تبليغاتX
دانستنیها
مختلف از همه جا

 

                                      

 خبرگزاری سینا, دریک هوای سرد پاییزی،" مسعود ده نمکی " میهمان "سینا " می شود. شاید بسیاری از خبرنگاران جوان این خبرگزاری برای نخستین بار بود که او را می دیدند و هرکدام درباره اش نوع متفاوتی نظر داشتند.

سمیه نصرتی ، امیر رضا پرحلم
ده نمکی با حضور در خبرگزاری سینا درباره فقر و فحشا صحبت می کند.او همچنین از ناسزاهایی که از خودی و غیرخودی شنیده سخن می گوید و درعین حال بی توجهی بعضی از مسئولان کشور نسبت به بحرانهای جامعه را مورد انتقاد شدید قرار می دهد .
عضو اسبق انصار حزب الله می گوید مکانیزم فحشا در جامعه ایران مدرنیزه شده است و امروزه موبایل در حکم خانه تیمی های فحشا عمل می کند.

وی با اصطلاح قاچاق دختران در ایران مخالف است چون گرایش به این پدیده را در ایران بر خلاف سایر نقاط دنیا آگاهانه می داند.

گاهی آرام و گاهی پر التهاب است.در ابتدا ، توقیف شلمچه را جزو نعمتهای مبارزات خود می داند و می گوید:" کار من در شلمچه و فیلم فقر و فحشا در جامعه عکس العمل داشته و این یعنی اینکه من به هدف زده ام"

گفتگوی سینا با مسعود ده نمکی در پی می آید:

س - ظاهرا دغدغه اصلی شما مساله فساد و فحشا در جامعه است اما به نظر می رسد مسئولان در این خصوص کمتر سخن به میان می آورند. نظر شما چیست ؟
ج - یکی از دلایل آن این است که فحشا کمتر جدی گرفته می شود و فکر نمی کنند که فحشا به عنوان اپیدمی در جامعه ما در حال شیوع است و آن را به عنوان یک معضل مهم قلمداد نمی کنند.هنوز عده ای فکر می کنند مشکل در حد بدحجابی، روابط دختر و پسر ،حرف زدن و رفتن به پارک است.اما به نظر می رسد روزی مسئولان مجبور شوند در این زمینه فکری اساسی کنند.

س - شما در فیلم فقر و فحشا به پدیده زنان خیابانی اشاره کردید اما هیچ گونه راه حلی برای این معضل ارایه نکردید و در خصوص علل و ریشه به وجود آمدن این پدیده اشاره ای نداشته اید نظرتان در این باره چیست؟

بحث من در فیلم تنها زنان خیابانی نبوده است . من اسم زنان خیابانی را در مقوله فحشا نمی پسندم چون مکانیزم فحشا درجامعه ما مدرنیته شده است اگر درجامعه ما قبلا بدین صورت بود که خانه های تیمی وجود داشت وخانم رئیس ها گرداننده آنها بودند و تلفن رد و بدل می کردند و عوامل را مکان و سرویس می دانند، امروز می گویند ایران سرای من است ، یعنی موبایل به عنوان یک خانه تیمی عمل می کند، افراد با یک گوشی تلفن حتی با یک ظاهر محفوظ می توانند این کار را انجام دهند بدون اینکه در تیررس نگاه انتظامی و قضایی باشند و همانطور در زمینه قاچاق دختران آنگونه که بحث آن مطرح می شود قبول ندارم.

س- اطلاعات و آمار می گویند سومین قاچاق پردرآمد دنیا قاچاق دختران است چطور آن را قبول ندارید؟

ج- قاچاق دختران را در ایران قبول ندارم . درایران چیزی به نام قاچاق دختران به طوریکه در دنیا مرسوم است وجود ندارد، بلکه این امر در ایران به صورتی داوطلبانه و آگاهانه است که سمبل های شناخته شده ای دارند.در کشورهای مختلف دبی و ترکیه دختران و زنان را در صندوق عقب ماشین پنهان می کنند و آنها را ترانزیت می کنند.در ایران درصد بسیار کمی از قاچاق را این موارد تشکیل می دهد.حضور دختران در غرب آگاهانه است بازار سوریه، در خصوص قاچاق دختران وضع مشخصی دارد . در این کشورها خیابان های مخصوص این کار مشخص است از طرف دیگر زنجیره فقر به صورتی است که اگر ایرانی برای تن فروشی نزد مردان عرب می رود، زن آذربایجانی و نخجوانی نیز پیش مردان ایرانی می اید، یعنی فقر نسبی است .

مساله دیگر این است. که اگر اسم امسال به تعبیر رهبر انقلاب پاسخگویی است یعنی باید پرسش مطرح باشد و پرسشی مطرح باشد که که بدان پاسخ داده شود برخلاف ادعای سخنگوی دولت (رمضان زاده) مبنی براینکه این فیلم را که میسازید چرا راهکار ارایه نمی دهید؟

من پاسخ می دهم این یک توقع بی جاست که شما از کسی سوال می پرسد بخواهید جوابش را هم بداند. من تنها طرح مساله کردم نباید توقع داشت هر کس که سوالی پرسیده جواب آن را هم بداند این اشتباه است این را تعالیم دینی ماهم می گوید که از استاد خود برای امتحان کردن چیزی نپرسید با برای ضایع کردن ، چیزی از کسی نپرسید این کار غیر اخلاقی است . فحشا راه حل دارد و مسوولان اگر اراده کنند می توانند در این مسیر گام بردارند به همین دلیل طرح سوال کردم و در فیلم مقوله دوزخ پایتخت به ریشه بسیاری از مسایل فحشا می پردازد یعنی ما بین سنت ومدرنیته بالانس می زنیم

از طرفی به جمهوری و از سوی دیگر به اسلامی بودن معتقدید و چون نمی توانند جمهوری اسلامی را به طور کامل تعریف کنید کسانی که مدعی جمهوریت هستند، می گویند اسلامیت منافی ان است و کسانی که مدعی اسلام هستند تصور بر آن دارند که جمهوری منافی ان است در صورتیکه این اسلام ظرفیت لازم را برای یک جامعه مردم سالار فراهم کرده است. باید دانست که نباید به آسیب های اجتماعی از دید جناحی وحزبی نگریست . در فیلم از هیچ جریانی اسم برده نشده است چون ما چپ و راست را در چارچوب نظام ارزیابی می کنیم .جناح چپ و راست همیشه در کنار هم قرار گرفته اند.

س- منظور شما از نظام چیست؟

ج- عملکرد یک شخص خاص را نباید به پای نظام گذاشت. من جبهه رفته حزب الهی وقتی فیلم درست کردم،دغدغه نظام را داشتم اما این فیلم توسط دولت توقیف می شود و من حتی سلیقه این دولت را هم نمی دانم .ممکن است دستگاهی با من یک برخورد کند دستگاه دیگر نوعی دیگر . نائب رئیس شورای شهر تهران که مداح و یک شخص فرهنگی است مرا به سیاه نمایی و عقده ثروت و قدرت و شهرت متهم می کند.درحالیکه دعوای گروه های سیاسی را نباید به حساب نظام نوشت.من در جوابیه نائب رئیس شورای شهر نوشتم که من شما را به حساب نظام نمی گذارم ،شما سلیقه تان این است. می توانید آن را مطلوب بدانید یا ندانید همانطورکه شریعتمداری نشریه ای دارد و موافق و مخالف دارد .

من زمانیکه فیلم را می ساختم روزنامه شرق تحلیلی تحت این مضمون نوشت که یک مرد معتاد را در مقابل دوربین آورده واز او فیلم ساخته بودند.در جواب این روزنامه می گویم کدام شاعر ونویسنده شما هست که معتادنباشد شما وقتی نام از شاملو می برید اعتیاد آن راهم ذکر می کنید و یا مسعود بهنود که از او بسته مواد مخدر می گیرند را به عنوان معتاد نام می برید؟به قول آقای زم کدام هنرمند را پیدا می کنیدکه سیگار نکشد؟

س - همه چیز را نباید مطلق بیان کنید؟شما نباید از تمام هنرمندان به عنوان معتاد یاد کنید.

ج - شاید کسانی باشند که به صورت آماتور معتاد باشند وگرنه کسی پیدا نمی شود درسطح حرفه ای هنرمند باشد و معتاد نباشد!در عرصه سینما و ادبیات هنرمندی را پیدا کنید که معتاد نباشد ؟این گونه آسیب های اجتماعی فراوان است در بسیاری از روزنامه های هر روز شاهدیم که فلان هنرمند را با فلانی می گیرند.

س -آیا مسئولان نیز در اشاعه فحشا مقصر بوده اند؟

ج:آیا در نظام سیاسی ممکن است تخلف صورت گیرد ؟ من می گویم بله، نظام یعنی قدرت . ما اگر به جای هاشمی و خاتمی بودیم آیا می توانستیم در برابر اقتضائات، قدرت را حفظ کنم؟ آیا من هم تن به رانت خواری و پارتی بازی می دهم؟ ما باید این میدان نقد را باز بگذاریم .یعنی همان امر به معروف ونهی از منکر. در نظام سیاسی اسلام اگر با کسی بیعت کردید وبه او رای دادید باید اورا نگهبانی و پاسداری کنید . ابوذر وار باید حرکت کرد و اگر کسی کاخ ساخت باید در مقابل او ایستاد . جای مکانیزم اسلامی درجامعه خالیست .اگر دولت ملت ومجلس مطابق میلمان نبود، باید سکوت کنیم.در دولت هاشمی که دولت کریمه نام گرفت شهید آوینی قدرت نقد نداشت، اما او توسعه و مبانی غرب می نویسد، و وقتی شهید می شود سید شهیدان اهل قلم نام می گیرد.

قانون اساسی و دین اسلام ظرفیت ها و قابلیت های لازم را برای نقد دارند، مسئولان هم ظرفیت های آسیب پذیری را دارند هیچ کس مصون از نقد نیست.

ماکیاولی درکتاب شهریار خود می گوید شما باید یا در اردوگاه شیران یا روباهان قرار داشته باشید تا اگر روباهان تو را تهدید کردند شیران از تو حمایت کنند اگر قدرت شیران تو را تهدید کرد ،مکر روباهان تو را نجات دهد.

س-برخی از کارشناسان مسایل اجتماعی، گفتگو را در حل مسایل اجتماعی موثر می دانند ،شما کدام گفتمان را در حل مشکلی چون فحشا موثر می دانید؟

ج- من گفتگو را تزریق اطلاعات صحیح می نامم .یعنی مشاور ه گرفتن صحیح. زمانی که مسئولان ما خیلی از آمارها و اطلاعات را در بولتن روزانه می بینند و در می یابند که چقدر دختر و پسر فراری داریم و چه میزانی زن خیابانی داریم و چه تعداد فرزند نامشروع داریم ،یک ماژیک زرد روی آن می کشند و روی آن می نویسند اقدام لازم صورت گیرد. یک زمان نهیب و هشدار در زمینه ای داده می شود، یعنی به یک نظر کارشناسی به مسئولان گفته می شود این آسیب به صورت تهدید درآمده است

ما باید به سمتی حرکت کنیم که به مسئولان نهیب زده شود. من در این فیلم، بحران عدالت و بحران اخلاق را به عنوان یک نهیب در نظر گرفتم تا به یک ارتباط مستقیم تبدیل شود. من تلاش کردم مسئولان رابه میز گفتگو در زمینه فحشا بکشانم .شاید انها فرصت گفتگو نداشته باشند، مثلا یکی از مسئولان می گفت آنقدر کار می کنم که فرصت مطالعه ندرام. این حرف بدی است، خیلی از مسئولان فرصت رسیدگی به امورات خانوادگی خود را ندارند، به عنوان نمونه محسن رضایی اعتراف می کند:" فرزندم از من انتقام گرفت ."

حضرت علی (ع) از خواب خود تنها برای کار می زند و از عبادت وخانواده نمی گذشت مسئولان الگوهای غلط مدیریت درجامعه را اجرا می کنند ، در حالی که مسوولان باید بدنبال احیای سینمای عدالت محور باشند. هنر عدالت محور می تواند تاثیرگذار باشد

من هزاران ایمیل و نامه دریافت کرده ام ، سلایق سیاسی بعضی ها هم با من یکی نیست اما اشک به پای این فیلم ریخته اند . این انسانها حس غیرت شان برانگیخته شده ، وقتی این فیلم ، این قدر تأثیر گذار بوده، باید برای مطالبه این عدالت افراد دست به کار شوند . سینمای ما نباید تنها به عشق های مثلثی و روابط دختر و پسر بپردازد. باید سینما به سمت مطالبات واقعی جامعه سوق پیدا کند.

س - برخورد انتظامی با پدیده فحشا را چگونه ارزیابی می کنید؟

بعضی وقتها مسئولان می گویند فلان امر عزم ملی می طلبد. من می گویم وقتی گفته می شود چیزی عزم ملی می خواهد ، نمی خواهند با آن کاری داشته باشند . یا وقتی می گویند چیزی را می خواهند ریشه ای رسیدگی کنند، یعنی اینکه نمی خواهند کاری برای آن انجام دهند . در تعالیم دینی ما آمده که باید مبارزه با علت و معلول توامان باشد ، یعنی شما نمی توانید بگویید اینها معلولند و پدیده را به حال خود رها کنید. در بیماری هم بدین صورت است. شما هم باید تب را پایین بیاورید و هم به درمان ریشه های عفونت بپردازید تا عفونت هم از بین برود.

فحشا از مرحله پیشگیری گذشته است. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که مبتلا به معضل فحشا است برای این مشکل باید چه کرد؟ هم باید با علت و هم با معلول برخورد کرد . شما به راحتی در یک خیابان می بینید که خانمی می ایستد 20 بار ماشین برایش بوق می زنند و به راحتی یک مسافر را می برند و هزار بلا به سرش می آورند. شما هر روز این تجاوزات را در روزنامه ها می خوانید، شما می توانید بگویید این افراد را رها کنید و به سراغ علت پدیده بروید. من تأکید بر مبارزه علت و معلول به صورت توامان دارم.

س :شما گفتید که وقتی مسئولان می گویند یک مسأله ریشه یابی شود، باید از آن قطع امید کرد. شاید این امر به خاطر این است که این موضوع به صورت ناقص مطرح و عمل شده است . ریشه یابی باید در تمام مسایل صورت گیرد تا برای آن راه حل پیدا شود، عزم ملی هم برای مسایل ملی یک واقعیت است شما از این دید نگاه کنید که چون آن عزم ملی به مرحله عمل در نمی آید آن معادله حل نمی شود. کسانی که این فیلم را نگاه کرده اند آیا به مساله زنان خیابانی همان نگاه گذشته را خواهند داشت یا با یک نگاه غضب آلود به این مساله می نگرند؟ این مساله خودش می تواند تبدیل به عزم ملی شود. آیا به این صورت عزم ملی به وجود نمی آید؟

ج- جامعه ای که در آن زندگی می کنیم باید امنیت رفتاری در آن فراهم باشد . باید امنیت وجود داشته باشد که یک دختر از خانه تا مدرسه را سالم برود و برگردد یا دخترخانمی که می خواهد سرکار برود از وی خواسته غیر اخلاقی نخواهند، نگویند منشی سه کاره می خواهیم . در کنار اینها باید امنیت اجتماعی در کار باشد .

س - به نظر شما چرا این مساله در جامعه ما وجود دارد؟ همه این افرادی که بدین صورت آرایش می کنند. عقده ای هستند.؟ شما این مساله را به عنوان آسیب اجتماعی می پذیرید یا نمی پذیرید؟هم شما ده نمکی و هم من در این جامعه زندگی می کنم و این آرایش را می بینم آیا تمام این افراد که به آرایش کردن علاقه دارند عقده ای هستند؟

ج - ما از آن طرف پشت بام افتادیم. یک زمانی قرار بود پسرها آستین کوتاه هم نپوشند یک زمانی هم همه چیز را به حال خود رها کرده ودر خیابان هم به همدیگر رحم نمی کنند. ما دچار افراد و تفریط در جامعه هستیم . ما باید در چارچوب قانونی و شرع عمل کنیم . تا امنیت اخلاقی در جامعه برقرار شود . در کنار این مسئله باید ریشه ها و زمینه ها خیزش جرم را از بین برد. شهرام جزایری را باید گرفت اما باید راههای به وجود آورنده شهرام ها را هم بست . مردم چرا به سراغ فیلم فقر و فحشا رفته اند، چون احساس همگرایی و همزادپنداری می کنند و دردی را که ملموس طرح شده می بیند. چرا نباید این فیلم را احساسی ساخت برای اینکه نباید نمک روی زخم مردم پاشید ؟ چرا مسوولان نمی پذیرند؟

چون بدین شکل برای مسوولان شناخته شده نیست یعنی کسی که در خانه زعفرانیه می نشیند باور نمی کند کسی به خاطر خرج دانشگاه تن به فحشا بدهد. من آنقدر برای ساخت این فیلم ناسزا شنیدم که برای 15 سال کار سیاسی ام نشنیده بودم .این فحشها حتی از سوی هم نوعان خودم بود . من برای ساخت این فیلم هزینه معنوی سنگینی پرداختم بطوریکه مسوولی می گفت تمام سوابق خودت را خراب کردی.

عملکرد صدا و سیما در ارایه الگوهای مناسب زندگی در چند ساله اخیر چگونه بوده است؟ زندگی اشرافی که به تصویر کشیده را چگونه می بیند؟ در فیلم از تلویزیون اسم برده شده است، دختری می گوید تلویزیون را روشن می کنم نگاهم به موبایل و ماشین دختر جوانی می افتد آدم می خواهد به خونه و مبل و مان آنچنانی برسد. من یادم می آید که سوم اسفند 70 یک راهپیمایی به سمت صدا و سیما راه انداختیم تعدادی از افراد شرکت کننده را دستگیر و صدای انها را ضبط کردند و در سلام صبح به خیر پخش کردند که در نهایت این راهپیمایی لغو شد. مسوولان امنیتی به این نتیجه رسیده بودند که نباید به سمت صدا و سیما راهپیمایی شود . سال 70 اقا در مورد الگوی مصرف به مسوولان تذکر داد چون من به موقع گوشزد کردم فحش شنیدم . گفتند اینها نمی فهمند نباید برعلیه کسی که اقا منصوبش کرده تجمع و تظاهرات کرد در صورتی که این فکر درست بوده که مقام رهبری بارها این تذکر را تکرار کرده بود. ولی ما امروز می خواهیم ماشین قسطی را به هر قیمتی تهیه کنیم چون دعوت به این مسابقه شده ایم.

س : یکی از نمایندگان مجلس گفته اگر ده زن خیابانی اعدام شود ،فحشا از میان می رود نظر شما در این باره چیست؟

ج : به نظر من شاید اگر ده آقازاده اعدام شود، فحشا از بین برود ،اما با اعدام ده زن خیابانی نه تنها فحشا از بین نمی رود ،بلکه در سطح شهر بیشتر نیز می شود.

س : شما اشاره داشتید که شهروندان رفتار مسوولان را تقلید می کنند آیا نبود امنیت اخلاقی درجامعه ناشی از عملکرد مسوولان است ؟

بله به مسوولان بر می گردد. حافظ امنیت اخلاق جامعه، مدیریت یک جامعه است. مسئولان ما از ترس برخورد سیاسی خیلی از قوانین را تعطیل کرده اند. ما در خصوص بسیاری از ناهنجاری ها در جامعه تذکر قانونی داده ایم اما کسی ان را اجرا نمی کند، نگاه ما به قانون اجرایی است اما مصلحت اندیشی های سیاسی بر منافع ملی جامعه ما ترجیح داده شده است. فرزند یک مسوول به ندرت گیر می افتد چون مشکل اینجاست که با قانون برخورد تبعیض امیز می شود. شما در شمال شهر می بییند که دم هر خانه یک پاسبان برای امنیت شهروندان ایستاده است اما در جنوب شهر یک عربده کش شیشه ده مغازه را می شکند و مدتها طول می کشد تا پلیس پیدایش شود و با آن برخورد کند. بنا بر این در جامعه ما بایدبرای حفظ منافع عمومی قانون را بدون سلیقه و بدون تبعیض اجرا کرد. حضرت علی (ع) برای یک نظام اسلامی 3 وظیفه تعریف می کند: حفظ امنیت ، امرار بلاد (سازندگی) ، و اصلاح نفوس (تربیت)

متاسفانه جناح های ماهر یک برخی از ابعاد اینها را می گیرند. یکی می گوید باید مساجد را چراغانی کرد و چادر را اجباری کرد ودیگری می گوید باید به مردم آزادی داد. در یک دوره خاص فقط سازندگی مطرح است و در دورانی دیگر توسعه سیاسی بدین معنی که چند روزنامه را باز کنیم و از اخلاق عمومی غافل شویم . 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 8:43  توسط کیانوش ولی نژاد | 
 این طرح را که خودم کار کردم تقدیم می کنم به دانشجویان رشته زمین شناسی دانشگاه سراسری تبریز و همه بچه های دو هفته نامه کریستال

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 20:11  توسط کیانوش ولی نژاد | 
 

                                   

۱ - زمينه با پيدايش آهنربا ، پس از گذشت زمان كوتاهي پي بردند كه كرة زمين نيز خاصيت آهنربايي دارد ؛ تا آنجا كه نام قطب هاي آهن ربا را را بر اساس نام قطب هاي زمين نام گذاري كردند .

به دنبال آن ، براي اولين در سال 1600 ميلادي ، توسط « گيلبرت » زمين به عنوان يك آهنرباي بزرگ معرفي شد .

براي دليل وجود خاصيت مغناطيسي در كرة زمين ، نظريه هاي متفاوتي از آغاز شناخت آن تا كنون ، ارائه شده است و حتي بعضي مي گفتند ، خاصيت مغناطيسي كرة زمين ، تحت تأثير كره هاي ديگر است . اما آخرين نظريه ، اين خاصيت را به مواد مذاب داخل كرة زمين مربوط مي داند .

2 - خاصيت مغناطيسي كرة زمين

يكي از ويژگي هاي مهم كرة زمين ، وجود خاصيت آهنربايي در آن است و مانند اين است كه درون كرة زمين ، آهنرباي بسيار بزرگي قرار داده شده است و تا كنون ، نظريه هاي گو ناگوني براي علت آن ارائه شده است . آخرين نظريه اين است كه درون كرة زمين ، مواد مذاب در حال حركت وجود دارد و بيشتر اين مواد ، از جنس آهن و نيكل هستند . هنگامي كه اين مواد حركت مي كنند ، در اطراف جريان هاي الكتريكي ضعيفي به وجود مي آورند كه در مجموع ، باعث مي شود كرة زمين ، خاصيت آهنربايي پيدا كند و در اطراف كرة زمين ، ميدان مغناطيسي به وجود مي آيد . ما روي آهنرباي بزرگي به نام «زمين » زندگي مي كنيم .

چندين سيارة ديگر از سياره هاي منظومه شمسي نيز ، ميدان مغناطيسي دارند كه از جمله آنها مي توان از عطارد و مشتري نام برد . اين خاصيت در خورشيد و بسياري ستاره هاي ديگر نيز ديده مي شود .

خاصيت مغناطيسي كرة زمين ، نقش بسيار مهمي در جهت يابي كشتي ها و هواپيماها دارد . شمال و جنوب مغناطيسي زمين ثابت نيست و در فاصله هاي زماني ، به ميزان قابل ملاحظه اي تغيير مي كند .

3 - زاويه انحراف

چنانچه به كمك عقربة مغناطيسي به طرف قطب شمال يا جنوب برويم ، به قطب شمال و جنوب واقعي كرة زمين نمي رسيم . علت اين است كه قطب شمال و جنوب جغرافيايي و مغناطيسي كرة زمين ، با هم يكي نيست ؛ يعني اينكه قطب شمال مغناطيسي زمين ، درست روي قطب شمال جغرافيايي زمين قرار ندارد و اگر دو قطب جغرافيايي و مغناطيسي زمين را توسط خطي فرضي به به نام « محور » به هم وصل كنيم ، بين دو محور مغناطيسي و محور جغرافيايي زمين ، زاويه اي ساخته مي شود كه به آن ، زاوية انحراف گويند . اين زاويه ، به مرور زمان ، جزئي تغيير مي كند و ثابت نمي ماند ، و اندازة آن در نقاط مختلف زمين متفاوت است . زاوية انحراف در جهت يابي هواپيماها و كشتي ها بسيار مهم است . هم اكنون قطب شمال مغناطيسي كرة زمين ، در شمال كانادا قرار دارد .

4 - زاويه ميل

مطالعة مغناطيسي زمين ، نشان مي دهد كه خط هاي ميدان مغناطيسي زمين افقي نيست و با سطح زمين زاويه اي مي سازد همچنين مي دانيم خاصيت مغناطيسي يك آهنربا در نقاط مختلف آن متفاوت است و در دو قطب آن ، اين خاصيت بيشتر است . به همين ترتيب ، خاصيت آهنربايي كرة زمين در دو قطب بيشتر است . پس اگر يك عقربة مغناطيسي آزاد باشد تا بتواند در راستاي عمودي نيز حركت كند ، نوك اين عقربه نزديك قطب ها به زمين متمايل مي شود و در خط استواي مغناطيسي عقربه ، افقي قرار مي گيرد و در قطب ها ، به عنوان مثال قطب شمال ، نوك عقربه N آن ، عمود بر سطح افقي خواهد شد . پس محور مغناطيسي عقربه هاي مغناطيسي در مكان هاي مختلف استوا تا قطب ، نسبت به سطح افق تغيير كرده و زاويه اي با افق مي سازد ؛ اين زاويه را زاوية ميل گويند . پس زاويه ميل ، زاويه اي است كه محور مغناطيسي عقربه با سطح افق مي سازد همچنين اين زاويه ، در جهت يابي هواپيماها و كشتي ها نقش بسيار مهمي دارد ؛ در جغرافيا به اين زاويه ، عرض جغرافيايي گويند .

5 - كشف معدن هاي آهني زمين

مطالعة ميدان مغناطيسي زمين براي هدف هاي علمي و عملي ، از اهميت به سزايي برخوردار است . وجود ميدان مغناطيس زمين ، انجام پاره اي از بررسي هاي مهم ديگر را ميسر كرده است ؛ از آن جمله ، مي توان از روش هاي اكتشاف و مطالعة ذخاير زمين نام برد . تحليل دقيق ميدان مغناطيسي زمين ، وسيلة توانمندي براي بررسي ذخاير معدني زمين است . در حال حاضر ، جست و جوي مغناطيس سنجي ، روش ژئوفيزيكي مهم و گسترده اي است كه براي اكتشاف و ذخاير معدني به كار مي رود .

در زمين ، نواحي اي وجود دارد كه در آن جا كميت هاي مغناطيسي به طور ناگهاني تغيير مي كنند و مقاديري به خود مي گيرند كه با مقادير مربوط به محل هاي مجاور ، تفاوت زيادي دارند تفاوت زياد كميت هاي مغناطيسي در اين ناحيه ها ، ناشي از فشار تودة بزرگي از سنگ آهن هاي مغناطيسي در زير سطح زمين است ؛ به همين دليل ، مطالعة ناهنجاري هاي مغناطيسي ، دانسته هاي باارزشي در مورد وجود و محل مخزن هاي سنگ هاي مغناطيسي ارائه مي دهد .

6- مين هاي دريايي

مواد مغناطيسي مانند آهن كه در ميدان مغناطيسي كرة زمين قرار گرفته باشند . به مرور زمان ، خاصيت مغناطيسي پيدا مي كنند ؛ مثلاً يك كشتي كه در آن آهن نيز به كار رفته است ، به مرور زمان آهنربا مي شود . از اين خاصيت براي به دام انداختن آن استفاده مي شود .

عملكرد يك مين دريايي ، به گونه اي است كه خاصيت آهنربايي كشتي بر آن اثر گذاشته و فرمان انفجار صادر مي شود .

در يك مين دريايي ، عقربه اي مغناطيسي قرار داده اند كه هنگام عبور كشتي از بالاي آن ، عقربه تحت تأثير قرار گرفته و مين از سطح زيرين دريا ، به سطح دريا مي رسد و سپس منفجر مي شود . براي خنثي كردن اين مين ها دو روش وجود دارد .

الف ـ مغناطيس نيرومندي را با كابل هاي سيمي از زير هواپيما آويزان كرده و آن را نزديك سطح آب ، حركت مي دهند . آهنرباي قوي روي مين ها اثر گذاشته و آنها را خنثي مي كند . گاهي كابل سيمي دايره شكل را به طور شناور روي سطح آب قرار مي دهند و جرياني را از آن مي گذرانند ، كه بر اثر اين ميدان مغناطيسي يا جريان جريان ساز و كار ، مين ها عمل كرده ، بدون هيچ خسارتي منفجر مي شوند .

ب ـ حلقه هايي از سيم عايق شده را به كشتي وصل كنند و جرياني را از آنها مي گذرانند ؛ به طوري كه ميدان مغناطيسي اين جريان مساوي و در خلاف ميدان مغناطيسي كشتي كشتي ( كه يك مغناطيس دائمي است ) باشد . وقتي اين ميدان ها با هم تركيب شوند ، يكديگر را خنثي مي كنند و كشتي بدون اين كه ساز و كار مين را به كار اندازند ، از روي آن مي گذرد .

7 - باستان شناسي مغناطيسي

ميدان مغناطيسي زمين ، منظم و پايدار نيست ؛ بلكه با گذشت سال ها در يك محل معين ، مقدار متوسط زاوية انحراف و ميل تغيير مي كند . اين انحراف محور مغناطيسي و در نتيجه ، تغييرات زاويه انحراف و زاويه ميل در يك محل نسبت به زمان ، شاخة جديدي را در « باستان شناسي » به نام «باستانو مغناطيسي» ايجاد كرده است كه توسط آن ، عمر كوره ها ، اجاق ها و آتشكده هاي قديمي تعيين مي شود . اساس كار ، مبتني بر اين است كه بيشتر خاك رسهايي كه اين اجسام از آنها ساخته شده اند ، حاوي مقدار كمي مواد مغناطيسي اند . سمتگيري اين مواد مغناطيسي ، با گرم شدن در موقع استفادة عادي تثبيت شده است . با مقايسة جهت فعلي ميدان مغناطيسي زمين با جهت ميدان مغناطيسي اين مواد ، مي توان قدمت باستاني تقريبي آن ها را تعيين كرد .

در مقياس طولاني تر زمان ( دوران زمين شناسي ) ، شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد محور مغناطيسي زمين در مدت چهار ميليون سال گذشته ، نه بار كاملاً تغيير جهت داده است . اين شواهد ، مبتني بر اندازه گيري هاي خاصيت مغناطيسي ( ضعيف ) تثبيت شده در تخته سنگ هاي با عمر زمين شناسي معين هستند .

جمع آوری از کیانوش ولی نژاد

منابع :physicsir ----hupaa

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:20  توسط کیانوش ولی نژاد | 

سوال :
ده تا پرنده نشسته بودند روي سيم برق . يه شکارچي مياد يه
تير ميزنه به يکيشون. چند تا پرنده روي سيم باقي ميمونند ؟

جواب :

بستگي به مليت پرنده ها داره :

آمريكايي : پرنده دومي شيش لولش درمياره يه فحش ناموسي ميده و شكارچي رو ميكشه و باقي پرنده ها ليوان مشروبشون رو ميخورند و سري تكون ميدند

چيني : سه تا از پرنده ها فرار ميكنن و در يك گوشه خودشون توليد انبوه پرنده راه ميندازن و شيش تاي باقيمانده در يك چشم بهم زدن توسط هنرهاي رزمي شكارچي رو به شيش قسمت مساوي تقسيم ميكنند.

انگليسي : يكي از پرنده ها خودشو ميزنه به زخمي بودن و ميندازه رو زمين و خودشو خيلي مظلوم نشون ميده و بعد بقيه پرنده ها از فرصت استفاده ميكنن ميرن به زن شكارچي ميگن كه شكارچي مذبور داراي سه همسر و تعداد نامتنابهي بچه است، در نهايت پس از چند روز شكارچي توسط زنش و در خواب به قتل ميرسه

عرب : پرنده دوم تا هفتم از ترس شلوارشون زرد ميشه و پس از چند لحظه سكته ميكنن ميميرن، دو تاي باقيمونده سريع ميرن پولاشونو ورميدارن ميرن خودشون يه تير برق ميخرن و تا آخر عمر بدون ترس بالاش زندگي ميكنن

اسپانيايي : پرنده دوم گيتار دستش ميگيره و حواس شكارچي رو پرت ميكنه ، سومي و چارمي ميرن گاو همسايه رو صدا ميكنن و پنجمي يه پارچه قرمز آويزوون ميكنه روي شلوار شكارچي و گاو ميزنه يارو رو لت وپار ميكنه و در نهايت پنج تاي باقيمانده كلاهاشونو ميندازن هوا و ميگن : هووولي

ايراني : ابتدا نيم ساعت ميگذره و هيچكس نه متوجه افتادن رفيقشون ميشه و نه اصلاً صداي گلوله رو ميشنوه چون همشون داشتن راجع به قسمت اخر نرگس بحث ميكردند.... بعد دو تاشون ميرن زير جسد پرنده رو ميگيرن سريعاً مراسم سوم و هفتم باشكوهي براش ميگيرن و براش مقبره بزرگي ميسازن و بعد از يكي دو ماه ميگن كه بياييد فكري كنيم كه ديگه شكارچي ما رو نزنه و بعد از دو سال جلسات پياپي به اين نتيجه ميرسن كه اصلاً شكارچي مقصر نبوده و تقصير انگليسيها بوده كه دوستشون تير خورده چون در همون لحظه در يكصد كيلومتري اونجا يك انگليسي داشته دماغشو پاك ميكرده... بنابراين يك شب شكارچي رو دعوت ميكنن خونشون و براش سوپ پرنده درست ميكنن و از اينكه دوستشون در مسير گلوله او بوده ازش معذرت ميخوان و قول ميدن هر هفته يكي از خودشون رو براي شكار شخصاً خدمت شكارچي برسه... حتماً ميپرسيد كه شكارچي تو اون نيم ساعت اوليه داشته چيكار ميكرده... حدستون كاملاً درسته ... چون حادثه مذكور در ايران رخ ميداد تفنگ بعد از اولين شليك منفجر ميشه و طرف در اين مدت داشته تلاش ميكرده با موبايلش كه آنتن نميداد با اورژانس تماس بگيره بيان سراغش كه بعد از نيم ساعت موفق ميشه تماس بگيره ولي آمبولانس دير مياد و شكارچي ما ...!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 0:6  توسط کیانوش ولی نژاد | 

                              

سد سازي تا قبل از هخامنشيان
سد سازي يا بند سازي از فعاليت هاي مهندسي به شمار مي رود كه شرايط تاريخي و جغرافيايي خاص مناطق در پيدايش ،‌شكل گيري و گسترش آن سهم به سزايي دارند. در گذشته و در هر منطقه خاص جغرافيايي بنابر ضرورت يا نياز ساكنين آن جا نسبت به ايجاد سد،‌بند يا آبگير اقدام مي كرده اند تا نيازهاي خود در زمينه آبياري و آبرساني را مرتفع سازند. در مناطقي نيز به خاطر پايين بودن سطح آب‌هاي رودخانه ها يا نياز جهت تغيير مسير رود ، سد سازي انجام مي گرفته تا بتوانند سطح آب را بالا آورده و براي نيازهاي كشاورزي و عمراني از آن استفاده كنند.
در ايران نيز به جهت كمبود آب،‌شرايط اقليمي خاص و نيازهاي روزمره آب ماده اي بسيار ارزشمند محسوب مي شده كه اين امر را علاوه بر بندسازي ، سد سازي و آثار به جا مانده مي توان در فرهنگ ايراني و ارزشي كه براي آب قايل مي شدند و حافظه تاريخي مردم ايران به وضوح مشاهده و مطالعه كرد.
در سرزمين هاي ايران و مصر كه از قديم در معرض سيلاب و طغيان رودخانه ها قرار داشتند‌،ساخت بندهاي متفاوت در طول مسير رودخانه ها و يا مناطق سيل خيز به جلوگيري از خسارات اين گونه طغيان ها كمك فراواني مي كرد.
تاريخ سد سازي در ايران‌،مصر و بين النهرين ( ميان رودان) قدمتي بسيار طولاني دارد و هنوز هم مي توان نشانه هايي از آنها را در اين سرزمين ها يافت. به طور كلي سدسازي و نيز لايروبي و مرمت آنها از دير باز در ايران ديگر سرزمين ها ،‌مانند ساير كارهاي عام المنفعه و پروژه هاي بزرگ معمولا به دست حكومت ها و پادشاهاني كه به امور آباداني و آبادي علاقه بيشتري داشتند انجام مي گرفته است و در اين ميان رونق اقتصادي و پيشرفت آبادي ها و شهرهاي مرتبط با سيستم هاي آبياري و آبرساني نيز بستگي بسيار زيادي با مقوله سد و سد سازي و اهميت حكمرانان به اين مسايل داشته است.
سد سازي از دوره هخامنشيان تا قبل از اسلام
پادشاهان هخامنشي به واسطه نياز جغرافيايي كشور ايران و علاقه اي كه در گسترش و آباداني سرزمين تحت فرمانروايي از خود نشان مي دادند و در زمان امپراتوري خود سدها و بندهاي زيادي در بخش هاي جنوب غربي و جنوبي ايران ساختند. بسياري از سيستم هاي آبرساني و آبياري كه تا سال هاي متمادي نيز در ايران از آنها استفاده شد مرهون تلاش مهندسان و صنعتگران ايراني است كه در زمان هاي بسيار دور تلاش نمودند تا نيازها و كمبودها را در زمينه هاي عمراني و آبادي بر طرف نمايند و آثار و شواهد آن را نيز مي توان در نقاط مختلف ايران درك نمود. علاوه بر آن بسياري از آثار به جا مانده از اين دوران ها در سرزمين هاي تابعه حكومت هاي ايران باستان نيز قابل مشاهده است.
يكي از رودخانه هايي كه از قديم به رودخانه اروند مي پيوسته است «‌دياله » بوده است كه بنا به دستور كوروش بزرگ سدي براي آبياري ،‌از خاك و چوب بر روي اين رودخانه بسته شده بود كه شبكه كانال هاي آبرساني را تغذيه مي كرد. همچنين در زمان هخامنشيان اولين كوشش ها جهت سد سازي بر روي اروند و فرات به عمل آمد. از مشخصات اين رودخانه ها آن بود كه سطح فرات بالاتر از دجله قرار داشت و نيز در زمان حكومت بابليان بر بين النهرين تمايل رود فرات نسبت به شرق بيشتر از امروز بوده و اين رود تنها داراي يك مجرا بوده است. انشعاب فرات به دو مجرا بين سال هاي 600 ق.م تا 100 ق. م اتفاق افتاده است . چنان كه پيداست هخامنشيان سدهايي بر روي رودخانه هاي فرات و اروند ساختند و گام هايي ديگر در گسترش شبكه كانال هاي آبياري برداشتند. بدون شك هنگامي كه اسكندر مقدوني در حدود سال 400 ق. م به آنجا ها رسيد آن سدها ساخته شده و برپا بوده اند. استرابو جغرافي دان سده اول ميلادي يونان خبر از ويراني آنها به دست اسكندر مقدوني مي دهد. ولي واقعيت اين كه اسكندر اين سدها را ويران كرده باشد كاملا معلوم نيست چون برخي نيز گفته اند كه اسكندر آنها را خراب نكرده است و حتي به حفر كانال ها و نظارت بر اين سدها به طور مرتب مشغول بوده است. به هر حال آنچه مسلم است آبياري با بهره وري از بند سازي در فرات و اروند پيرامون سده چهارم پيش از ميلاد كاملا روا بوده است و اين سيستم هاي سد بندي و آبياري بعدها در زمان ساسانيان به حد بالاي گسترش خود رسيد.
علاوه بر بندها و آبگيرهايي كه در زمان هخامنشيان بر روي رودخانه هاي اروند و فرات ساخته شد،‌در آن زمان بر روي رودخانه «‌كر » kur در فارس نيز بندهايي براي آبياري زمين هاي پيرامون تخت جمشيد ايجاد شد. با اين كه آثاري از تمامي سدهاي ساخته شده در زمان هخامنشي ها در دست نيست، ولي برخي از بندها كه تا به امروز بر روي آن رودخانه بر جاي مانده اند داراي پايه هاي هخامنشي هستند. از جمله اين سدها « بند ناصري » است كه در 48 كيلومتري شمال غربي تخت جمشيد واقع شده است.
ابن بلخي (سده پنجم‌) سد ناصري را چنين توصيف مي كند:« در اين قسمت رودخانه در زمان هاي قديم سدي ساخته شده بود كه آب كافي را براي آبياري زمين ها تأمين مي كرده است ،‌اما در روزگاران هرج مرج كه اعراب به سرزمين ايران تاختند اين سد رو به خرابي نهاد و در تمام حوزه هاي رامجرا ( را مجرد‌) ديگر كشاورزي انجام نشد. ..»
سد ديگر بند فيض آباد نام دارد كه در حدود 48 كيلومتري شمال تخت جمشيد قرار گرفته است چنان كه گفته شده است يكي از سه بندي كه بر روي رود كر ساخته شده بوده 25 متر درازا و 25 متر بلندا داشته است.
در نزديكي شهرك «‌كوار » در جنوب شيراز سد هخامنشي ديگري به نام «بند بهمن» بر روي رودخانه « مند» بنا شده است. طول بند در حدود 100 متر و بلنداي آن حدود 25 متر مي باشد . بخش عمده اي از اين سد تا كنون از گل و لاي پر شده است.
در زمان ساسانيان و هنگام حكومت شاپور اول ، ارتش شكست خورده والرين رومي كه مركب از 70000 هفتاد هزار نفر مي شد به اسارت ايرانيان درآمد، شاپور از اين اسيران براي ساختن ساختمان هايي در ايران استفاده كرد. يكي از اين ساختمان ها «‌سد شادروان شوشتر» بر روي رودخانه كارون به شمار مي آيد . شوشتر كه در كناره شرقي كارون بر روي ساحل سنگي ساخته شده از زمان ساسانيان يكي از شهرهاي مهم بود. از زمان ايلاميان و دوران اوليه سلسله ساساني براي بالا بردن سطح آب در كارون تا به سطح شهر شوشتر سدي بر روي اين رود زده بودند.
ابن حوقل در صورة الارض راجع به شادروان شوشتر مي نويسد:
« سرزمين خوزستان در محلي مستوي و هموار قرار گرفته است و داراي آب هاي جاري است . بزرگترين رودهاي آن شوشتر است كه شاپور شادروان (سد معروف) را در دروازه شوشتر بر آن ساخت تا آب آن بالا آمد و به ثمر رسيد چه شوشتر در زمين مرتفعي قرار دارد.»
چنانكه پيداست سد اوليه بر روي كارون از لحاظ بالابردن سطح‌ آب چندان رضايت بخش نبود پس ايران رومي را براي رفع نقايص به كار گماشتند . احتمالا علاوه بر نيروي كارگري چندين مهندس نيز در سپاه روم بوده اند. گام نخست ،‌ايجاد رودخانه اي انحرافي « گرگر» بوده كه در هنگام ساختن سد آب كارون را هدايت مي كرده است. اين سد كه پس از تعميرهاي پشت سر هم تا كنون به جا مانده است «‌بند ميزان » نام دارد. سد داراي سرريزهايي است كه در هنگام بالا آمدن آب اضافي آن را تخليه مي كرده است. پهناي اين سد بين 10 تا 12متر است . ساختن اين سد از سه تا هفت سال طول كشيد و هنگامي كه ساختمان آن پايان يافت . ورودي رود گرگر با بند ديگري بسته شد كه امروزه « بندقيصر » ناميده مي شود . اين سد نيز كه تا كنون به جا مانده از تكه هاي بزرگ سنگي كه با بست هاي آهني به يكديگر محكم شده اند ساخته شده است. براي كنترل آب رودگرگر شش سرريز در آن سد ساخته شده بوده است . كانال گرگر پس از گذشتن نزديك به 30 كيلومتر به سوي جنوب دوباره به كارون مي پيوندد . نشانه هاي موجود چنين مي گويد كه براي آبياري نهرهاي ديگر نيز بر روي اين كانال زده شده بوده است.
به نظر مي رسد كه اين نخستين بار در تاريخ سد سازي است كه براي ساختن سدي بر روي رودخانه اي‌، براي آن كانال انحرافي ساخته اند و به ويژه از ديدگاه مهندسي با توجه به مقدار آب كارون اين خود پروژه با اهميتي به شمار مي رفته است. از كتاب تحفة العالم درباره ساختمان سد شادروان چنين آمده است:
«... ذوالاكتاف بعد از قلع و قمع اعراب به جنگ قيصر كمر بسته او را مغلوب و اسير كرد و به ايران قصد داشت و پس از مؤاخذه و مصادره به او فرمود كه اگر نجات خود را مي خواهي ممالكي را كه از قلمرو من خراب كرده اي بساز و چون شاپور را به عمارت و آبادي شوشتر رغبتي بوفور بود. قيصر التزام نمود كه ابتدا شادروان شوشتر را بسازد و چنان كند كه در حوالي شهر زرع مايي توانند كرد .قيصر چون بر جان خود ايمن گشت ... بفرمود تا مهندسين با فرهنگ ار روم ... و مهندسان بعد از آنكه ترازوي آب را بر‌آورد نمودند ديدند كه به سبب بسياري رودخانه و شدت جريان آب ساختن شادروان محال و زمين رودخانه را سنگ بست نمودن كه ديگر باره عميق نشود ممكن نيست مگر آن كه آب را اولا به طرف ديگر جاري نمايند تا آب از رودخانه منقطع گردد بعد از ساختن زمين رودخانه شادروان باز آب را به اين طرف سردهند و آن رخنه را ببندند...»
در شاهنامه فردوسي اشاره به اين موضوع شده كه سازنده و مهندس شادروان شوشتر شخصي به نام « برانوش » بوده است. ساختمان سد شادروان در زمان شاپور ساساني در 280 ميلادي پس از سه سال عمليات ساختماني به اتمام رسيد. در ساختمان اين سد براي پيوند و پا برجايي سنگ هاي گرانيت به كار برده اند.
بنا به شرح كتاب مجالس المومنين نوشته طبري عمود هاي آهنين كه در سرب قرار داشته نيز در آنجا به كار رفته بوده است.
يكي از بندهاي ديگري كه پس از سد شوشتر ساخته شد سد اهواز بوده است كه نشانه هاي آن هنوز هم به چشم مي خورد .درازاي اين سد بيش از 1000 هزار متر بوده و احتمالا 8 متر ضخامت(پهنا)‌داشته است . مقدسي جغرافي دان اسلامي سده سوم هجري درباره سد اهواز چنين مي گويد :« ميان اين دو بخش { اهواز را } پل «‌هندوان » كه با آجر ساخته شده پيوند مي دهد... روي اين نهر {مسرقان } دولاب‌‌هاي بسيار است كه فشار آب آنها را مي گرداند و «‌ناعور »‌خوانده مي شوند.
سپس آب در كاريزها كه در بالا نهاده شده مي آيد ... بستر رودخانه نيز از پشت جزيره اي به اندازه يك صد درس به يك شادروان كه (ديواره اي )از سنگ ساخته شده بر مي خورد و بازگشته (و درياچه مي شود با فواره هاي شگفت انگيز ) و به سد جويبار مي افتد كه به آبادي‌ها مي رود و كشتزارها را سيراب مي كند. ايشان مي گويند:‌اگر شادروان نبود اهواز آباد نبود چه در آن هنگام از آب‌هايش بهره برداري نمي شد. شادروان درهايي دارد كه هنگام افزايش آب آنها را باز مي كنند ... صداي آب سرريز شده از شادروان در بيشتر سال آدمي را از خواب باز مي دارد.»

بند ديگري كه در سده چهارم پس از ميلاد توسط شاپور دوم (و يا احتمالا بازمانده‌اش اردشير دوم ) ساخته شده سد پل گونه دزفول است كه بر روي رودخانه كوفه زده شده و در محل پي پل قرار گرفته بوده است. از زمان ساسانيان نام سد ديگري به نام « بند قير »‌بر روي رودخانه كارون در محل پيوستن دو رود آب گرگر و آب دز به كارون بر جاي مانده كه پس از سدهاي شوشتر و اهواز از مهم ترين سدهاي روي كارون به شمار مي آمده است.چنان كه پيداست نام اين سد نماينده كاربرد « قير » براي آب بندي آن به منظور افزايش پا بر جايي و سختي و استحكام سد بوده است.
پادشاهان و مهندسان ساساني افزون بر ساختن سد بر روي كارون و كرخه در سرزمين عراق امروزي نيز به ساختن سدهايي به ويژه در كرانه شرقي اروند بين سامره و كوت مبادرت كردند . ساسانيان سيستم آبياري رودخانه دياله را گسترش دادند و در پديد آوردن نهرها تا آنجا پيش رفتند كه نياز به مقدار آبي بيشتر از آنچه كه دياله مي توانست بدهد پيش آمد. اين گره به كمك رودخانه اروند گشوده شد ، بدين معني كه ابتدا آب آن را با ابزارهاي بالا بردن آب و سپس با كانال هاي عظيم بالا مي بردند و آن را بدينوسيله به رود دياله سوار مي كردند . گسترش شبكه آبياري در جنوب ايران و بين النهرين در زمان خسرو اول پادشاه ساساني (579 ـ 531 م) به درجه بالاي خود رسيد . يكي از نمونه هاي اين گسترش كانال نهروان بوده است كه از پشت سد بر روي اروند نزديك محلي به نام دور ( (Dur تغذيه مي شده است . اين كانال بعدها در زمان خلفاي عباسي تعمير شد . كانال نهروان در محل باكوبه (واقع در پنجاه و سه كيلومتري شمال شرقي بغداد و حدود 110 كيلومتري پايين دست سد) به رودخانه دياله مي رسيد.10 نكته جالب توجه آن است كه كانال نهروان و رودخانه دياله در يك سطح و بدون هيچگونه كنترل مجازي به يكديگر مي رسيدند و اين نشان دهنده آن است كه مهندسان ساساني مي توانسته اند جاي سد را طوري برگزينند كه اين جريان و ارتباط طبيعي با دقت انجام گيرد. و اين خود نمايشگر تبحر آنان در پياده كردن نقشه و نقشه برداري ساختمان ها و تأسيسات بوده است. در حدود سي و شش كيلومتري جنوب باكوبه سدي به نام سد بلادي براي كنترل جريان آب در دياله ساخته شده بود كه آب دياله را به داخل كانال كوتاهي (كه در زير بغداد و بالاي تيسفون به اروند مي‌ريخت )‌كنترل مي كرد.
افزودن بر سدها و پل هايي كه شرح آنها آمد از باستان در سرزمين خوزستان بندها، پل ها و سدهاي ديگر نيز ساخته شده بوده است كه به آبياري زمين هاي پيرامون كمك فراوان مي كرده اند برخي از اين سدها عبارت بودند از : 11
ـ سد قلعه رستم ، در 33 كيلومتري شمال شوشتر بر روي كارون كه داراي سه دهنه بزرگ از بالا به پايين بوده است. نهري را كه از اين سه سد آب مي گرفته نهر « جوي بند » و يا « ديم چه » مي گفته اند . درازاي اين نهر آبياري 18 كيلومتر بوده است. ـ
ـ سد شعيبيه : كه در 24 كيلومتري جنوب غربي شوشتر و بر روي رودخانه دز ساخته شده بوده است.
ـ سد كارون : كه در 8 كيلومتري شمال اهواز قرار داشته است.

-سد عجيرب :كه در 36 كيلومتري شوشتر روي رودي با همان نام احداث شده است.

ـ سد كرخه : اين سد در 15 كيلومتري شمال حميديه واقع بوده و پيش تر به آن سد نهر هاشم مي گفته اند.
ـ سد ابوالعباس : در 18 كيلومتري رامهرمز واقع است و از سه دهانه تشكيل مي شده است.
ـ سد ابوالفارس : در جنوب شرقي رامهرمز.
ـ سد جراحي : در 29 كيلومتري جنوب رامهرمز.
يكي ديگر از آثار تاريخي دوران ساساني دژ باستاني ايزد خواست و آثار تاريخي مربوط به آن است. اين آثار كه در راه اصفهان به شيراز در 41 كيلومتري جنوب اصفهان واقع شده شامل قلعه ،‌آتشگاه ، پل ،‌كاروانسرا و سد نزديك آن است . سد ايزد خواست (يزد خواست‌) در ده كيلومتري جنوب دهكده يزد خواست قرار گرفته و درازايش 65 متر و پهناي آن نزديك 6 متر است . از ويژگي هاي اين بند كه تنها بخشي از آن برجاي مانده است ،‌آن است كه اين سد از نوع قوسي بوده است . 12 سد يزد خواست كه مي توان آن را نخستين بند قوسي جهان دانست از بناهاي دوره ساساني است . مصالح ساختماني سد شامل سنگ لاشه و ملات گچ و ساروج و نماي آن از سنگ تراشيده با اندود ساروج است . چنان كه پيداست اين بند براي جمع كردن آب هاي بهاري و جلوگيري از جريان سيل در منطقه ايزد خواست ساخته شده بوده است.
سد سكندر: درباره ديواره يا سدي كه در تاريخ به نام سد سكندر موسوم گشته نوشته ها و اخبار متعددي ذكر شده است . عده اي معتقدند اسكندر مقدوني در لشگر كشي هاي خود به شرق در منطقه ماوراء النهر بنا به درخواست مردم منطقه كه مرتبا در معرض تهاجم قومي به نام يأجوج و مأجوج بوده اند. اين سد را رد دهانه دره اي بنا مي كند تا جلوي مهاجمان گرفته شود. البته در انتساب بناي مذكور به اسكندر جاي شك فراوان وجود دارد و مي تواند مانند بسياري از داستان هاي تخيلي و ساختگي مربوط به اسكندر مطرود تلقي شود. اسكندر مهاجم با تهاجم سريع خود و مدت كمي كه در اختيار داشته و مرتبا در حال حمله و لشكر كشي بوده ، بعيد است كه چنين كار عظيمي را انجام داده باشد.
بلعمي در ترجمه خود از تاريخ طبري اوايل سده سوم هجري و به نقل از روايت قرآن13كريم ساختن سد يأجوج و مأجوج را به شخصي به نام اسكندر ذوالقرنين منتسب مي داند بر طبق آن مردم ‌از اسكندر مي خواهند برايشان سدي بسازد كه ميان آنها و اقوام مهاجم حايل باشد.
ابوريحان بيروني كه مي خواسته بداند كه محل سد سكندر در كجا بوده است در مورد شخصيت ذوالقرنين چنين نظر مي دهد كه وي يكي از اميران حميدي بوده است. مقدسي نيز در احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم (صفحات 533 تا 538 ) با شرحي مشابه ابوريحان مي نويسد كه ديواره سد پنجاه ذراع كلفتي و بلندي داشته و با خشت هاي آهنين در مس پوشانده شده بوده است. از اين نوع روايت و روايات نظير آن مي توان احتمال داد كه سد موسوم به سد اسكندر نوعي ديواري دفاعي بوده است. علاوه بر سد سكندر در نوشته هاي تاريخي از ديواره هاي دفاعي ديگري نيز كه همگي در منطقه مازندران (طبرستان) ايجاد شده بودند نام برده شده است. اين سد ها يا ديوارها به نام هاي سد تميشه ،‌سد دربند ،‌سد انوشيروان ،‌سد مرو و باب الابواب شهرت يافته اند و احتمال دارد كه سد سكندر يكي از اين پنج ديوار ،‌بوده باشد . رواياتي كه ذكر شد همگي از وجود ديواره هاي دفاعي متعدد در ناحيه شمال خراسان و كناره درياي خزر حكايت مي كند . برخي از اين حفاظ ها به صورت سد يا بندي در دره اي بوده و برخي ديگر نيز به شكل ديواري طويل ازسدي تا سدي ديگر كشيده شده بوده است . سدها و ديواره هاي دفاعي در شمال خراسان براي حفاظت شهرهاي آن سامان از هجوم اقوام وحشي ايجاد شده بوده است. اين ناحيه از ايالت هاي مهم ايران در عصر هخامنشي به شمار مي آمده است و آن طور كه از تاريخ بر مي آيد كشور ايران از زمان كوروش هخامنشي در اين ناحيه همواره در معرض هجوم قبايل وحشي قرار داشته است با توجه به اين كه برخي ذوالقرنين را همان كوروش شاه هخامنشي دانسته اند بعيد نيست كه در آن عصر اقداماتي در دفاع از اين منطقه با ايجاد سدها و ديوارهاي حايل انجام گرفته باشد. اقدامات دفاعي احتمالا از دوره هخامنشيان آغاز شد،‌در عصر اشكانيان هم بنا بر شواهد موجود مانند ديوار دفاعي گرگان و تطابق نظريات باستان شناسي قوت يافت و در دوره ساسانيان نيز تأسيسات مزبور بازسازي شده و مواضعي نيز بدان افزوده گشته است و نيز به احتمال نزديك به يقين مي توان گفت كه اسكندر مقدوني چيزي در آن ناحيه نساخته است !‌نه سبك ساختماني و نه آثار باقيمانده ‌،‌هيچ يك حكايت از چنان اقدامي نمي كند و به طور حتم اسكندر در گذار از سرزميني بيگانه و در مدتي كوتاه نه انگيزه و نه توان انجام چنان كاري را داشته است . ضمن اين كه بعيد به نظر مي رسد كه مردم ايران كه اسكندر در برابر آنها حكم يك مهاجم و اشغالگر را داشت از يك بيگانه چنين درخواستي كنند و او نيز پاسخ دهد. انتساب نام اسكندر به اين بناها و ديگر آثار را بايد انگاره اي نادرست دانست كه به ذهن عوام راه يافته و در برخي نوشته ها نيز مغرضانه و يا نا آگاهانه ظاهر شده است. 
 

جمع آوری از کیانوش ولی نژاد

منابع و مأخذ:
ـ فرشاد ، مهدي ـ تاريخ مهندسي در ايران ـ انتشارات بنياد نيشابور شناسي ـ‌چاپ دوم ـ‌1362 خورشيدي ـ صص 265 ـ 252 .
1- willcocs,w.( The Restoration of the Ancient
2- Irrigation works on the tigris), cairo,1903 ,P10
3- Houtum SCHINDLER ,(A .Note on the Kur River in fars), proc, Royal Geogr .soc. vol .13/1891 . p.288
3ـ ابن بلخي ،‌فارسنامه ، به اهتمام علي نقي بهروزي ـ انتشارات اتحاديه مطبوعاتي فارس ـ ص 28
4- Goblot ,h,(le Rolede Iran dans les Techniquesdeieau) ,Techniques,Arts,sciences.no.15516.1962.p.48
5- ابن حوقل ،‌صورة الارض ،‌ترجمه جعفر شعار ،‌انتشارات بنياد فرهنگ ايران‌،شماره دوم ص 24
6- CURZON.G.N.( Leaves from a Diary on the Karun River) fort.nightly Review.London .1890 . ps713- 706
7ـ CURZON.G همان منبع P.715
8 ـ كريمي ، بهمن ـ راه هاي باستاني و پايتخت هاي قديمي ايران،‌ تهران‌ ـ 1329 خورشيدي ص 97
9ـ مقدسي ،‌محمد بن احمد ـ‌احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم ـ ترجمه علينقي منزوي ـ شركت مؤلفان و مترجمان ايران ـ صص 614 ـ 613
10 ـ WILLCOCS.wهمان منبعP.10
11ـ كريمي ،‌بهمن ـ‌همان منبع ـ‌ صص 109ـ 106
12ـ ورجاوند ،‌پرويز، قلعه باستاني ايزد خواست و آثار تاريخي آن ـ بررسي هاي تاريخي شماره 1سال هفتم
13ـ قرآن كريم ـ سوره الكهف ـ آيات 96ـ 82 ـ از روي تفسير ابوالفتح رازي ـ انتشارات جاويدان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 23:31  توسط کیانوش ولی نژاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
آرشیو موضوعی
مقالات علمی , پزشکی , پژوهشی
مقالات ورزشی
مقالات فرهنگی و اجتماعی
مقالات اقتصادی
گالری عکس
مقالات مختلف
مقالات تاریخی
بیوگرافی افراد مشهور دنیا
بخش ترکی (( TURK YAZILARY ))
طنز
تسلیحات نظامی
مشخصات معماری ابنیه های دنیا
خبرهای داغ
مشخصات اسلحه های انفرادی
آموزش کامپیوتر
تحلیلات نظامی
بخش ادبی
شناخت انواع مواد مخدر
آموزشی
مجموعه قوانین و آیین نامه های کشوری
سیاسی و جناحی ...!
پیوندها
سایت شخصی دکتر اکبر اعلمی
گذری بر ترکان ایران
سوته دلان
یادگاری تاریک
ِهشت
سایتی مفید
سایت خبرنگار شجاعی
سایتی جالب و دیدنی
عروسی در جاهای مختلف دنیا
متن کامل انجیل به زبان فارسی
قیمت وبلاگ شمادر بازار جهانی
مشخصات رده بندی سایت شما در اینترت
محاسبه قد و وزن ایده آل
رها
خبرگزاری پژواک ایران
سکوت من
روزنامه نگار زرد
كاغذ پاره هاي يك خبرنگار
انجمن روزنامه نگاران ایران
روزنامه نگار نو
خبرنگار آزاد
برگزيده هاي يك روزنامه‌نگار
نوشته هاي يك خبرنگار آزاد
جمعیت مبارزه با اعتیاد خراسان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


آمار وبلاگ

افراد آنلاين:
PageRank