تبليغاتX
دانستنیها
مختلف از همه جا



 علي‌رغم اينكه دورنماي مسابقه تسليحاتي روسيه با غرب و يا جنگ نظامي آن با يك طرف خارجي بسيار بعيد است، در دوره پوتين نوسازي ارتش و تقويت توانمندي‌هاي نظامي به عنوان يك مهم در دستور كار قرار گرفته و به نظر مي‌رسد در اين دوره اراده نيرومندي براي تبديل روسيه به يك قدرت نظامي شكل‌ گرفته و تثبيت شده است.


پس از فروپاشي شوروي توانمندي‌هاي نظامي روسيه همانند ساير بخش‌ها با افت قابل ملاحظه روبرو شد و اين كشور جايگاه خود به عنوان ابرقدرت نظامي دوران جنگ سرد را به نحو محسوسي از دست داد. سياست‌مداران و نخبگان روسيه علي‌رغم تمام مشكلات، به لحاظ فرهنگ سياسي تهديد‌محور خود از يك سو و موقعيت ژئوپوليتيكي و ژئوراهبردي روسيه از سوي ديگر تقويت توان نظامي اين كشور را يك ضرورت غيرقابل اغماض مي‌دانند.متأثر از اين ملاحظات، علي‌رغم اينكه دورنماي مسابقه تسليحاتي روسيه با غرب و يا جنگ نظامي آن با يك طرف خارجي بسيار بعيد است، در دوره پوتين نوسازي ارتش و تقويت توانمندي‌هاي نظامي به عنوان يك مهم در دستور كار قرار گرفته و به نظر مي‌رسد در اين دوره اراده نيرومندي براي تبديل روسيه به يك قدرت نظامي شكل‌ گرفته و تثبيت شده است.

تلاش براي تقويت توانمندي‌هاي نظامي روسيه از ابتداي سال 1386 (2007) با اعلام برنامه 189 ميليارد دلاري نوسازي نظامي و طي ماه‌ها و هفته‌هاي اخير با آزمايش ‌موشك‌هاي استراتژيك از جمله موشك قاره‌پيماي هسته‌اي "بولاوا" (Bulava) و سينِوا (Sineva) (با برد 5000 مايل و توان حمل 8 كلاهك هسته‌اي)، گسترش قابل ملاحظه برنامة فروش تسليحات به كشورهاي امريكاي لاتين، خاورميانه و آسياي جنوب شرقي، فعال كردن سيستم جديد دفاع ضد موشكي در پترزبورگ، اعلام برنامه گشت‌زني منظم هواپيماهاي دورپرواز هسته‌اي در سراسر خاك روسيه و اعلام احتمال احياي پايگاه نظامي دريايي شوروي در تارتاس روسيه از سوي ولاديمير مازورين، فرمانده نيروي دريايي روسيه نمود عيني‌تري يافته است. بر اين اساس به نظر مي‌رسد نمايشگاه صنايع هوايي مسكو كه 30 مرداد (21 اگوست)، يك هفته پس از مانور نظامي مشترك كشورهاي عضو سازمان شانگهاي آغاز بكار كرد و پوتين در سخنراني مراسم افتتاح آن بر هدف روسيه در تبديل شدن به يك كشور پيشرو در توليد تسليحات نظامي تأكيد كرد، بيشتر نمايشي براي نشان دادن جاه‌طلبي‌هاي نظامي روسيه است.

سياست‌ها و اصلاحات نظامي

پس از فروپاشي شوروي حدود 85 درصد از امكانات نظامي آن شامل نيروي انساني، صنايع و تجهيزات دفاعي به روسيه تعلق گرفت، اما تنها 60درصد توانايي‌هاي اقتصادي شوروي به روسيه رسيد كه پشتوانه كمي براي حمايت از آن 85 درصد امكانات نظامي بود. فرسودگي تجهيزات نظامي، عدم آموزش و تمرين نيروها، كاهش سطح تخصص افسران، شيوع مصرف الكل و مواد مخدر بين نظاميان، افت روحي آنها و از همه مهمتر مشكلات اقتصادي ارتش و پرسنل آن از جمله موارد ضعف اين بخش در دوره پس از شوروي بود. به اظهار ژنرال والنتي مانيلف، معاون اول رئيس كميتة دفاعي و امنيتي شوراي فدراسيون روسيه 56 درصد افسران روسيه در سال 1381 و اوائل 1382 (2002 و اوايل 2003) علي‌رغم افزايش حقوق آنها همچنان زيرخط فقر زندگي مي‌كرده‌اند. در همين سال حدود 60 تا 70 درصد بودجه وزارت دفاع روسيه صرف حفظ و نگهداري تجهيزات موجود مي شده و بودجه‌اي به امر تحقيقات و توسعة نظامي اختصاص نمي‌يافت.

بودجه نظامي شوروي در سال 1369 (1990) بيش از 100 ميليارد دلار بود كه اين رقم در سال 1381 (2002) به حدود 3/7 ميليارد دلار كه كمتر از 2 درصد بودجه نظامي امريكا بود، كاهش يافت. تعداد نيروهاي نظامي روسيه كه در سال 1371 (1992) بالغ بر 8/2 ميليون نفر بود، در سال 1378 (1999) به 2/1، در سال 1384 (2005) به 5/9 و در سال 1385 (2006) به 037/1 ميليون نفر رسيد.

آمار تعداد نيروهاي نظامي روسيه در سال 1384 و 1385 (2005 و 2006)

سال (2005 ) 1384، نيروي زميني360000 نفر

سال (2006) 1385، نيروي زميني395000 نفر

سال (2005 ) 1384، نيروي هوايي185000 نفر

سال (2006) 1385، نيروي هوايي170000 نفر

سال (2005 ) 1384، نيروي دريايي155000 نفر

سال (2006) 1385، نيروي دريايي142000 نفر

سال (2005 ) 1384، نيروهاي راهبردي بازدارنده149000 نفر

سال (2006) 1385، نيروهاي راهبردي بازدارنده129000 نفر

سال (2005 ) 1384، مجموع961000 نفر

سال (2006) 1385، مجموع1037000 نفر

سال (2005 ) 1384، نيروهاي شبه نظامي413000 نفر

سال (2006) 1385، نيروهاي شبه نظامي415000 نفر

سال (2005 ) 1384، نيروهاي ذخيره20000000 نفر

سال (2006) 1385، نيروهاي ذخيره20000000 نفر

پوتين طي سخنراني خود در شوراي فدراسيون در ارديبهشت 1382 (مه 2003) انجام اصلاحات نظامي و نوسازي نيروهاي مسلح را يك اولويت مهم دانست. به عقيده او در اصلاحات نظامي موضوع اصلي بازسازي اساسي و نوسازي تجهيزات و تقويت پرسنل نيروهاي مسلح، افزايش كارآمدي نهادها و ساختارهاي نظامي و ايجاد يك ارتش حرفه‌اي، قدرتمند و مجهز براي حمايت از توسعه موفق آينده روسيه است. پوتين در برنامه اصلاحات نظامي خود سه هدف را در پيش گرفت؛

1- هدفمند كردن تخصيص نيرو و بودجه در ارتش با هدف افزايش كارآمدي آنها

2- مدرنيزه كردن تجهيزات نظامي (متعارف و هسته‌اي به ويژه در زمينه موشكي)

3- تمركز سياست‌گذاري‌هاي نظامي در وزارت دفاع (از طريق قرار دادن ستاد مشترك ارتش تحت نظر مستقيم وزير دفاع و انتقال اختيار تصميم‌سازي‌ از جمله صدور فرمان اقدام‌هاي عملياتي از ستاد مشترك به وزارت دفاع)

پوتين به دنبال ارتشي كوچك‌تر، تخصصي‌تر، مجهز‌تر و كارآمدتر است كه بتواند عليه تروريسم، جدائي‌طلبي و ديگر تهديدات نامتقارن مقابله كند. اين اصلاحات از اسفند 1380 (مارس 2001) با تصميم او مبني بر كاهش 25 درصد حجم نيروهاي ارتش، افزايش بودجه و بازبيني سيستم سلاح‌ها شكل تازه‌اي به خود گرفت. در اين سال تصميم گرفته شد واحدهاي رزمي به يگان‌هاي حرفه‌اي تبديل شوند. آبان 1380 (نوامبر 2001) دولت يك گروه كاري بين‌نهادي را موظف به بررسي هزينه‌هاي اين امر كرد و در آذر 1381 (سپتامبر 2002) اولين گروه نظاميان حرفه‌اي در لشگر 76 ارتش در پسكف مستقر شدند. در سال 1382 (2003) نيز طرحي ارائه شد كه طي آن بين سال‌هاي 86-1383 (2007-2004) بايد 80 درصد از تشكيلات نظامي بر اساس كاردهاي رسمي (نه وظيفه) اداره مي‌شد. بنا به اظهار وي، تا پايان سال 1386 (2007) بايد فرآيند ايجاد واحدهاي حرفه‌اي ارتش كامل و پس از آن تنها نظاميان حرفه‌اي و ورزيده به موقعيت‌هاي مهم اعزام شوند.

بهمن 1385 (فوريه 2007) سرگئي ايوانف وزير سابق دفاع روسيه طي سخنراني خود در شوراي فدراسيون از برنامه 189 ميليارد دلاري براي تجديد قواي نظامي روسيه خبر داد كه بر اساس آن تا سال 1394 (2015) بيش از نيمي از سلاح‌هاي قديمي با سلاح‌هاي جديد جايگزين خواهند شد. در اين برنامه توسعه موشك‌هاي بالستيك جديد قاره‌پيما از جمله موشك‌هاي بولاوا و سينِوا، موشك‌هاي اس 400، سيستم‌هاي جديد ناوبري هوايي و زيردريايي، سيستم‌هاي جديد اعلام هشدار راداري، هواپيماهاي تي - 50، نسل پنجم هواپيماهاي جنگي، بمب‌افكن‌هاي فوق‌صوت راهبردي تي يو 160، 3 ناو جنگي جديد و هواپيماهاي باربري جديد مورد توجه ويژه قرار مي‌گرفت. بودجه دفاعي روسيه از زمان به قدرت رسيدن پوتين روندي صعودي داشته، اين بودجه در سال‌هاي 1384 (2005) 23 درصد، در سال 1385 (2006) 27 درصد افزايش يافته و با رشد 30 درصدي در سال 1386 (2007) به رقم 4/32 ميليارد، بالاترين ميزان خود پس از فروپاشي شوروي رسيده است.

سلاح‌هاي راهبردي

با توجه به تأكيد بر كارآمدي ابزارها و كارآمدترين آنها در رويكرد عمل‌گرايي، پوتين در بخش نظامي نيز بر مهمترين نقطه قوت روسيه در اين زمينه كه سلاح‌هاي پيشرفته و هسته‌اي آن است متمركز شده. تسليحات هسته‌اي اعم از زميني، هوايي، دريايي و زيردريايي يكي از اصول ثابت سياست نظامي روسيه هستند كه بايد با هدف بازدارندگي و پاسخ به حملات احتمالي حفظ و تقويت شوند. ذراتخانه‌هاي هسته‌اي يكي از دو ميراث مفيد به جاي‌ مانده از موقعيت ابرقدرتي شوروي هستند (ميراث ديگر عضويت دائم روسيه در شوراي امنيت سازمان ملل است) كه كار ويژه‌هاي سياسي، امنيتي و روان‌شناختي مهمي را براي روسيه ايفا مي‌كنند و نماد استقلال و توازن راهبردي روسيه با امريكا و ناتوبه شمار مي روند. بر اساس آمار ارائه شده در دي 1383 (ژانوية 2004) از كل 4422 سلاح راهبردي هسته‌اي 2478 مورد به نيروهاي موشكي راهبردي زميني، 1072 مورد به نيروهاي راهبردي دريايي، 872 موشك كروز با كلاهك هسته‌اي و 78 بمب‌افكن سنگين 160- تي‌ يو و 95- تي‌ يو متعلق به نيروي هوايي اين كشور بوده است.

سياست‌مداران كرملين معتقدند علي‌رغم عدم وجاهت بحث توازن هسته‌اي در فضاي راهبردي قرن بيست و يك كه مشخصه مهم آن مقابله با گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي، مبارزه با تروريسم، خطر هسته‌اي‌شدن برخي كشورها از جمله هند و پاكستان و كاهش آستانه بكارگيري سلاح‌هاي هسته‌اي است، دوران دوم هسته‌اي آغاز شده و تقويت توانمندي‌هاي هسته‌اي اهميت مجدد يافته است. بر همين اساس پوتين مهر 1382 (اكتبر 2003) از نيروهاي بازدارنده هسته‌اي هم براي حال و هم آينده به عنوان "بنيان اصلي امنيت ملي روسيه" ياد كرد. توانمندي‌هاي هسته‌اي روسيه مطلوبيت‌هاي راهبردي چندگانه‌اي را تأمين مي‌كند. از سويي بازدارندگي راهبردي هسته‌اي به منزله سرمايه‌اي سياسي در مواجه با امريكا حائز اهميت است و از سوي ديگر صدور تكنولوژي و فرآورده‌هاي هسته‌اي منبع درآمد قابل توجهي براي اقتصاد روسيه است. در عين حال به نظر مي‌رسد روسيه در حوزه نظامي به جهت عقب‌ماندگي و ضعف خود در سلاح‌هاي متعارف چاره‌اي جز تأكيد بر سلاح‌هاي هسته‌اي براي ايجاد موازنه با غرب در اين زمينه ندارد.

در راهبرد‌‌هاي نظامي دوره شوروي تأكيد شده بود كه "شوروي نخستين كشوري نخواهد بود كه از سلاح‌هاي هسته‌اي استفاده مي‌كند". در راهبرد‌‌هاي نظامي دهة 70 (90 م) نيز روسيه صرفاً و در صورت حمله به تأسيسات هسته‌اي و موشكي خود از سلاح‌هاي هسته‌اي استفاده مي‌كرد، اما در راهبرد نظامي سال 1378 (2000) بر حق روسيه نسبت بهاقدام براي "ضربه نخست هسته‌اي" كه به معني "كاهش آستانه بكارگيري سلاح‌هاي هسته‌اي" است تأكيد شده است. به عقيده ايوان سافرانچوك مدير مؤسسه مستقل امنيت جهاني در مسكو؛ "در دوره پوتين روسيه تمايل داشته و تلاش كرده به سطح بالاتري از توانمندي‌هاي تكنولوژيكي نظامي دوران شوروي دست يابد. در اين دوره هم سرمايه و هم موقعيت سياسي مناسب براي تشديد اين تلاش‌ها ايجاد شده است". به همين واسطه بود كه پوتين طي مصاحبه‌اي در خصوص خطر تهديد سپر موشكي امريكا براي روسيه اظهار داشت؛ "روسيه هيچ هراسي از سيستم دفاع موشكي امريكا ندارد. موشك‌هاي بالستيك جديد تاپُل ام روسيه ويژگي‌هايي دارند كه اين امكان را به آنها مي‌دهد كه از سپر موشكي امريكا عبور كنند و اين تمام توانايي نظامي روسيه نيست". او به نسل جديدي از سيستم‌هاي تسليحاتي راهبردي روسيه اشاره كرد كه سيستم دفاع موشكي امريكا براي آن ناتوان است.

همكاري‌ها و فروش تسليحات نظامي

دولت پوتين تقويت توانمندي‌هاي نظامي را عنصري مهم براي دستيابي روسيه به موقعيت قدرت بزرگ مي‌داند و تلاش‌هاي خود براي به‌سازي و نوسازي اين بخش را آغاز كرده است. در اين حوزه فروش تسليحات نظامي بحث مهمي است كه از منظر سياست‌مدارن كرملين با جايگزين كردن استانداردهاي تسليحاتي روسي به جاي غربي در بخش‌هاي نظامي كشورهاي هدف اسباب افزايش نفوذ اين كشور را فراهم مي‌آورد. در دوره شوروي صنايع نظامي حدود يك سوم توليد ناخالص داخلي اين كشور را به خود اختصاص داده بود. با فروپاشي شوروي و كاهش شديد بودجه دفاعي برنامة توسعة تسليحاتي متوقف و بسياري از كارخانه‌هاي تسليحاتي ورشكسته شدند و نيروهاي متخصص اين صنايع نيز به ساير حوزه‌هاي صنعتي پيوستند. اما طي سال‌هاي اخير صادرات تسليحات و تجهيزات نظامي روسيه و سهم اين كشور در بازار جهاني تسليحات به ميزان قابل توجهي رشد داشته و هم‌‌اكنون روسيه با بيش از 70 كشور دنيا تجارت تسليحاتي دارد.

فروش تسليحات در سياست نظامي روسيه نه تنها به لحاظ منافع اقتصادي آن، بلكه به واسطه تقويت همكاري‌هاي راهبردي و تقويت روندهاي چندجانبه‌گرا به ويژه با هند و چين از اهميت بالايي برخوردار است. اين كار ويژه اقتصادي و سياسي در راهبرد نظامي فروردين 1379 (آوريل 2000) روسيه نيز مورد تأكيد قرار گرفته و روسيه تلاش مي‌كند با استفاده از مزيت راهبردي فروش تسليحات، قدرت چانه‌زني خود در برابر غرب و به ويژه امريكا را نيز افزايش دهد. با اين ملاحظه از زمان به قدرت رسيدن پوتين ميزان صادرات تسليحات روسيه همواره روندي صعودي داشته به نحوي كه اين رقم از 2/3 ميليارد دلار در سال 1380 (2001) به 1/5 ميليارد دلار در سال 1382 (2003)، 5/4 ميليارد دلار در سال 2004، 7/5 ميليارد دلار در سال 1384 (2005) و 6 ميليارد دلار در سال 1385 (2006) رسيده است.

 



مقايسه فروش تسليحاتي روسيه و شوروي

سال(1955) 1334، 15 كشور، 618/5 ميليارد دلار

سال(1965) 1344، 25 كشور، 838/7 ميليارد دلار

سال(1975) 1354، 31 كشور، 377/10 ميليارد دلار

سال(1985) 1364، 31 كشور، 079/14 ميليارد دلار

سال(1995) 1374، 23 كشور، 272/3 ميليارد دلار

سال(2005) 1384، 20 كشور، 771/5 ميليارد دلار

در دهه 70 (90 م) فروش تسليحات از سوي روسيه عمدتاً به تسليحات كوچك، وسائط زرهي و هواپيماهاي قديمي محدود مي‌شد، كه اين امر نگراني‌هاي غرب را برنمي‌انگيخت، اما در دوره پوتين فروش تسليحات پيشرفته از جمله هواپيماهاي جنگي پيشرفته، سلاح‌هاي هدايت شونده دقيق و سيستم‌هاي دفاع موشكي پيشرفته در دستوركار قرار گرفته كه اين امر نگراني‌هايي را برانگيخته است. دي 1385 (ژانوية 2007) روسيه به هند پيشنهاد همكاري مشترك براي ساخت يك هواپيماي پيشرفته جنگي "نسل پنجم" را داد كه قرار است تا سال 1388 (2009) به توليد برسد. اين هواپيما اف/ اي 22 رَپتُر نام دارد و داراي قابليت‌هاي قابل ملاحظه رادارگريزي، سرعت فوق‌صوت، قابليت مانور فوق‌العاده و قابليت ديد الكترونيكي بسيار بالا است. قبل از اين روسيه هواپيماهاي پيشرفته "نسل چهارم" سوخو ام كا آي - 30 را در اختيار هند قرار داده بود كه به لحاظ تكنولوژيكي هم‌رديف و حتي بالاتر از هواپيماهاي اف 15 سي و اف 16 امريكايي هستند.
دي 1386 (ژانويه 2007) مسكو اعلام كرد قرارداد فروش 29 مجموعه پدافندي پيشرفته تور ام يك با ايران را نهايي كرده است. سرگئي ايوانف نيز اعلام كرد روسيه درصدد فروش موشك‌هاي دوربرد اس - 300 به ايران است. كارشناسان معتقدند؛ توپ‌هاي تور ام يك كه همزمان مي‌توانند 48 هدف را ره‌گيري كنند به همراه موشك‌هاي اس - 300 هر حمله احتمالي هوايي به تأسيسات هسته‌اي را با مشكل مواجه مي‌كنند. مقامات اسرائيل از روسيه به خاطر استفاده حزب‌ا... در جنگ 33 روزه از موشك‌هاي ضدتانك روسي كه ارتش اين كشور را با تلفات مواجه و تحرك زرهي آن را به شدت تحت تأثير قرار داده بود، را مورد اعتراض قرار داد. فروش راكت‌هاي ضدزره هدايت شونده ليزري به نام كورنت - اي به سوريه با برد 5 كيلومتر و توان تخريب بالا نيز با انتقاد غرب مواجه شد. فروش 6 زيردريايي مدرن به ونزوئلا، فروش ناو هواپيمابر "آدميرال گارشكف" به هند، فروش دو زيردريايي نظامي به الجزاير و قرارداد 2/2 ميليارد دلاري فروش تسليحات به ليبي كه همگي در سال 86 - 1385 ( 2007 - 2006) محقق شده‌اند از ديگر فعاليت‌هاي روسيه در اين حوزه است. سرگئي چمزُف رئيس اداره صادرات تسليحاتي دولتي روسيه (روس‌بارون‌اكسپورت) اواخر آذر 1385 (دسامبر 2006) طي مصاحبه‌اي اظهار داشت؛ "اين حقيقت كه روسيه در عرصه صادرات توليدات نظامي يك قدرت مهم به شمار مي رود حاكي از آن است كه صنايع نظامي روسيه نه تنها احياء شده بلكه توان بالقوة زيادي براي توسعه دارد". در روسيه هم‌‌اكنون حدود 1550 شركت و كارخانه در زمينة تسليحات مشغول به فعاليت هستند كه از تجربيات دوره شوروي به خوبي بهره مي‌گيرند.
عوامل مختلفي در افزايش فروش تسليحاتي روسيه در دوره پوتين نقش داشته كه از آن جمله مي توان به دو دليل عمده اشاره كرد. اول اينكه آبان 1379 (نوامبر 2000) با ايجاد اداره واسطه دولتيِ روس‌بارون‌اكسپورت كه با ادغام دو اداره روس‌واروژِنايِ و پروم‌اكسپورت شكل‌ گرفت مشكل تعدّد و پراكندگي نهادها و شركت‌هاي واسطه فروش تسليحاتِ دهه 70 (90 م) مرتفع شد. هم‌‌اكنون اين اداره با نمايندگي‌هاي متعدّد خود (در سال 1382 (2003) 35 نمايندگي خارجي) مسئوليت انحصاري فروش تسليحات را به عهده دارد. دوم اينكه علي‌رغم گذشته هم‌اكنون اداره روس‌بارون‌اكسپورت كاملاً تحت نظر دولت فعاليت مي‌كند. درگذشته بر حسب تصميم برخي مقامات و يا شبه‌مقامات سلاح‌هاي مختلف به هر مشتري خارجي فروخته مي‌شد. اما هم‌‌اكنون تسليحات با نظم بهتر و تعداد و نوع مشخص در اختيار مشتريان مشخص قرار مي‌گيرد. روسيه در رويكرد جديد فروش تسليحات خود براي جلب بازارها موارد زير را مورد توجه قرار داده است.

1- متنوع كردن مشتريان و يافتن مشتريان جديد در بازارهاي جهاني تسليحات
2- توجه به بخش‌هاي جانبي فروش تسليحات از جمله قطعات يدكي و تجهيزات تعمير و نگهداري
3- اعطاي مجوز به صنايع دفاعي ساير كشورها براي توليد تجهيزات و قطعات
4- حداقل‌سازي رقابت بين شركت‌هاي روسي توليدكننده تسليحات در بازارهاي جهاني
5- ايجاد يك مكانيسم شفاف، معتبر و منسجم از تصميم‌سازي تا انجام فروش تسليحات
6- توجه به خدمات پس از فروش

جمع‌بندي

تحليل‌گران معتقدند روسيه و پوتين در تلاش براي تحقق اهداف بلندپروازانه توسعه توان نظامي خود دو نكته را بايد مطمح نظر قرار دهند. اول اينكه سياست‌سازان كرملين بايد توجه داشته باشند كه هر چند قدرت نظامي با وجود تحولات پس از جنگ سرد و طرح مؤلفه‌هاي جديد قدرت از جمله اقتصادي و تكنولوژيكي، همچنان عنصر غالب قدرت است، اما پر واضح است كه قدرت نظامي بدون پشتوانة اقتصادي و نرم‌افزاري عقيم است. به نظر مي‌رسد پوتين با توجه به تأكيد مكرر بر اين اعتقاد كه روسيه تبديل به قدرتي‌ بزرگ نخواهد شد مگر با اقتصادي قدرتمند، به اين مهم توجه دارد، اما با توجه به واقعيات تحليل‌گران هدف بلندپروازانه او در تبديل روسيه به كشوري پيشرو در توليد تسليحات نظامي را با توجه به اقتصاد، صنايع و تكنولوژي ضعيف اين كشور در آينده نزديك ممكن نمي‌دانند. از سوي ديگر به نظر مي‌رسد روسيه بايد با توجه به اينكه فرآيند توسعه آن بدون تعامل مثبت با جامعه بين‌الملل و به ويژه غرب با مشكلات و تأخير زياد همراه است، بين رفتارها و هدف‌گذاري‌هاي نظامي خود از يك سو و ايجاد تصويري بهتر از خود در عرصه بين‌الملل از سوي ديگر با مهارت و ابتكار عمل كند، تا بلندپروازي‌هاي نظامي هدف كلان توسعه روسيه را تحت‌ الشعاع خود قرار ندهد.
...............................................................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 22:19  توسط کیانوش ولی نژاد | 

آمار تسلیحات هسته ای جهان از 1945 تا 2006 / آمریکا و روسیه 97 درصد کلاهک های هسته ای جهان را در اختیار دارند

بولتن دانشمندان اتمی ضمن بررسی ذخائر هسته ای جهان از سال 1945 تا 2006 اعلام کرد که 97 درصد از کلاهک های هسته ای جهاب به آمریکا و روسیه اختصاص دارد.

بولتن دانشمندان اتمی درگزارشی تحلیلی نوشت : سطح بالای مخفیانه نگاه داشتن برنامه های هسته ای از اینکه سبب شود تا همه، تعداد واقعی سلاحهای هسته ای در جهان را بدانند ، جلوگیری به عمل می آورد. هر کشوری جزئیات سلاحهای هسته ای خود را مخفی نگاه داشته وعوام، اطلاعات کمی در مورد میزان و محتویات ذخایر هسته ای کشورهای دیگر دارند.

" رابرت نوریس" و "هانس کریستنسن" درگزارش خود می نویسند: با وجود این ابهامها، ما برآورد می کنیم که ۹ کشور آمریکا، روسیه، انگلیس، فرانسه، چین، هند، پاکستان، اسرائیل و کره شمالی، حدود 27 هزار کلاهک هسته ای سالم داشته باشند که 97 درصد آن مربوط به آمریکا و روسیه می شود. حدود 12 هزارو 500 کلاهک از نوع فعال هستند.

دربخش دیگری ازاین گزارش آمده است: براساس محاسبات، بیش از 128 هزار کلاهک هسته ای از سال 1945 ساخته شده که همه آن به جز 3 درصد توسط آمریکا(55 درصد) و اتحاد جماهیر شوروی/ روسیه ( حدود 43 درصد) ساخته شده است.

نوریس و کریستنسن به برسی ذخایر هسته ای این ۹ کشور پرداخته اند :

آمریکا : پنتاگون( وزارت دفاع آمریکا) دارای  10 هزار کلاهک هسته ای در زرادخانه های خود است که  حدود 5 هزارو 735 کلاهک از نوع فعال و یا قابل استفاده هستند. بقیه آن نیز از نوع ذخیره و یا غیرفعال هستند. از 70 هزار کلاهک هسته ای تولید شده توسط آمریکا از سال 1945 ، بیش از 60 هزار کلاهک تا اواسط سال 2006 از دور خارج شده اند. بیش از 13 هزار کلاهک هسته ای از سال 1990 از دور خارج شدند .

روسیه : مسکو اطلاعات محدودی را در مورد میزان ذخایر خود منتشر کرده و آینده هسته ای آن در ابهام زیادی قرار دارد. برآورد می شود که از سال 1945 اتحاد جماهیر شوروی سابق و روسیه فعلی حدود 55 هزار کلاهک هسته ای تولید کرده باشند و در سال 1991 حدود 30 هزار کلاهک درزرادخانه های آن وجود داشت.  

وزارت دفاع آمریکا و سیا( سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) برآورد کردند که روسیه از سال 1990 سالانه بیش از 1 هزار کلاهک هسته ای خود را برچیده است. از 16 هزار کلاهک هسته ای فعال که برآوردی از ذخایر هسته ای روسیه است،حدود 5 هزارو 830 کلاهک از نوع قابل استفاده هستند.

انگلیس : از سال 1۹53 انگلیس حدود هزارو 200 کلاهک تولید کرده است. در دهه 1970 حدود 350 کلاهک در زرادخانه های انگلیس وجود داشت و از آن پس میزان آن کاهش یافته است. ذخایر کنونی آن دارای 200 کلاهک استراتژیک و شبه استراتژیک است.

فرانسه : ذخایر کنونی فرانسه در حدود 350 کلاهک هسته ای است و این رقم پایین تر از رقم 540 کلاهک در سال 1992 است. برآورد می شود که فرانسه از سال 1964 بیش از 1 هزارو 260 کلاهک هسته ای تولید کرده باشد.در دهه گذشته فرانسه موشکهای بالستیک زمینی خود را برچید و بمب های هسته ای خود را نیز که برای حمل توسط هواپیمای جنگنده دریایی در نظر گرفته شده بود، از دور خارج کرد.

چین : برآورد می شود که چین دارای 200 کلاهک هسته ای باشد و این رقم کمتر از 435 کلاهک در سال 1993 است. چین قصد داشته که از سال 1964حدود 600 کلاهک هسته ای تولید کند و آژانسهای اطلاعاتی و دفاعی آمریکا برآورد می کنند که طی دهه آینده،چین ممکن است تعداد کلاهکهای خود را که در ابتدا علیه آمریکا نشانه گرفته از 20 به 75 تا 100 کلاهک افزایش دهد.

هند و پاکستان: هیچ کدام از این دو کشور اطلاعات رسمی را در مورد ذخایر خود منتشر نکرده اند. این دو باهم دارای 110 کلاهک هستند . کارشناسان برآورد می کنند که هند سوخت کافی را برای تولید 60 تا 105 کلاهک هسته ای تولید کرده است، اما ممکن است تنها 50 تا 60 کلاهک را ساخته باشد. این در حالی است که کارشناسان می گویند که پاکستان ماده سوختی کافی را برای 55 و 90 کلاهک داراست ، اما 40 تا 50 کلاهک را ساخته است. گمان می رود که این دو کشور ذخایر هسته ای خود را افزایش دهند.

اسرائیل : اگر چه اسرائیل داشتن سلاح هسته ای خود را نه قبول و نه رد کرده است، اما آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا در سال 1999 گزارش داد که اسرائیل 60 تا 80 کلاهک هسته ای تولید کرده است. برآورد می شود اسرائیل ماده سوختی کافی را برای 115 تا 190 کلاهک هسته ای داشته باشد و آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا پیش بینی کرد که ذخایر هسته ای این رژیم تا سال 2020 تا حد نسبتا کمی افزایش یابد.

کره شمالی :  این کشور دارای یک راکتور 5 مگاواتی  است که در سال 1986 فعالیت خود را آغاز کرد. کارشناسان برآورد می کنند که کره شمالی حدود 43 کیلوگرم پلوتونیوم مجزا را تولید کرده باشد. با توجه به تونایی فناوری کره شمالی ، پیونگ یانگ می تواند پنج یا پانزده سلاح هسته ای داشته باشد.

 اما نویسندگان در بخش پایانی گزارش خود خاطر نشان می کنند : همه پنج کشور اصلی هسته ای به پافشاری خود مبنی بر اینکه سلاحهای هسته ای برای امنیت ملی آنها الزامی است، ادامه می دهند. میزان ذخایر هسته ای اسرائیل در ابهام باقی خواهد ماند و تا حدی به توسعه برنامه هسته ای ایران بستگی دارد.

به عقیده نویسندگان، اما از سوی دیگر، متقاعد کردن کشورها برای متوقف کردن برنامه هسته ای آنها کاری بسیار دشوار است . این اقدامی است که احتمالا تا زمانی که قدرتهای هسته ای سلاحهای خود را کنار نگذارند، امکان پذیر نخواهد بود.

این در حالی است که آمریکا مخالف برنامه هسته ای صلح آمیز ایران، حتی در سطح پژوهش است و چشم خود را به روی برنامه هسته ای کشورهای دیگر و از جمله رژیم صهیونیستی بسته است. 

جمع آوری از کیانوش ولی نژاد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 19:42  توسط کیانوش ولی نژاد | 


هواپيماي جنگنده F-15 كه براي كشور عربستان ساخته شده با لقب خورشيد صلح (Peace Sun) شناخته مي شوند كه تعدادشان به ۷۲ فروند مي رسدقبل از آن نيز عربستان۶۲ فروند از هواپيماهاي F-15 مدل E و F در اختيار داشته است
 


كشور پادشاهي عربستان از دهه ۱۹۵۰ به بعد همواره در زمينه نظامي وابسته به كشور ايالات متحده آمريكا بوده است. سربازان، خلبانان و اكثر نظاميان كشور عربستان در آمريكا آموزش مي بينند يا زير نظر مربيان آمريكايي دوره هاي نظامي را در عربستان مي گذرانند و اين امر از دهه ۱۹۵۰ به بعد آنچنان دنبال مي شود كه اگر روزي آمريكا حمايتش را از عربستان قطع كند، نيروهاي نظامي عربستان شايد ديگر قادر به ادامه فعاليت نباشند. اين داستان (وابستگي عربستان به آمريكا) از دهه ۱۹۷۰ به بعد پررنگ تر شد. هنگامي كه نيروهاي هوايي سلطنتي عربستان اقدام به خريد صد فروند هواپيماي Tiger)F-5) كرد در حالي كه هم اكنون عربستان به دنبال جايگزيني براي F-5ها مي گردد. بهترين جايگزيني كه اعراب توانستند انتخاب كنند هواپيماي جنگنده F-16 بوده است كه قرار بوده ۸۰ تا ۱۰۰ فروند از آن خريداري شود. در اين راستا عربستان چندين فروند هواپيماي جنگنده F-15 نيز خريداري كرد و قراردادي مجزا به مبلغ ۶/۱ ميليارد دلار (۳ ساله) با آمريكا مبتني بر شبيه سازي هاي پروازي، سرويس هاي تكنيكي جنگنده هاي F-15 آموزش خلبانان و يك سري تجهيزات اضافي براي هواپيماهاي جنگنده بست. در ماه مارس سال ۱۹۹۹ دولت بيل كلينتون با فروش ۶۴ عدد موشك پيشرفته هوابه هواي ميان برد AIM-120B به عربستان براي تجهيز هواپيماهاي FE-15 موافقت كرد كه ارزش اين قرارداد ۲۸ ميليون دلار برآورد شد.
البته عربستان به غير از آمريكا از كشورهاي ديگر نيز خريد مي كند به عنوان مثال نيروي هوايي سلطنتي عربستان (RSAF) درخواست خريد ۱۱۰ فروند هواپيماي تورنادو نيز كرده است كه تعداد آنها را به صورت مشروح برايتان مي گوييم.
هواپيماي جنگنده F-15 كه براي كشور عربستان ساخته شده با لقب خورشيد صلح (Peace Sun) شناخته مي شوند كه تعدادشان به ۷۲ فروند مي رسد قبل از آن نيز عربستان ۶۲ فروند از هواپيماهاي F-15 مدل E و F در اختيار داشته است.  
 
 
 

اما هواپيماي ديگر عربستان، تورنادوست. اين جنگنده پيشرفته كه ۲۹۰ فروند آن در دست نيروي هوايي آلمان، ۹۰ فروند آن در اختيار نيروي هوايي ايتاليا، ۱۸۶ فروند آن نزد نيروي هوايي سلطنتي انگلستان است و ۹۶ فروند ديگر آن نيز در اختيار نيروي هوايي عربستان است. اين هواپيماي جنگنده كه قادر به انجام عمليات در روز و شب و انواع مختلف آب و هواست جزو جنگنده هاي پيشرفته حال حاضر دنيا به حساب مي آيد.
تورنادوها براساس قراردادي به نام اليمامه (۹ فوريه سال ۱۹۸۶) كه بين انگلستان و عربستان بسته شد به اعراب فروخته شد. هم اكنون در كل ۷۲ فروند آنها آماده پرواز هستند كه ۲۴ فروند آنها رهگير - شكاري و ۴۸ فروند ديگر نيز ضربتي اند. طبق قرارداد تجهيزات سخت افزاري آنها توسط انگلستان تامين خواهد شد. بعد از آن در تاريخ ۵ جولاي سال ۱۹۸۸ پادشاه بن عبدالعزيز قراردادي به نام اليمامه ۲ با انگلستان براي خريد ۴۰ تا ۵۰ فروند ديگر به امضا رساند ولي در كل ۹۰ فروند تورنادو مي توانند بر فراز آسمان عربستان پرواز كنند.
همان گونه كه گفتيم عربستان هواپيمايF-5A-21 كه با مشخصه ۱۵-FE شناخته مي شود نيز از آمريكا خريداري كرده است (كشورمان ايران نيز چندين فروند F-5 در اختيار دارد). عربستان در رده هواپيماهاي جنگنده چندين فروند MK-65 نيز دارد.
اعراب به فكر حمل و نقل نيز بوده اند و در اين زمينه داراي هواپيماهايي چون CN-235 هستند. اين هواپيماي دوموتوره (توربوپراپ) مي تواند ۶۰۰۰۰ كيلوگرم بار حمل كند و بردش حدود ۲۲۵۰ مايل دريايي است. CN-235 بيشتر براي حمل و نقل هاي نظامي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين هواپيما ساخت شركت كاسا (CASA) از كشور اندونزي است. CN-235 از پركارترين هواپيماهاي نيروي هوايي عربستان بوده است زيرا تاكنون ۵۰۰ هزار ساعت پرواز بر فراز آسمان عربستان داشته است. البته عربستان ۲۲۰ فروند CN-235 دارد كه به نسبت تعداد زيادي به نظر مي رسد.
هواپيماهاي CE-130 وCF-130 نيز جزو هواپيماهاي ترابري كشور عربستان هستند. ۹ فروند CE-13 بين سال هاي ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۸ تحويل عربستان شد و ۲۴ فروند CH-130 نيز در سال هاي ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۷ به RSAF واگذار شد. مدل هاي E و H هواپيماهاي C-130 تفاوت هاي زيادي با هم ندارند. در مدل H موتورها و ايونيك (الكترونيك هواپيما) پيشرفته تر از مدل E است. چندين سال پيش نيز عربستان قراردادي مبني بر بهينه سازي (update) هواپيماهاي C-130 با بخش خدمات خاورميانه شركت لاكهيد مارتين (Lockheed Martin) به امضا رساند.  
 
 

در زمينه پشتيباني و حمايت هوايي عربستان از دو نوع هواپيماي KC-130 AWACS (آواكس) بهره مي برد.
KC-130 يك هواپيماي چندمنظوره سوخت رسان است كه هدف اصلي آن سوخت رساني هوايي است كه در مواقع ضروري به عنوان هواپيماي باربري نيز استفاده مي شود. اين هواپيما سرعت بسيار زيادي در سوخت رساني دارد و مي تواند عمليات سوخت رساني اش را به سرعت سوخت رسان هاي زميني و حتي سريع تر انجام دهد. در هر پرواز مي تواند ۳۶۰۰ گالن سوخت با خود حمل كند. دستگاه هاي تزريق سوخت به هواپيماهاي ديگر با سرعت ۳۰۰ گالن در دقيقه مي توانند هواپيماهاي ديگر را تغذيه كنند. KC-130 مي تواند در يك زمان حداكثر به ۴ فروند هواپيما يا هلي كوپتر سوخت برساند. عربستان از اين نوع هواپيماي سوخت رسان ۶ فروند دارد.
هواپيماي شناخته شده ديگري به نام آواكس (AWACS) نيز از آمريكا گرفته است كه جزو دارايي هاي منحصربه فرد هوايي كشور عربستان به حساب مي آيد.
اين بخش از دارايي هاي هوايي كشور عربستان بدون حساب وسايلي چون هلي كوپترها و ... بود.
كشور عزيز ما ايران نيز در چندين سال گذشته جزو مقتدران اين عرصه بوده است ولي به دليل تحريم ها و مشكلات متعدد افت واضحي داشته است و هم اكنون ما بايد خودمان بدون تكيه بر ديگران اين عقب ماندگي را جبران كنيم و از طرف ديگر بدانيم كه كشور همسايه و مسلمان ما يعني عربستان سعودي داراي نيروي هوايي قدرتمندي است. با اين كه تمامي آن تقليدي است، اما احتياط واجب است

اما برنامه های پیش روی نیروی هوایی عربستان این نیرو قصد سفرش تعداد زیاد تایفون برای جایگزینی  تورنادو و تایگر های خود است همچنین بشکلی گسترده دست به بازسازی سیستم دفاع هوایی و پوشش راداری خود نموده که تقریبا کاملترین پوشش راداری را در خاور میانه دارد

جمع آوری از کیانوش ولی نژاد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 12:4  توسط کیانوش ولی نژاد | 

این روزها زمزمه های زیادی در خصوص حمله به ایران شنیده می شود. کارشناسان مسایل سیاسی, دفاعی و نظامی در گفتگوهای رسمی و غیر رسمی خود به بررسی این مسئله می پردازند, تحرکات مقامات سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل در کشورهای همسایه ایران (ترکیه, آذربایجان, گرجستان و...) زیاده شده و حتی سران کشورهای دنیا در مذاکرات و بازدیدهای معمول خود قسمتی از وقت خود را به بررسی و صحبت در خصوص فعالیت های هسته ای ایران اختصاص می دهند. این مسئله آنقدر شیوع پیدا کرده که حتی مردم ایران در کنار مطبوعات و سایر رسانه های داخلی در قبال آن واکنش نشان داده و در وبلاگها و سایت های اینترنتی خود مطالبی را در خصوص حمله احتمالی اسرائیل و آمریکا به ایران و تاسیسات هسته ای منتشر کرده اند. این مسائل در روزها و ماههای اخیر اذهان زیادی را به خود مشغول کرده, چه خبر شده؟ آیا قرار است جنگ جدیدی در منطقه خلیج فارس رخ دهد؟
هنوز هیچ کسی نمی داند که در آینده چه اتفاقی می افتد. آیا آمریکا و اسرائیل واقعا در صدد حمله به ایران و بمباران مراکز اتمی ایران می باشند؟ چنین حمله ای بطور حتم پیامدهای بدی خواهد داشت و تمامی معادلات سیاسی, نظامی وامنیتی خاورمیانه, حساس ترین منطقه جهان را بر هم می زند. تحلیلگران خارجی بر این باورند که آمریکا و اسرائیل به احتمال زیاد پیش از آنکه فرصت از دست برود تعدادی از مراکز هسته ای ایران را مورد حمله قرار می دهند! اما شک و شبهه در این خصوص زیاد است و این اخبار در حالی منتشر می شود که هنوز گفتگوهای مقامات ایرانی برای حل مسالمت آمیز پرونده فعالیت های هسته ای ایران در جریان است و نتایج گفتگوهای اخیر انجام شده در مسکو حاکی از آن است که پرونده ایران از کانال گفتگوهای دیپلماتیک خارج نمی شود و به جبهه جنگ نمی رسد. اما سوالی که وجود دارد این است که اگر هنوز امید به مذاکره از بین نرفته اسرائیل از کوبیدن بر طبل جنگ و قطعی جلوه دادن حمله غافلگیرانه به تاسیسات هسته ای ایران چه هدفی را دنبال می کند؟
در واقع می توان گفت سران اسرائیل قصد دارند با استفاده از سیاست تزریق ترس و نگرانی به افکار عمومی ایران ضعف نظامی و سیاسی خود را پنهان کنند چرا که از توان لازم برای حمله به ایران برخوردار نیستند و می دانند که در صورت بروز هرگونه حرکت نسنجیده ای در پیشدستی برای حمله نظامی به ایران خود بازنده جنگ با ایران می شوند. در واقع می توان اینطور پیش بینی نمود که اصلا حمله غافلگیرانه وجود ندارد و سران اسرائیل فقط قصد دارند از این طریق فشارهای روانی در درون ایران را افزایش داده تا بلکه به این امید بتوانند خللی در اراده دولت و ملت ایران در خصوص ادامه فعالیت های هسته ای بوجود آورند.همه می دانند که اسرائیل در آرزوی تضعیف قدرت ایران است و در این راستا سعی می کند به هر طریقی که شده (حتی جنگ) اهداف خود را عملی نماید. اما می توان گفت که آرزوی اسرائیل برای حمله به ایران و بمباران مراکز هسته ای ایران نظیر آنچه که در سال 1981 و در عراق انجام داد تنها یک آرزوی واهی و بدون پشتوانه است که اسرائیل هیچوقت نمی تواند آنرا عملی نماید. پنج دلیل وجود دارد که هر گونه حمله ای به ایران از سوی اسرائیل شکست می خورد. این دلایل عبارتند از :

1: اسرائیل نمی تواند از بمب اتم استفاده کند
هر چند که تسلیحات پیشرفته در دنیای امروز می تواند نقش یک فاکتور کلیدی را در بدست آوردن برتری های نظامی در جنگ بازی نماید اما آنچه مسلم است این است که نحوه واکنش طرف مقابل سرنوشت نهایی جنگ را مشخص می کند. برای مثال بررسی تجربه جنگ ویتنام نشان می دهد که با وجودی که ارتش ایالات متحده با یک ماشین نظامی حرفه ای و مجهز به این کشور حمله نمود نتوانست به هدف مورد نظر خود دست یابد و نهایتا مجبور به عقب نشینی از ویتنام شد. در واقع هیچ کسی فکر نمی کرد که آمریکا در نبرد با کشوری مثل ویتنام که از ارتش قدرتمندی برخوردار نبود و حتی از تجهیزات نظامی پیشرفته ای برخوردار نبود شکست برخورد اما به هر حال آمریکا با وجود تمام برتریهای نظامی که داشت شکست خورد. این مسئله در مورد اسرائیل نیز صادق است. هر چند که اسرائیل از کلاهک اتمی برخوردار است و تجهیزات نظامی پیشرفته ای را از سوی آمریکا و سایر کشورهای غربی دریافت نموده ولی داشتن بمب اتم به تنهائی نمی تواند باعث پیروزی اسرائیل در جنگ احتمالی با ایران شود. اسرائیل با دارا بودن 100 الی 200 کلاهک هسته ای تنها کشوری در منطقه خاورمیانه می باشد که از سلاح اتمی برخوردار است ولی بسیاری از کارشناسان مسایل دفاعی و نظامی بر این باورند که داشتن سلاح هسته ای به تنهایی کارت برنده اسرائیل برای پیروزی در جنگ با ایران محسوب نمی شود.آنچه مانع از حمله اتمی اسرائیل به ایران می شود این است که ایران در واکنش به حملات اسرائیلی از سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی برای حمله به مناطق حساسی از اسرائیل استفاده می نماید که بررسی عوارض حملات تلافی جویانه ایران باعث می شود که اسرائیل از حمله اتمی به ایران منصرف شود.انصراف اسرائیل از حمله اتمی به ایران به این علت است که این کشور بسیار کوچک بوده و بخش عظیمی از جمعیت آن در محدوده کوچکی در اطراف تل آویو متمرکز شده است, به همین علت این منطقه بسیار آسیب پذیر شده چرا که بیش از هفتاد درصد از کل جمعیت اسرائیل و هشتاد درصداز ساختار زیر بنایی اسرائیل در این منطقه متمرکز شده است. در اینجاست که زندگی میلیون ها یهودی ساکن در اسراییل در معرض تهدید جدی قرار می گیرد و اسراییل پیش از آن که به فکر حمله پیشگیرانه به ایران باشد، باید به فکر جان آنهایی باشد که تمام جمعیت این کشور یهودی نشین را تشکیل داده اند.به همین علت هر چند که اسرائیل از سلاح اتمی برخوردار است اما تمرکز اقتصادی و جمعیتی آن در یک نقطه چنان ضعفی را به ارتش اسرائیل تحمیل نموده است که هیچگاه نتواند در برابر ایران از سلاح هسته ای استفاده نماید چون در صورتی که ایران این مناطق را مورد حملات شیمیایی یا بیولوژیکی قرار دهد دیگر از اسرائیل چیزی باقی نمی ماند و همین مسئله سبب شده که سلاح های شیمیایی ایران بتوانند به تنهایی عامل بازدارندگی مستحکمی در برابر کلاهک های هسته ای اسرائیل ایجاد نمایند.

2: حمله هوایی به ایران در تئوری ممکن ولی در عمل غیر ممکن است
نیروی هوایی اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته ای عراق (اوسیراک) از 16 جت که ترکیبی از بمب افکن های F-15 و جنگنده های F-16 بود استفاده کرد. یکی از علل موفقیت نیروی هوایی اسرائیل در آن عملیات فاصله پروازی مناسب میان اسرائیل و عراق بود که به جنگنده های اسرائیلی این امکان را می داد که بدون نیاز به سوختگیری هوایی بتوانند در زیر خط رادار پرواز کرده و خود را به اهداف مورد نظر برسانند ولی فاصله پروازی طولانی میان تهران و تل آویو مشکلات فنی بسیاری را بر سر حمله هوایی به ایران بوجود آورده که در حالیکه خطرات زیادی را برای هواپیماهای اسرائیلی بوجود می آورد بلکه موفقیت آمیز بودن آنرا نیز در پرده ای از ابهام قرار دهد. وقتی که تمامی این موارد در کنار یکدیگر قرار می گیرند حمله به ایران بسیار مشکل و خطر ناک و به عبارتی غیر ممکن به نظر می رسد. افسران نیروی هوایی اسرائیل و تحلیلگران مسایل دفاعی دانشگاه تل آویو و سایر تحلیلگران غربی که راههای حمله هوایی به ایران را بررسی کرده اند در بررسی های خود به این نتیجه رسیده اند که هیچ تضمینی برای موفقیت حمله هوایی موفقیت آمیز به مراکز هسته ای ایران وجود ندارد. اگر اسرائیل بخواهد مجددا اقدام مشابهی نظیر عملیاتی که در اوسیراک را انجام داد در ایران نیز انجام دهد باید از ترکیبی از جنگنده های F-16I و F-16D استفاده نماید. این هواپیماها دارای برد کافی برای رسیدن به هدف های مورد نظر در ایران و بازگشت هستند، اما به خاطر سوخت گیری هوایی که در مسافت های طولانی لازم است، این هواپیماها نیز از کارآیی چندانی برخوردار نیستند چرا که ضعف نیروی هوایی اسرائیل در امکانات سوختگیری هوایی (اسرائیل از تانکرهای قدیمی – بوینگ 707 – استفاده می نماید) مانع از موفقیت آمیز بودن حملات هوایی به ایران می گردد.

F-16I


3: توان موشکی ایران قویتر از توان موشکی اسرائیل است
اگر اسرائیل بخواهد با موشک به مراکز هسته ای ایران حمله نماید همانطور که قبلا گفته شد بعید به نظر می رسد که از موشک های با کلاهک های هسته ای استفاده نماید بنابراین یکی از موشکهای که اسرائیل در صورت یک حمله موشکی احتمالی از آن استفاده می نماید موشک جریکو-2 است.این موشک قابلیت رسیدن به ایران را دارد ولی با در نظر گرفتن احتمال خطای موشکها بر فراز چنین مسافت طولانی این موشک ها کاربرد کمی بر ضد تاسیسات هسته ای ایران خواهند داشت, مگر اینکه مقدار کافی از مواد منفجره را پخش نمایند که از آنجایی که در ساخت مراکز هسته ای ایران از مصالح ساختمانی مخصوص و منحصر به فردی استفاده شده و از آنجایی که بیشتر این مراکز در عمق زمین ساخته شده اند این موشک ها قابلیت چندانی برای نابودی مراکز هسته ای ایران ندارند. از سوی دیگر ایران در سالهای اخیر موفق به طراحی و تولید نسل جدیدی از موشک های بالستیک شده و در زمینه طراحی و ساخت موشک از اسرائیل سبقت گرفته است. در حال حاضر موشک های شهاب -3 ایران می توانند اهداف دور دستی در خاک اسرائیل را مورد حملات دقیق قرار دهند. موشک های شهاب - 3 ایران با موفقیت آزمایش شده و کاملا قابل اطمینان هستند. از سوی دیگر ایران انواع گوناگونی از موشک های پیشرفته و طولانی پرواز دیگری مثل موشک های کروز را نیز در اختیار دارد که ایران را در برتری موشکی منحصر به فردی نسبت به اسرائیل قرار داده است. این موشک ها هر چند از موشک های شهاب کندتر هستند اما مسیر پرواز آنها قابل پیش بینی نیست.ارتش اسرائیل در سالهای اخیر سعی کرده است با خرید یا طراحی موشک های ضد موشک بتواند یک سیستم موشکی برای مقابله با موشک شهاب -3 تولید نماید ولی طبق اظهاراتی که از سوی مقامات ارشد وزارت دفاع این کشور بیان شده اسرائیل هنوز موفق نشده است که ضعف های موشکی خود را در مقابله با ایران جبران نماید و در صورت بروز یک جنگ احتمالی از این ناحیه متحمل خسارات های فراوانی خواهد گردید.

4: اسرائیل توانایی غافلگیری نظامی ایران را ندارد
پدافند عراق در ساعت 35/5 دقیقه بعد از ظهر یکی از روزهای گرم ژوئن در سال 1981 توسط شانزده جت نیروی هوایی اسرائیل که در زیر خط رادار و در موازت صحرا پرواز می کردند غافلگیر شد. هواپیماهای اسرائیلی در یک سکوت رادیویی و زیر خط رادار طبق یک برنامه ریزی کاملا حساب شده به اهداف خود در جنوب بغداد رسیدند و در کمتر از 90 ثانیه تمامی تاسیسات هسته ای عراق را نابود کردند. آنها قبل از آنکه پدافند هوایی عراق بتواند واکنش موثری از خود نشان دهد اهداف خود را نابود کرده و بدون اینکه حتی کوچکترین صدمه ای ببینند به سوی تل آویو باز گشتند. یکی از دلایل موفقیت آمیز بودن آن حمله مخفیانه بودن آن بود. وزارت دفاع اسرائیل خبر برنامه ریزی چنین حمله ای را حتی از سران کاخ سفید پنهان نگه داشته بودند و بدون اینکه از آنها اجازه بگیرند تصمیم به حمله به تاسیسات هسته ای عراق گرفتند. اما مشکل فعلی اسرائیل این است که آنها دیگر نمی توانند یک حمله غافلگیرانه نظیر آنچه که در اوسیراک انجام دادند را در ایران عملی کنند زیرا در حال حاضر نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس حریم هوایی عراق و منطقه خلیج فارس را کنترل می کنند و اگر هواپیماهای اسراییلی بخواهند اقدامی علیه ایران انجام دهند باید از آمریکایی های اجازه بگیرند که آمریکا به راحتی با آن موافقت نمی کند زیرا در حال حاضر آمریکا در عراق به گل نشسته است و همراهی با اسرائیل در یک جنگ جدید دیگر کابوسی برای ارتش آمریکا ایجاد می کند که اقتدار آمریکا در جهان را زیر سوال می برد, از طرفی اسرائیل به سختی می تواند بر فراز کشورهای عربی پرواز کند زیرا آنها دارای روابط سیاسی و اقتصادی گسترده ای با ایران می باشند و بعلت عقاید دینی و مذهبی نزدیکی که با ایرانیان دارند اجازه پرواز به هواپیماهای اسرائیلی برای حمله به ایران را نمی دهند. در تئوری اسرائیل می تواند از پایگاه هایی در ترکیه به سوی اهداف مورد نظر در ایران پرواز کند. اما اجازه گرفتن از این کشور بسیار غیرمحتمل است. زیرا ترکیه در عین حال که در مورد برنامه تسلیحات هسته ای ایران نگران است ولی مخالف عمل بازدارنده علیه برنامه هسته ای ایران می باشد و از سوی دیگر اردوغان مجبور است پیش از هر نوع تصمیمی بازتاب های آنرا بر امنیت ترکیه و تمامی منطقه خاورمیانه بررسی نماید.به هر حال اگر اسرائیل نهایتا موفق به کسب رضایت ترکیه برای استفاده از حریم هوایی این کشور برای حمله به ایران گردد باز نمی تواند یک حمله هوایی غافلگیرانه را اجرا نماید زیرا از طرفی سیاستمداران و فرماندهان عالی رتبه نظامی ایران از حمله اسراییل به تاسیسات هسته ای عراق درس گرفتند و تمامی مراکز و تاسیسات هسته ای خود را در سراسر ایران و در اعماق زمین پخش کرده اند که حتی موفقیت به حمله به آن مراکز نمی تواند خسارات جدی بر آنها وارد آورد، و از سوی دیگر در صورت مخابره حمله هوایی به یکی از تاسیسات هسته ای ایران تمام پدافند هوایی ایران به حالت آماده باش در می آید و نیروی هوایی ایران با کمک پدافند هوایی ایران که در مناطق مذکور به شدت مجهز بوده و از آموزش های خاصی برخوردار شده است ابتکار عمل را از دست نیروی هوایی اسرائیل خارج کرده و ضربات سختی را بر هواپیماهای متهاجم وارد می آورد. در حقیقت باید گفت که هواپیماهایی اسرائیلی که بتوانند وارد آسمان ایران شوند دیگر نمی توانند از حریم هوایی ایران خارج گردند و توسط پدافند هوایی ایران شکار می شوند. بنابراین اگر اسراییل بخواهد به تاسیسات هسته ای ایران حمله کند باید چندین بار اقدام به یک حمله هوایی گسترده نماید که موفقیت آمیز بودن چنین حملاتی بعید به نظر می رسد چون ایران از توان دفاعی بالا و یک پدافند هوایی مجهز و آموزش دیده برخوردار است. بنابراین برای منهدم کردن موفقیت آمیز تاسیسات هسته ای ایران، اسرائیل باید اطلاعات کاملی در مورد مکان دقیق تاسیسات هسته ای ایران داشته باشد. برای اینکار نه تنها عکس برداری هوایی از مناطقی که تاسیسات هسته ای ایران مثل بوشهر و نطنز قرار گرفته است، لازم است بلکه باید سایر تاسیسات ایران شامل کارگاه های تولید سانتریفوژ و غیره نیز نابود گردند که این مسأله با توجه به قابلیت های بسیار بالای نیروی هوایی و توانایی پدافند هوایی ایران غیرممکن می نماید.ضمن اینکه باید به این نکته توجه داشت که اسرائیل از چنین امکاناتی برخوردار نیست و این می تواند موانع جدی برای بمب افکن های اسرائیل که بر فراز مسافت طولانی پرواز می کنند به وجود آورد. با توجه به موارد فوق به نظر می رسد که احتمال حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران علاوه بر آنکه با ریسک بالای توام خواهد بود، برای این کشور مخاطراتی نیز به همراه خواهد داشت.

5: اسرائیل توان مالی لازم برای حمله به ایران را ندارد
هر چند که سران اسرائیل در اظهارات خود بارها تهران را تهدید به حمله نظامی کرده اند ولی هنگامی که صحبت از حمله به ایران جدی می شود آنها ترجیح می دهند که آمریکا و سایر متحدانش سکاندار حمله به ایران گردند. در حال حاضر فضای سیاسی اسرائیل به علت پیروزی حماس در انتخابات فلسطین و مرگ مغزی آریل شارون چنان شرایط را سخت و دشوار کرده است که هر چند سران سیاسی و نظامی اسرائیل در اظهارات خود تهدید به حمله نظامی به ایران می کنند ولی در عمل نه توان نظامی برای عملی کردن تهدیدات خود را دارند و نه از توان مالی لازم برای حمله به ایران برخوردارند.بنابراین آنها تلاش می کنند که از آمریکا و متحدانش برای حمله به ایران کمک بگیرند که در این مورد نیز نتوانسته اند موفقیتی بدست آورند زیرا اقتصاد آمریکا در حال حاضر در شرایط بسیار نابسامانی به سر می برد و هر گونه حمله نظامی به ایران باعث بالا رفتن قیمت نفت می گردد که آمریکا را از حمله به ایران پشیمان می کند, چرا که این کشور در حال حاضر هزینه های گزافی بالغ بر 300 میلیارد دلار در جنگ عراق هزینه کرده است و نه از توان مالی برای حمله به ایران و نه از حمایت مردمی لازم برخوردار است. تمامی این دلایل می تواند دولت بوش را از ورود به یک ماجراجویی نظامی علیه ایران منصرف کرده که این موضوع نهایتا شکست دیگری برای تل آویو برای ایجاد یک جبهه جهانی برای تحت فشار قرار دادن ایران محسوب می شود.تنها امیدی که در حال حاضر برای اسرائیل باقی مانده مشخص شدن نتیجه مذاکرات تهران – مسکو و تلاش برای تحریم اقتصادی ایران می باشد که بعلت حجم گسترده معاملات ایران با اکثر کشورهای جهان مخصوصا چین و روسیه بعید به نظر می رسد که اسرائیل بتواند در این عرصه نیز فشار چندانی را بر ایران تحمیل نماید.هنگامی که 5 دلیل فوق را در کنار همدیگر قرار می دهیم می توان نتیجه گرفت که احتمال حمله نظامی از سوی اسرائیل و آمریکا به مراکز هسته ای ایران روز به روز کم رنگ تر می شود چرا که اسرائیل می داند فناوری های دفاعی ایران در حال گسترش است و موشک های شهاب 3 و 4 قادر به حمل کلاهک های هسته ای می باشند و حتی می توانند پایتخت های اروپایی را هم هدف قرار دهند.پیچیدگی تاکتیکی و نظامی ارتش و سپاه ایران و حمایت گسترده مردمی در هنگام بروز تهدیدات خارجی سبب شده که ایران از قابلیت دفاع ملی گسترده ای برخوردار باشد و عملا تبدیل به یکی از ارتش های قدرتمند منطقه خاورمیانه گردد.در حال حاضر بزرگترین نگرانی اسراییل از آن است که اگر ایران همچنان به توسعه و پیشرفت در عرصه های اقتصادی، علمی و نظامی ادامه بدهد در آینده ای نه چندان دور به قدرتمندترین کشور خاورمیانه تبدیل شده و منافع غرب در این منطقه حساس و نفت خیز جهان را با خطر مواجه سازد.نکته ای که نباید فراموش کرد این است که از سال 1960 اسرائیل تنها رژیمی در میان کشورهای منطقه بوده است که از فناوری هسته ای برخوردار بوده و بنابراین تلاش این کشور برای انحصاری نگه داشتن این فناوری برای خود و جلوگیری از دستیابی سایر کشورهای منطقه به آن از ستون های ثابت سیاست دفاعی اسرائیل می باشد.لذا غرب و مخصوصا اسرائیل برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به کشوری قدرتمند سعی می کنند با بزرگ نمایی و نظامی جلوه دادن فعالیت های صلح آمیز هسته ای این کشور موانعی بر سر راه پیشرفت های علمی این کشور ایجاد کنند تا از این طریق بتوانند همچنان سلطه خود را در منطقه خاورمیانه حفظ کنند.

جمع آوری از کیانوش ولی نژاد

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 1:41  توسط کیانوش ولی نژاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
آرشیو موضوعی
مقالات علمی , پزشکی , پژوهشی
مقالات ورزشی
مقالات فرهنگی و اجتماعی
مقالات اقتصادی
گالری عکس
مقالات مختلف
مقالات تاریخی
بیوگرافی افراد مشهور دنیا
بخش ترکی (( TURK YAZILARY ))
طنز
تسلیحات نظامی
مشخصات معماری ابنیه های دنیا
خبرهای داغ
مشخصات اسلحه های انفرادی
آموزش کامپیوتر
تحلیلات نظامی
بخش ادبی
شناخت انواع مواد مخدر
آموزشی
مجموعه قوانین و آیین نامه های کشوری
سیاسی و جناحی ...!
پیوندها
سایت شخصی دکتر اکبر اعلمی
گذری بر ترکان ایران
سوته دلان
یادگاری تاریک
ِهشت
سایتی مفید
سایت خبرنگار شجاعی
سایتی جالب و دیدنی
عروسی در جاهای مختلف دنیا
متن کامل انجیل به زبان فارسی
قیمت وبلاگ شمادر بازار جهانی
مشخصات رده بندی سایت شما در اینترت
محاسبه قد و وزن ایده آل
رها
خبرگزاری پژواک ایران
سکوت من
روزنامه نگار زرد
كاغذ پاره هاي يك خبرنگار
انجمن روزنامه نگاران ایران
روزنامه نگار نو
خبرنگار آزاد
برگزيده هاي يك روزنامه‌نگار
نوشته هاي يك خبرنگار آزاد
جمعیت مبارزه با اعتیاد خراسان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


آمار وبلاگ

افراد آنلاين:
PageRank