوتين برود! يك رئيس كارآمد كاركنانش را تفهيم مي كند كه در مسير پيشرفت كاري خود چنانچه مرتكب اشتباه و خطا شدند، شرمنده نشوند.
طبقه گفته شيهان، " اين امر مستلزم طرز تفكري است كه يادگيري و كسب دانش و علم را جهت پيشرفت كار، تشويق مي كند، به جاي اينكه ايجاد ترس و وحشت از ارتكاب به اشتباه را موجب شود. راههاي جديد و متفاوت را جهت پيشرفت كار آزمايش كنيد، اما بدانيد كه اگر كارها درست پيش نرفت قرار نيست يكديگر را از بين ببريم. "
مسئله مهم اين است كه نظر خود را روي چه امري معطوف كنيد: ايجاد ترس و وحشت يا ايجاد فرصت هاي جديد براي پيشرفت.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 13:49  توسط کیانوش ولی نژاد | 

طبق آمار جديدي که اعلام شده ، جمعيت جوان 15 تا 29 ساله کشور تا اين اواخر به 22ميليون و خرده اي (که خرده اش مي شود 583هزار و 637نفر!) رسيده که از اين ميان ، 27 درصد جوانان تهراني در خانه هاي مجردي زندگي مي کنند.از آنجا که بايد هميشه نيمه پر ليوان را ديد و مثبت نگاه کرد به نظر ما اين 27درصد جوانان تهراني رو به رشد ، ممکن است به خاطر

                  مسائل زير در خانه هاي مجردي زندگي نمايند:      

احتمال شغلي : مي خواهند روي پاي خودشان بايستند و از پاي خودشان براي گذران زندگي استفاده کنند. خيلي ها پاي استقلال حاضرند خونشان را هم بدهند.
احتمال علمي : چون محيط اکثر خانواده هاي ايراني شلوغ و پر از رفت و آمدهاي مختلف و گرفتاري هاي جور واجور است لذا خانه مجردي اين امکان را براي جوان فراهم مي کند که به نحو احسن ، روي چيزهايي که مي خواهد مطالعه نمايد ، تمرکز کافي کند. کتاب در خلوت ، خواندن دارد. شلوغ باشد ، آدم خواندنش نمي آيد.
احتمال غذايي : چون طبيعت جوانان ما خيلي حساس و ظريف است و هر غذايي به مزاج آنها نمي سازد ، براي فرار از غذاهاي نسل آبگوشت و حفظ رويکردي غذايي به سمت پيتزا و لازانيا و امثالهم ، خانه خود را جدا مي کنند تا بتوانند دستپخت خودشان را بخورند.
احتمال معنوي : برخي از جوانها به حدي محجوب و با معنويت هستند که آدم حظ مي کند نگاهشان کند. اينان بعضا به خاطر اين که بعضي از کارهاي خوب و خيريه شان جلو چشم ديگران صورت نگرفته و ريايي نشود ، خانه خود را جدا مي کنند تا خالصانه و با خيال راحت کار خوب بکنند.
احتمال ازدواجي : از آنجا که گرايش به ازدواج (خصوصا از وقتي که شهرداري هم وام يک ميليون توماني براي اين کار مي دهد) در ميان جوانان زياد شده و در هر ازدواجي نيز خانواده هاي طرفين بعد از صحبتهاي معمولي و متعارف از طرفين درگير مي خواهند که براي زدن حرفها و کسب آشنايي هاي بيشتر و نزديکتر به اتاقي خلوت بروند فلذا از همين اول ، خودشان اتاق مجزايي براي اين کار در نظر مي گيرند تا مزاحم خانواده نشوند. بعد از صحبتهاي لازم هم که نوبت به تعيين زمان عقد و عروسي توسط خانواده ها مي رسد. مبارک باشد ان شاءالله.
احتمالات انحرافي : ما به همين احتمالات اصلي که عرض کرديم معتقديم و هرگونه احتمال ديگري را غيراصلي و انحرافي مي دانيم.

احتمال شغلي : مي خواهند روي پاي خودشان بايستند و از پاي خودشان براي گذران زندگي استفاده کنند. خيلي ها پاي استقلال حاضرند خونشان را هم بدهند.
احتمال علمي : چون محيط اکثر خانواده هاي ايراني شلوغ و پر از رفت و آمدهاي مختلف و گرفتاري هاي جور واجور است لذا خانه مجردي اين امکان را براي جوان فراهم مي کند که به نحو احسن ، روي چيزهايي که مي خواهد مطالعه نمايد ، تمرکز کافي کند. کتاب در خلوت ، خواندن دارد. شلوغ باشد ، آدم خواندنش نمي آيد.
احتمال غذايي : چون طبيعت جوانان ما خيلي حساس و ظريف است و هر غذايي به مزاج آنها نمي سازد ، براي فرار از غذاهاي نسل آبگوشت و حفظ رويکردي غذايي به سمت پيتزا و لازانيا و امثالهم ، خانه خود را جدا مي کنند تا بتوانند دستپخت خودشان را بخورند.
احتمال معنوي : برخي از جوانها به حدي محجوب و با معنويت هستند که آدم حظ مي کند نگاهشان کند. اينان بعضا به خاطر اين که بعضي از کارهاي خوب و خيريه شان جلو چشم ديگران صورت نگرفته و ريايي نشود ، خانه خود را جدا مي کنند تا خالصانه و با خيال راحت کار خوب بکنند.
احتمال ازدواجي : از آنجا که گرايش به ازدواج (خصوصا از وقتي که شهرداري هم وام يک ميليون توماني براي اين کار مي دهد) در ميان جوانان زياد شده و در هر ازدواجي نيز خانواده هاي طرفين بعد از صحبتهاي معمولي و متعارف از طرفين درگير مي خواهند که براي زدن حرفها و کسب آشنايي هاي بيشتر و نزديکتر به اتاقي خلوت بروند فلذا از همين اول ، خودشان اتاق مجزايي براي اين کار در نظر مي گيرند تا مزاحم خانواده نشوند. بعد از صحبتهاي لازم هم که نوبت به تعيين زمان عقد و عروسي توسط خانواده ها مي رسد. مبارک باشد ان شاءالله.
احتمالات انحرافي : ما به همين احتمالات اصلي که عرض کرديم معتقديم و هرگونه احتمال ديگري را غيراصلي و انحرافي مي دانيم.

منبع : سایت جام جم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 14:12  توسط کیانوش ولی نژاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
آرشیو موضوعی
مقالات علمی , پزشکی , پژوهشی
مقالات ورزشی
مقالات فرهنگی و اجتماعی
مقالات اقتصادی
گالری عکس
مقالات مختلف
مقالات تاریخی
بیوگرافی افراد مشهور دنیا
بخش ترکی (( TURK YAZILARY ))
طنز
تسلیحات نظامی
مشخصات معماری ابنیه های دنیا
خبرهای داغ
مشخصات اسلحه های انفرادی
آموزش کامپیوتر
تحلیلات نظامی
بخش ادبی
شناخت انواع مواد مخدر
آموزشی
مجموعه قوانین و آیین نامه های کشوری
سیاسی و جناحی ...!
پیوندها
سایت شخصی دکتر اکبر اعلمی
گذری بر ترکان ایران
سوته دلان
یادگاری تاریک
ِهشت
سایتی مفید
سایت خبرنگار شجاعی
سایتی جالب و دیدنی
عروسی در جاهای مختلف دنیا
متن کامل انجیل به زبان فارسی
قیمت وبلاگ شمادر بازار جهانی
مشخصات رده بندی سایت شما در اینترت
محاسبه قد و وزن ایده آل
رها
خبرگزاری پژواک ایران
سکوت من
روزنامه نگار زرد
كاغذ پاره هاي يك خبرنگار
انجمن روزنامه نگاران ایران
روزنامه نگار نو
خبرنگار آزاد
برگزيده هاي يك روزنامه‌نگار
نوشته هاي يك خبرنگار آزاد
جمعیت مبارزه با اعتیاد خراسان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


آمار وبلاگ

افراد آنلاين:
PageRank